آیا یمانی، حجت خداست؟

آیا یمانی ،حجت خداست؟

آیا یمانی، حجت خداست؟

یمانی کیست؟ و آیا نشانه‌هایی برای شناخت این شخصیت وجود دارد که بوسیله آنها شناخته شود؟ آیا او از کشور یمن می‌باشد و آیا او معصوم می‌باشد به طوری که مردم را به باطل نکشاند و آنها را از حق خارج نسازد؟

در آغاز باید بدانیم که مکه از تهامه است ، و تهامه از یمن است، و یمن از ریشه ایمان است:

رسول خدا(ص) فرمود : همانا ایمان در مکّه ظهور کرد و مکّه در تهامه و تهامه در سرزمین یمن است و به همین سبب، کعبه را «کعبه‌ی یمانیه» می گویند . بحار الأنوار، ج۲۲ ، ص۱۳۷

خداى متعال کعبه را هم به اسم یمانیه خواند ، وخداى متعال به عیسى بن مریم در وصف رسول الله (ص) فرمود : ای عیسی، دینش حنفی و قبله‌اش یمانی است. کافی ج۸،ص۱۰۳٫
رسول الله(ص) فرمود : همانا بهترین مردان اهل یمن هستند و ایمان یمان و من نیز یمانی هستم . بحار الأنوار، ج۵۷، ص ۲۳۲٫

پس روشن شد که وصف یمانی از کلمه ایمان برمی‌خیزد و برای پیامبر ص و بقیه اهل بیت ع نیز بکار رفته است.

پس حضرت محمد(ص) و خاندان ایشان همگی یمانی هستند، حضرت محمد(ص) یمانی است و امام علی(ع) یمانی است و امام مهدی(ع) و همه اهل بیت(ع) یمانی است، و این موضوع را علمای باعمل گذشته که رحمت خدا بر آنها باد می‌دانستند :

علامه مجلسی(ره) در بحار الانوار کلام اهل بیت (ع) را”حکمت یمانیه” نامیده است. مقدمه بحار جلد ۱ ص۱

ولی متاسفانه علمای بعدی و آخر الزمان خود را مشمول این آیه قرآن کرده‌اند:
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا ، سوره مریم، ۵۹٫

اما پس از آنها، فرزندان ناشایسته‌ای جانشین شدند که نماز را تباه کردند ، و از شهوات پیروی نمودند، پس به زودی مجازات گمراهی خود را خواهند دید

اما راجع به شناخت شخصیت یمانی، امام باقر(ع) فرمود : در پرچـمها پرچـمى هدایت‌کننده‌تر از پرچم یمانى نیست و آن پرچم هدایت است . چون که شما را به صاحبتان دعوت می کند ، و اگر یمانى خروج کرد فروختن اسلحه حرام مى‌شود . و اگر یمانى خروج کرد، بپا خیز بسوی او . که همانا پرچمش پرچم هدایت است . و جایز نیست مسلمانان از او سرپیچى کنند ، و اگر کسى اینکار را انجام دهد از اهل جهنم مى‌باشد . زیرا که او دعوت به حق و هدایت به راه راست مى‌کند. غیبت نعمانی،ص ۲۶۴٫ بحار الأنوار ج ۵۲  ص ۲۳۲

نکات بسیار مهم از حدیث فوق

«جایز نیست هیچ مسلمانی از او سرپیچى کند ، و اگر کسى اینکار را انجام دهد از اهل جهنم مى‌باشد.»

و امر به اطاعت محض از این شخص، به این معنى مى‌باشد که یمانى، صاحب ولایت الهى است و هیچ کس صاحب این ولایت نمى‌باشد بطوریکه سرپیچی از او ، انسان را وارد جهنم کند (حتى اگر نماز بخواند و روزه بگیرد) مگر اینکه از خلفاى خداوند در زمین باشد که عبارتند از پیامبران ع  و مرسلین ع  و امامان ع  و مهدیین ع٫

«او دعوت به حق و هدایت به راه راست مى‌کند»

و دعوت به حق و راه راست یا صراط مستقیم به معنى این است که این شخص اشتباه نمى‌کند تا مردم را وارد باطل کند یا اینکه آنها را از حق خارج سازد . و این به این معناست که او معصوم و منصوص العصمه است . بنابراین ، این قید در حدیث ، ثمره بزرگی در مشخص کردن شخصیت یمانی دارد . و برداشت هر معنى دیگری از این جمله ( دعوت به حق و هدایت به راه راست مى‌کند)، آن را لغو و بی‌فایده می‌کند و حاشا که أئمه علیهم السلام چنین باشند، آنان از گفتن کلام لغو، مبرا هستند. پس نتیجه می‌گیریم یمانی حجتی از حجتهای خدا در زمین است و معصوم و منصوص العصمه است.

