آیا یمانی، حجت خداست؟

آیا یمانی، حجت خداست؟

آيا يماني، حجت خداست؟

يماني كيست؟ و آيا نشانه‌هايي براي شناخت اين شخصيت وجود دارد كه بوسيله آنها شناخته شود؟ آيا او از كشور يمن مي‌باشد و آيا او معصوم مي‌باشد به طوري كه مردم را به باطل نكشاند و آنها را از حق خارج نسازد؟

در آغاز بايد بدانيم كه مكه از تهامه است ، و تهامه از يمن است، و يمن از ريشه ايمان است:

رسول خدا(ص) فرمود : همانا ايمان در مكّه ظهور كرد و مكّه در تهامه و تهامه در سرزمين يمن است و به همين سبب، كعبه را «كعبه‌ي يمانيه» مي گويند . بحار الأنوار، ج۲۲ ، ص۱۳۷

خداى متعال كعبه را هم به اسم يمانيه خواند ، وخداى متعال به عيسى بن مريم در وصف رسول الله (ص) فرمود : اي عيسي، دينش حنفي و قبله‌اش يماني است. كافي ج۸،ص۱۰۳٫
رسول الله(ص) فرمود : همانا بهترين مردان اهل يمن هستند و ايمان يمان و من نيز يماني هستم . بحار الأنوار، ج۵۷، ص ۲۳۲٫

پس روشن شد كه وصف يماني از كلمه ايمان برمي‌خيزد و براي پيامبر ص و بقيه اهل بيت ع نيز بكار رفته است.

پس حضرت محمد(ص) و خاندان ايشان همگي يماني هستند، حضرت محمد(ص) يماني است و امام علي(ع) يماني است و امام مهدي(ع) و همه اهل بيت(ع) يماني است، و اين موضوع را علماي باعمل گذشته كه رحمت خدا بر آنها باد مي‌دانستند :

علامه مجلسي(ره) در بحار الانوار كلام اهل بيت (ع) را”حكمت يمانيه” ناميده است. مقدمه بحار جلد ۱ ص۱

ولي متاسفانه علماي بعدي و آخر الزمان خود را مشمول اين آيه قرآن كرده‌اند:
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا ، سوره مريم، ۵۹٫

اما پس از آنها، فرزندان ناشايسته‌اي جانشين شدند كه نماز را تباه كردند ، و از شهوات پيروي نمودند، پس به زودي مجازات گمراهي خود را خواهند ديد

اما راجع به شناخت شخصيت يماني، امام باقر(ع) فرمود : در پرچـمها پرچـمى هدايت‌كننده‌تر از پرچم يمانى نيست و آن پرچم هدايت است . چون كه شما را به صاحبتان دعوت مي كند ، و اگر يمانى خروج كرد فروختن اسلحه حرام مى‌شود . و اگر يمانى خروج كرد، بپا خيز بسوي او . كه همانا پرچمش پرچم هدايت است . و جايز نيست مسلمانان از او سرپيچى كنند ، و اگر كسى اينكار را انجام دهد از اهل جهنم مى‌باشد . زيرا كه او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى‌كند. غيبت نعماني،ص ۲۶۴٫ بحار الأنوار ج ۵۲  ص ۲۳۲

نكات بسيار مهم از حديث فوق

«جايز نيست هيچ مسلماني از او سرپيچى كند ، و اگر كسى اينكار را انجام دهد از اهل جهنم مى‌باشد.»

و امر به اطاعت محض از اين شخص، به اين معنى مى‌باشد كه يمانى، صاحب ولايت الهى است و هيچ كس صاحب اين ولايت نمى‌باشد بطوريكه سرپيچي از او ، انسان را وارد جهنم كند (حتى اگر نماز بخواند و روزه بگيرد) مگر اينكه از خلفاى خداوند در زمين باشد كه عبارتند از پيامبران ع  و مرسلين ع  و امامان ع  و مهديين ع٫

«او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى‌كند»

و دعوت به حق و راه راست يا صراط مستقيم به معنى اين است كه اين شخص اشتباه نمى‌كند تا مردم را وارد باطل كند يا اينكه آنها را از حق خارج سازد . و اين به اين معناست كه او معصوم و منصوص العصمة است . بنابراين ، اين قيد در حديث ، ثمره بزرگي در مشخص كردن شخصيت يماني دارد . و برداشت هر معنى ديگري از اين جمله ( دعوت به حق و هدايت به راه راست مى‌كند)، آن را لغو و بي‌فايده مي‌كند و حاشا كه أئمه عليهم السلام چنين باشند، آنان از گفتن كلام لغو، مبرا هستند. پس نتيجه مي‌گيريم يماني حجتي از حجتهاي خدا در زمين است و معصوم و منصوص العصمه است.

امام سجاد (ع) فرمود: عصمت در ظاهر خلقت(چهره) نيست كه با آن شناخته شود و معصوم نخواهد بود مگر به او وصيت شده باشد.(معاني الاخبار ص۱۳۲)

پس بايد حتما يماني ع در وصيت پيامبر ص، ذكر شده باشد.

«و اگر يمانى خروج كرد فروختن اسلحه حرام مى شود »

حرام شدن فروش اسلحه فقط در زمان قيام اهل بيت ع صورت مي‌گيرد:

امام باقر(ع) فرمود: اگر جنگ بين ما(اهل بيت ع) بود، سلاح را براي آنها(دشمنان ما) حمل نكنيد(نفروشيد) و هر كس كه سلاح را براي دشمنانمان حمل كند، مشرك است. كافي- ج ۵ ص۱۱۲
پس حتما بايد يماني نيز يكي از اهل بيت ع باشد كه هنگام خروج ايشان خريد و فروش سلاح حرام مي‌شود.