امام سجاد (ع) فرمود: عصمت در ظاهر خلقت(چهره) نیست که با آن شناخته شود و معصوم نخواهد بود مگر به او وصیت شده باشد.(معانی الاخبار ص۱۳۲)

پس باید حتما یمانی ع در وصیت پیامبر ص، ذکر شده باشد.

«و اگر یمانى خروج کرد فروختن اسلحه حرام مى شود »

حرام شدن فروش اسلحه فقط در زمان قیام اهل بیت ع صورت می‌گیرد:

امام باقر(ع) فرمود: اگر جنگ بین ما(اهل بیت ع) بود، سلاح را برای آنها(دشمنان ما) حمل نکنید(نفروشید) و هر کس که سلاح را برای دشمنانمان حمل کند، مشرک است. کافی- ج ۵ ص۱۱۲
پس حتما باید یمانی نیز یکی از اهل بیت ع باشد که هنگام خروج ایشان خرید و فروش سلاح حرام می‌شود.

سه نشانه اصلی: (وصیت، پرچم و سلاح پیامبر خدا ص)
امام باقر (ع) فرمود : هر چیزی برای شما ایجاد اشکال یا شبهه کند وصیت و پرچم و سلاح پیامبر خدا (ص) جای هیچ گونه شبهه و اشکال برایتان باقی نمی‌گذارد … بر حذر باشید از کسانی که خود را به دروغ به آل محمد نسبت می‌دهند . که همانا برای آل محمد و علی (ع) پرچمی (فقط یک پرچم) است و برای دیگران پرچم ها . پس در جای خودت ثابت باش و از هیچ‌کس ابداً تبعیت نکن تا مردی را از فرزندان حسین (ع) ببینی که با او وصیت رسول خدا (ص) و پرچم او و سلاح او باشد . تفسیر العیاشی ج ۱  ص ۶۴ . بحار الأنوار ج ۵۲  ص ۲۲۲ . إلزام الناصب ج ۲  ص ۹۶

به دو دلیل این روایت در مقام تبیین یمانی ع است

دلیل اول:

اینکه مطابق این روایت، در آخرالزمان برای آل محمد و علی ع، فقط یک پرچم است، یعنی پرچم حق، واحد است.

در روایت دیگر امام باقر ع نیز مشخص شد که تنها پرچم یمانی، پرچم حق و هدایت است.

دلیل دوم:

در این روایت، امام باقر ع صریحا به شیعیان امر می‌فرمایند پس در جای خودت ثابت باش و از هیچ‌کس ابداً تبعیت نکن تا مردی را از فرزندان حسین (ع) ببینی …. یعنی هرگز از کسی نباید اطاعت نمود مگر این شخص.

و قطعا این شخص (مردی از فرزندان حسین ع) نمی‌تواند امام مهدی ع باشد، چون با این فرض، اطاعت از یمانی که قبل از امام مهدی‌ع است، حرام می‌شود و باید صبر کنیم تا امام مهدی ع بیاید، که این، با کلام دیگر اهل بیت ع در مورد ضرورت سرپیچی نکردن از یمانی متناقض است. پس این شخص کسی جز یمانی نخواهد بود.

امام باقر ع فرموده که پس در جای خودت ثابت باش و از هیچ‌کس ابداً تبعیت نکن تا مردی را از فرزندان حسین (ع) ببینی که با او وصیت رسول خدا (ص) و پرچم او و سلاح او باشد.

پس در آخرالزمان از هیچ کسی حق اطاعت نداریم جز یمانی ع٫

در این روایت، امام باقر ع، سه نشانه مهم برای یمانی برشمرده: وصیت، پرچم و سلاح پیامبر خدا ص

اما اینکه وقتی شخصی با نشانه وصیت رسول خدا ص بر مردم احتجاج می‌کند، یعنی او وصی پیامبر ص است، البته این امر تا زمانی که خدا، ایشان را مبعوث کرده به امر خدا مخفی بوده:
مالک جهنی گوید به امام باقر (ع) گفتم ما صاحب این امر را با صفتی وصف می‌کنیم که احدی از مردم چنان نیست . امام باقر (ع) فرمود : نه والله که چنین نخواهد بود تا زمانی که خودش بیاید و بر شما به آنها احتجاج کند و شما را به خود دعـــوت کند . غیبت نعمانی ص۳۳۷ .

امام باقر علیه السلام فرمودند: عمر بن خطاب از امیرالمومنین علیه السلام پرسید: آیا اسم مهدی را به من خبر می‌دهید؟ حضرت فرمودند: تحقیقا حبیب من شاهد است و از من عهد گرفته است که نام او را نگویم تا زمانی که خدا او را مبعوث نماید.
الغیبه الطوسی ص ۴۷۰ ح ۴۸۷
سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا می‌توان تنها به وسیله نشانه‌های روائی به کسی ایمان آورد یا خیر؟
پیامبر ص در وصیتش به امیر المومنین ع فرمود: یا علی عجیب ترین مردم از جهت ایمان، و عظیم ترین آنها از جهت یقیین، قومی هستند که در آخر الزمان خواهند آمد، نبی ص را درک ننموده و حجت نیز از آنها غایب است، پس آنان به سیاهی بر روی سفیدی (نوشته و حدیث) ایمان آوردند. کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۱، ص: ۲۸۸، من لا یحضره الفقیه، ج‏۴، ص: ۳۶۶

وصیت و پرچم و سلاح اگر صرفا امری مادی بود! قطعا باعث ایجاد شبهه در تطبیق مصداق آن و اصالت آن بوجود می‌آمد! اما ببنیم این نشانه‌ها دقیقا چه هستند و مطابق روایات متواتر دیگر چگونه شناخته می‌شوند؟

نشانه اول: وصیت 
وصیت طبق روایات اهل بیت ع باید ظاهر باشد و در کتب موجود باشد، یعنی اگر کسی وصیت پیامبر ص را از جیب خود بیرون ‌آورد، قطعا برای مومنین ایجاد شبهه خواهد نمود!
امام صادق ع فرمود: ده چیز از نشانه ها و صفات امام است: عصمت، نص، اینکه او داناترین مردم(نسبت به کتاب های آسمانی و شریعت) باشد، و با تقواترین آنها و عالمترین آنها به کتاب خدا و اینکه صاحب وصـــیت آشــــکار باشد و…
[بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۱۴۰٫ ]

امام صادق (ع) در حدیثی فرمود: «….پس با او بین رکن و مقام بیعت می‌کنند و همراه او وصــــــیت رسول خدا (ص) است که فرزند بعد از فرزند به ارث نهاده است.». غیبه النعمانی ص۲۸۲٫ بحار الأنوار ج۵۲ ص۲۳۷ – ۲۳۹٫

از امام صادق (ع) سوال شد صاحب این امر با چه چیزی شناخته می‌شود؟ فرمودند: «با آرامش و وقار و علم و وصـیت.». بصائر الدرجات ص ۵۰۹٫

امام صادق (ع) فرمود: «صاحب این امر با سه خصوصیت شناخته می‌شود که در هیچ‌کس جز او نیست. او نزدیک‌ترین مردم به کسی که قبل از او است می‌باشد و او وصیش است. با او سلاح رسول الله (ص) است. با او وصــیت رسول الله (ص) می‌باشد.». بصائر الدرجات ص ۲۰۲٫ الکافی ج ۱ ص ۳۷۹٫

امام صادق (ع) سوال شد، حجت ما در مدعیان دروغین برای صاحب این امر چیست؟ فرمود: «سه نشانه است که در هیچ مردی جز او جمع نمی‌شود، آن که او نزدیک‌ترین مردم به کسی که قبل از او است می‌باشد، در نزد او سلاح رسول خدا (ص) است، و اوصاحب وصـیتی است که (در کتاب‌ها) آشکار است.» .الخصال: ۱ / ۱۱۷ ح ۹۹، بحارالانوار: ج۲۵ / ۱۳۸ ح ۸، الکافی: ج۱ / ۲۸۴ ح ۲٫

امام صادق (ع) فرمودند: «آیا دیدید که وصیت کننده از ما به هرکس که بخواهد وصیت کند؟ نه به خدا سوگند؛ در صورتی که آنعـهدی از خداوند و رسولش (ص) به مردی بعد از مرد دیگر تا این که امر به صاحبش برسد.» .الکافی ج۱ ص۳۰۷٫

امام صادق (ع) در کلامی طولانی می‌فرمود: «ای کسی که ما را به وصـیت اختصاص نمودی (وصیت را مخصوص ما کردی) و علم گذشته و آینده را به ما دادی و دل‌های بعضی از مردم را متوجه ما نمودی و ما را وارث پیامبران قرار دادی.».بصائر الدرجات –ص ۱۲۹٫
پیامبر ص فرمودند: «یهود هفتاد و یک فرقه شد، که هفتاد فرقه‌اش جهنّمى و تنها یک فرقه اهل بهشت است، و آن همان فرقه‌اى است که از وصیت موسى علیه السّلام پیروى کردند. و نصارى هفتاد و دو فرقه شدند، هفتاد و یک فرقه اهل دوزخ و تنها یک فرقه‌ی ایشان أهل بهشت شدند، و آن همان گروهند که از وصیت عیسى علیه السّلام پیروى کردند. و این امّت نیز هفتاد و سه فرقه خواهند شد، که هفتاد و دوتاى آنها در آتشند و تنها یک فرقه اهل بهشتند، و آن فرقه‌اى است که از وصیت من پیروى خواهند کرد! (کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص ۴۳۳)

اما وصیت پیامبر اکرم ص چه بوده است؟
امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) از پدرش امام زین العابدین (ع) از پدرش امام حسین (ع) از پدرش امیر المؤمنین (ع) که فرمود : رسول خدا (ص) در همان شبى که وفاتش در آن واقع شد ، به على (ع) فرمود : اى ابا الحسن ، کاغذ و دواتى بیاور و حضرت وصیت خود را املاء فرمود و على مى نوشت ، تا بدین جا رسید که فرمود : یا على ! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى . پس تو یا على اوّلین دوازده امام مى باشى . خداى تعالى تو را در آسمانش ، على مرتضى ، و امیر المؤمنین ، و صدیق اکبر ، و فاروق اعظم ، و مأمون و مهدى نامیده و این نامها براى غیر تو شایسته نیست ، اى على تو وصىّ من بر خاندانم ، زنده و مرده ایشان هستى ، و نیز وصى بر زنانم هستى ، هر یک را که تو به همسرى من باقى گذارى ، فرداى قیامت مرا دیدار کند و هر یک را تو طلاق دادى ، من از وى بیزارم و مرا نخواهد دید ، و من نیز او را در صحراى محشر نخواهم دید ، و تو پس از من خلیفه و جانشین من بر امتم هستى ، هر گاه وفاتت رسید ، خلافت را به فرزندم حسن واگذار کن ، که او برّ وصول است ، چون او وفاتش رسید آن را به فرزندم حسین زکىّ شهید مقتول بسپارد ، چون هنگام وفاتش رسید ، آن را به فرزندش سید العابدین ذى الثّفنات على بسپارد ، چون هنگام وفات او رسد ، آن را به فرزندش محمد باقر بسپارد ، و چون وفاتش رسد ، آن را به فرزندش جعفر صادق واگذار کند ، و چون وفاتش فرا رسد ، به فرزندش موسى کاظم باید بسپارد ، و چون وفات او فرا رسد ، به فرزندش على رضا بسپارد ، و چون وفاتش فرا رسد ، به فرزندش محمد ثقه تقى واگذارد ، و چون هنگام وفات او شود ، به فرزندش على ناصح بسپارد ، و چون وفاتش در رسد ، به فرزندش حسن فاضل واگذارد ، و چون وفات او برسد ، آن را به فرزندش م ح م د که مستحفظ از آل محمّد (ص) است ، تسلیم کند ، و ایشان دوازده امامند . بعد از آن دوازده مهدى مى باشند . پس وقتى که زمان وفاتش فرا رسید ، خلافت را به فرزندش که اوّلین مهدیان است مى سپارد ، و براى او سه نام است . یک نامش مانند نام من ، و نام دیگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد ، و نام سوّمین مهدى است و او اوّلین مؤمنان است
منابع:
۱-  غیبت طوسی تالیف محمد بن الحسن طوسی صفحه -۳۰۰- ۱۵۰—
۲- شیخ حر عاملی در کتاب الایقاظ من الهجعه صفحه ۳۹۳ —
۳- شیخ حر عاملی در اثبات الهدی جلد ۱ صفحه ۵۴۹ –
۴- شیخ حسن ابن سلیمان الحلی در کتاب مختصر البصائر صفحه ۱۵۹ –
۵- علامه مجلسی در بحار الانوار جلد ۵۳ ص ۱۴۷ و مختصرا در جلد ۳۶ صفحه ۲۶۰ –
۶- شیخ عبدالله بحرانی در کتاب غایه العوالم جلد ۳ ص ۲۳۶ –
۷- سید هاشم بحرانی در کتاب غایه المرام جلد ۲ صفحه ۲۵۱ –
۸- سید هاشم بحرانی کتاب الانصاف صفحه ۲۲۲ –
۹- نوادر الاخبار مولف فیض کاشانی صفحه ۲۹۴ –
۱۰-  شیخ میرزا نوری در نجم ثاقب جلد ۲ صفحه ۷۱ –
۱۱- کتاب مکاتیب الرسول مولف شیخ میانجی جلد ۲ صفحه ۹۶ –
۱۲- کتاب تاریخ ما بعد الظهور مولف سید محمد صادق صدر صفحه ۶۴۱—
۱۳- مهدی موعود علامه مجلسی ص ۵۵۱٫

رسول الله (ص) درباره مهدی فرمود : همانا با او بین رکن و مقام بیعت می کنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است . این سه اسم نامهای او می‌باشند . الغیبه – طوسی ص ۴۵۴ . الغیبه – طوسی ص ۴۷۰ . بحار الأنوار ج ۵۲ ، ص ۲۹۱

سید احمد الحسن (ع) اولین ایمان آوردنده به امام مهدی ع و تنها کسی می‌‌باشد که با وصیت رسول الله (ص) بر ما احتجاج می‌کند و نام ایشان به عنوان مهدی اول (ع) و همچنین اولین ایمان آورنده به امام مهدی (ع) یعنی اولین سیصد و سیزده نفر در وصیت مقدس پیامبر (ص) ذکر شده است، و مضمون این وصیت مطابق روایات فراوان دیگر کاملا متواتر است و با آنکه در کتابها موجود بود، خداوند آن را از چشمها پنهان نگاه داشته تا جائیکه هیچ مدعی تاکنون در طول تاریخ نتواسته به این وصیت برای ادعای خود استدلال کند تا حجت و دلیلی بسیار محکم برای شناخت صاحب این امر باشد و عذری برای تردید احدی باقی نگذارد.
نحوه‌ی استدلال و احتجاج امام رضا (ع) در مناظره با علمای یهودی و مسیحی جهت اثبات نبوت پیامبر (ص) تنها استدلال به همین نص بود!!
امام رضا (ع) در استدلال با علمای یهودی و مسیحی برای اثبات پیامبری محمد ص، از آنها پرسید که آیا اگر اسم ایشان را در تورات و انجیل به شما نشان دهم، شما قبول می‌کنید؟ آنها این اثبات را قبول کردند، سپس به آنان فرمود: «اکنون که انکار نکردى و به این مطالب اقرار نمودى، سفر دوم انجیل را نیز بیاور که در آنجا نام آن پیامبر و جانشینش (على علیه السّلام) و نام دخترش فاطمه و فرزندانش حسن و حسین علیهم السّلام ذکر شده است.» وقتى جاثلیق و رأس الجالوت، مشاهده کردند که حضرت از آنها به کتاب‌هایشان عالم‌تر است، عرضه داشتند: «قسم به خدا! چیزى فرمودید که رد و دفع آن براى ما امکان ندارد، مگر این که منکر تورات و انجیل و زبور بشویم و مطالب شما را موسى و عیسى بشارت داده اند. ولى ما نمى‌دانستیم او محمّد صلّى اللَّه علیه و آله است. ولى اکنون چون شک داریم که آیا این محمّد، محمّد شماست و یا محمّد دیگر! لذا نمی‌توانیم به نبوّت او اقرار کنیم!» امام فرمود: «آیا به شک چنگ مى‌زنید، مگر از ابتداى خلقت تا به حال، خداوند کسى را مبعوث کرده است که نامش محمّد باشد؟ و آیا غیر از محمّد ما، در کتابهاى آسمانى محمّد دیگرى دیده‌اید؟» آنها از جواب باز ماندند!
بحار الأنوار (ط – بیروت) ، ج۴۹، ص: ۷۶، الثاقب فی المناقب، ص: ۱۹۱،إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، ج۱، ص: ۲۲۶، مدینه معاجز الأئمه الإثنی عشر، ج۷، ص: ۲۰۷، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمه الأطهار، ج۲، ص: ۳۵۰، عوالم العلوم و المعارف (مستدرک حضرت زهرا تا امام جواد علیهم السلام) ، ج۲۲-الرضاع، ص: ۱۳۸
و محال است کسی بتواند غیر از صاحب وصیت، به این وصیت احتجاج و استدلال نماید:

امام صادق ع  فرمود: بدرستیکه کسی غیر از صاحبش ادعای این امر را نمی‌کند، مگر آنکه خدا (رشته) عمرش را قطع می‌کند! الکافی ج : ۱ ص : ۳۷۳، الإمامه و التبصره من الحیره، ص: ۱۳۶
و وقتی از امام باقر ع سوال شد که چگونه ممکن است که صفات صاحب این امر را  فرد دیگری نداشته باشد و کسی نتواند به این نشانه‌ها احتجاج کند، ایشان چنین فرمودند:
مالک جهنی گوید به امام باقر (ع) گفتم ما صاحب این امر را با صفتی وصف می‌کنیم که احدی از مردم چنان نیست . امام باقر (ع) فرمود : نه والله که چنین نخواهد بود (وکسی این صفات را ندارد) تا زمانی که خودش بیاید و بر شما بدان احتجاج کند و شما را به خود دعوت کند . غیبت نعمانی ص۳۳۷
یعنی امام باقر ع با قسم جلاله که بالاترین سوگند است قسم یاد می‌کنند که این صفات تا زمانیکه خودش نیاید امکان ندارد کسی بتواند بدانها احتجاج  و استدلال کند و دیگران را بسوی خود دعوت کند.

علاوه بر این، پیامبر ص تضمین فرموده که هر کسی به وصیت ایشان تمسک پیدا کند، گمراه نخواهد شد، که این مطلب در روایات فریقین در پنج شنبه رزیه ذکر شده که ایشان فرمودند: برای من کتف و دواتی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم تا بعد از من هرگز گمراه نشوید.

معنای این کلام پیامبر ص این است که هرگز احدی نمی‌تواند خود را به دروغ به این وصیت منتسب کند، چون در آن صورت، تبعیت از وصیت پیامبر ص، موجب گمراهی شده و حاشا که پیامبر ص یا علم نداشته باشند یا بی‌جهت تضمین دهند.
دوم: پرچم پیامبر خدا ص
امام باقر ع فرمود : برای فرزندان جعفر بن ابی طالب پرچمی بلند می‌شود که گمراهی است . سپس برای فرزندان عباس پرچمی بلند می‌شود که گمراهتر و شرورتر است . سپس برای فرزندان حسن بن علی ع پرچمهایی بلند می‌شود که هیچ چیزی در آن نیست . سپس برای فرزند حسین ع یک پرچم بلند می‌شود که امر در آن است . شرح الأخبار ج ۳ ، ص ۹۷

پرچم رسول خدا ص، یعنی البیعه لله، یعنی حاکمیت فقط از آن خداست  و ایشان تنها کسی است که در روی زمین دموکراسی و هر نوع انتخابات را برای تعیین خلیفه خدا بر روی زمین بدعت دانسته و بیعت همه عالم را با امام مهدی ع به عنوان خلیفه خدا و جانشین خداوند در روی زمین واجب شمرده‌‌اند
آری سید احمد الحسن تنها کسی می‌باشد که مردم را به حاکمیت خداوند دعوت می‌کند و حکومت را از آن خلیفه خدا یعنی امام مهدی ع می‌داند و هر گونه انتخابات و شوری را بر خلاف سنت پیامبر ص دانسته و پرچم ایشان ص را بر افراشته است که همانا پرچم البیعه لله یا حاکمیت از آن خداوند است می‌باشد و این دلیل مانند آفتاب در وسط روز، برای جوینده حق کافی است.

امام صادق (ع) فرمود : پرچم مهدی (ع) البیعه لله عزوجل (بیعت و حاکمیت از آنِ خداست) می‌باشد . کمال الدین ج ۲ ص ۶۵۴

رسول الله ص فرمود : وای وای بر امتم از شورای بزرگ و شورای کوچک . از ایشان درباره آن سؤال شد . پیامبر ص فرمود : اما شورای بزرگ در شهر خودم بعد از وفاتم برای غصب خلافت برادرم و غصب حق دخترم منعقد می‌شود . و اما شورای کوچک در غیبت کبری در زوراء (بغداد) برای تغییر سنتم و تبدیل و عوض کردن احکامم منعقد می‌گردد. مائتان وخمسون علامه ص ۱۳۰٫
در این روایت پیامبر ص می‌فرمایند وای از شورا و انتخابات! که شورا و انتخابات در اموری که مربوط به مردم نیست و امر خداست موجب تغییر سنت پیامبر ص می‌شود، چه در سقیفه که با شورای حل و عقد! خلافت امیر المومنین ع انکار شد و چه در بغداد که تکرار همین انتخابات باعث شد بجای بیعت با وصی و فرستاده امام مهدی ع، با طاغوت دیگری بیعت شود چنانکه در روایت پیامبر ص نیز ذکر شده است:

(و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم ….) (بقره :۱۲۰) یهود و مسیحیان هرگز از تو راضی نمی شوند تا آنکه از آنکه از آیینشان پیروی کنی…..).
در روایتی از ائمه اطهار نقل است که مخاطب این آیه به اهل عراق است که ، یهودیان و مسیحیان از شما راضی نمی‌شوند مگر وقتی که با سبابه خود با آنها بیعت کنید و انگشت اشاره را بالا برد و واضح است که دموکراسی آمریکائی مصداق همین بیعت است  و مرسوم است که رای دادن با انگشت اشاره می‌باشد و در انتخابات عراق با انگشت سبابه یا اشاره، دمکراسی آمریکا را تایید نمودند.

سوم: سلاح پیامبر خدا ص
سلاح هم  اگر صرفا امری مادی! بود، قطعا باعث ایجاد شبهه در تطبیق مصداق آن و اصالت! آن بوجود می‌آمد، سلاح ایشان تنها شمشیری نیست که هر شیادی با بیرون آوردن آن از زیر عبای خود، در دل مومنان شک و تردید بیندازد، نشانه سلاح پیامبر ص همان علم است که ایشان با نوشتن بیش از چهل جلد کتاب، آن را به اثبات رسانده‌اند، که کسی نتوانسته تاکنون حتی یک پاراگراف از کتب ایشان را نقد نماید!!
بدیهی است همانگونه که بزرگترین معجزه پیامبر ص، قران  و کلام الهی بود و با معجزه سایر انبیاء متفاوت بود، دلیل اعجاز آن از ابتدای بعثت تاکنون انست که کسی نتوانسته تضاد و اختلافی در آن پیدا کند
أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً . نشاء ۸۲
آیا در [معانى‏] قرآن نمى‏اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیارى مى‏یافتند

و این علم، بزرگترین نشانه بقیه اهل بیت ع بوده تا جائیکه ما مولا علی ع را بوسیله کلام ایشان یعنی نهج البلاغه می‌شناسیم و کسی که این خصیصه مهم اهل بیت ع را امری سبک بشمارد، مشخص است که به بقیه اهل بیت ع نیز درست ایمان نیاورده است.

امام صادق (ع) می‌فرمود : همانا برای صاحب این امر دو غیبت است. در یکی از آنان به اهلش باز می‌گردد و در دیگری گفته شود : هلاک شده . در کدام وادی سلوک می‌کند . گفتم : در آن زمان چکار کنیم . فرمود : اگر کسی مدعی شد از او از عظائمی (مسائل عظیم) سؤال کنید که کسی که همانند اوست بتواند جواب بدهد . الغیبه النعمانی ص۱۷۳

امام صادق (ع) فرمود : همانا مَثَل سلاح در ما مانند تابوت است در بنی اسرائیل . یعنی هر کس صاحب تابوت بود صاحب ملک بود . پس هر کس از ما سلاح نزدش باشد علم نزدش است . کافی ج ۱ ص ۲۳۸

از امام صادق (ع) سوال شد صاحب این امر با چه چیزی شناخته می‌شود؟ فرمودند: «با آرامش و وقار و علم و وصـیت.». بصائر الدرجات ص ۵۰۹٫

ابا جارود گفت: به امام باقر(ع) عرض کردم : هرگاه قائم اهل بیت رود، پس کسی که بعد از او بیاید، به چه چیز شناخته می‌شود؟ فرمودند: با هدایت و  نشانی و اقرار آل محمد (ص) برای او به فضیلت او و از چیزی درباره قـــــــــران سوال نمی‌شود مگر آنکه جواب دهد . غیبت نعمانى ص ۲۴۲

حرث بن المغیره گفت به امام صادق(ع) گفتم صاحب این امر با چه چیزی شناخته می‌شود ؟ فرمودند : با آرامش و وقار، گفتم: چگونه؟ فرمود: او را به (تعیین و تبیین) حـــــــلال و حــــــــرام می شناسید و به اینکه مردم به او محتاج و او از آنها بی‌نیاز است. و در نزد او ســـــــلاح رسول خدا ص می باشد، گفتم: آیا او جز وصی فرزند وصی است؟ فرمود: خیر، او جز وصـــــــــــی و فرزند وصی نیست.  الغیبه للنعمانی ص ۲۴۲ ، بصائر الدرجات ص ۵۰۹ .

عبد الاعلی گفت: به امام صادق ع عرض کردم حجت ما با مدعیان دروغین این امر چیست (چگونه او را بشناسیم؟) فرمود: از او در خصوص حــــــــلال و حرام سوال می شود. الکافی ج۱ ص۲۸۴

سید احمد الحسن ع با سلاح رسول الله ص که سلاح تمام انبیاء ع و اوصیا ع می‌باشد و همان علم است بر ما احتجاج می‌کند. کتاب‌های ایشان مانند کتاب توحید که در آن توحید ناب و خالی از هرگونه شرک و یا کتاب متشابهات قرآن که چهار جلد از موضوعات مختلف مانند تاویل آیات متشابه و سؤالاتی که صدها سال هیچ عالمی قادر به جوابگویی آنها نبوده و بیش از چهل کتاب‌ نشان‌دهنده‌ی علمی است که فقط متعلق به حجج الهی می‌باشد . همچنین سید احمد الحسن ع از علمای هر کتاب آسمانی عالمتر می‌باشد و همه آنها را به مناظره با کتاب‌های خودشان دعوت کرده است.

رسول الله (ص) درباره مهدی فرمود : همانا با او بین رکن و مقام بیعت می کنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است . این سه اسم نامهای او می باشند . الغیبه – طوسی ص ۴۵۴ . الغیبه – طوسی ص ۴۷۰ . بحار الأنوار ج ۵۲ ، ص ۲۹۱
از امیر مؤمنان(ع) در خبرى طولانى که در آن اصحاب قائم(ع) را ذکر می کند آمده است که : …اولین آنها از بصره و  آخرین آنها از ابدال مى باشد . بشاره الاسلام  ص۲۳۳
از امام صادق(ع) در روایتى طولانى که نام یاران قائم(ع) را ذکر می کند آمده است : و از بصره ….. احمد . بشاره الاسلام  ص ۲۳۲، غایهُ المرام: ص۷۲۴، معجم البلدان، ج۲، س۶۳

باقر (ع) می‌فرماید: برای خدای تعالی گنجی در طالقان است که از طلا و نقره نیست بلکه دوازده هزار نفر در خراسانند که شعارشاناحمد ..احمد  است. رهبر آنها جوانی از بنی هاشم سوار بر قاطری سپید رنگ است و پیشانی بندی قرمز رنگ بر پیشانی بسته است، گویی به او می‌نگرم که از رود فرات هم می‌گذرد، اگر دعــــــــوت او را شنیدین به سوی او بشتابید حتی اگر مجبور باشید سینه خیز بر روی یخها حرکت کنید/ منتخب الانوار المضیئه ص۳۴۳

و الحمدلله وحده وحده وحده