سه نشانه اصلي: (وصيت، پرچم و سلاح پيامبر خدا ص)
امام باقر (ع) فرمود : هر چيزي براي شما ايجاد اشكال يا شبهه كند وصيت و پرچم و سلاح پيامبر خدا (ص) جاي هيچ گونه شبهه و اشكال برايتان باقي نمي‌گذارد … بر حذر باشيد از كساني كه خود را به دروغ به آل محمد نسبت مي‌دهند . كه همانا براي آل محمد و علي (ع) پرچمي (فقط يك پرچم) است و براي ديگران پرچم ها . پس در جاي خودت ثابت باش و از هيچ‌كس ابداً تبعيت نكن تا مردي را از فرزندان حسين (ع) ببيني كه با او وصيت رسول خدا (ص) و پرچم او و سلاح او باشد . تفسير العياشي ج ۱  ص ۶۴ . بحار الأنوار ج ۵۲  ص ۲۲۲ . إلزام الناصب ج ۲  ص ۹۶

به دو دليل اين روايت در مقام تبيين يماني ع است

دليل اول:

اينكه مطابق اين روايت، در آخرالزمان براي آل محمد و علي ع، فقط يك پرچم است، يعني پرچم حق، واحد است.

در روايت ديگر امام باقر ع نيز مشخص شد كه تنها پرچم يماني، پرچم حق و هدايت است.

دليل دوم:

در اين روايت، امام باقر ع صريحا به شيعيان امر مي‌فرمايند پس در جاي خودت ثابت باش و از هيچ‌كس ابداً تبعيت نكن تا مردي را از فرزندان حسين (ع) ببيني …. يعني هرگز از كسي نبايد اطاعت نمود مگر اين شخص.

و قطعا اين شخص (مردي از فرزندان حسين ع) نمي‌تواند امام مهدي ع باشد، چون با اين فرض، اطاعت از يماني كه قبل از امام مهدي‌ع است، حرام مي‌شود و بايد صبر كنيم تا امام مهدي ع بيايد، كه اين، با كلام ديگر اهل بيت ع در مورد ضرورت سرپيچي نكردن از يماني متناقض است. پس اين شخص كسي جز يماني نخواهد بود.

امام باقر ع فرموده كه پس در جاي خودت ثابت باش و از هيچ‌كس ابداً تبعيت نكن تا مردي را از فرزندان حسين (ع) ببيني كه با او وصيت رسول خدا (ص) و پرچم او و سلاح او باشد.

پس در آخرالزمان از هيچ كسي حق اطاعت نداريم جز يماني ع٫

در اين روايت، امام باقر ع، سه نشانه مهم براي يماني برشمرده: وصيت، پرچم و سلاح پيامبر خدا ص

اما اينكه وقتي شخصي با نشانه وصيت رسول خدا ص بر مردم احتجاج مي‌كند، يعني او وصي پيامبر ص است، البته اين امر تا زماني كه خدا، ايشان را مبعوث كرده به امر خدا مخفي بوده:
مالك جهني گويد به امام باقر (ع) گفتم ما صاحب اين امر را با صفتي وصف مي‌كنيم كه احدي از مردم چنان نيست . امام باقر (ع) فرمود : نه والله كه چنين نخواهد بود تا زماني كه خودش بيايد و بر شما به آنها احتجاج كند و شما را به خود دعـــوت كند . غيبت نعماني ص۳۳۷ .

امام باقر عليه السلام فرمودند: عمر بن خطاب از اميرالمومنين عليه السلام پرسيد: آيا اسم مهدي را به من خبر مي‌دهيد؟ حضرت فرمودند: تحقيقا حبيب من شاهد است و از من عهد گرفته است كه نام او را نگويم تا زماني كه خدا او را مبعوث نمايد.
الغيبة الطوسي ص ۴۷۰ ح ۴۸۷
سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه آيا مي‌توان تنها به وسيله نشانه‌هاي روائي به كسي ايمان آورد يا خير؟
پيامبر ص در وصيتش به امير المومنين ع فرمود: يا علي عجيب ترين مردم از جهت ايمان، و عظيم ترين آنها از جهت يقيين، قومي هستند كه در آخر الزمان خواهند آمد، نبي ص را درك ننموده و حجت نيز از آنها غايب است، پس آنان به سياهي بر روي سفيدي (نوشته و حديث) ايمان آوردند. كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۱، ص: ۲۸۸، من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۶۶

وصيت و پرچم و سلاح اگر صرفا امري مادي بود! قطعا باعث ايجاد شبهه در تطبيق مصداق آن و اصالت آن بوجود مي‌آمد! اما ببنيم اين نشانه‌ها دقيقا چه هستند و مطابق روايات متواتر ديگر چگونه شناخته مي‌شوند؟

نشانه اول: وصيت 
وصيت طبق روايات اهل بيت ع بايد ظاهر باشد و در كتب موجود باشد، يعني اگر كسي وصيت پيامبر ص را از جيب خود بيرون ‌آورد، قطعا براي مومنين ايجاد شبهه خواهد نمود!
امام صادق ع فرمود: ده چيز از نشانه ها و صفات امام است: عصمت، نص، اينكه او داناترين مردم(نسبت به كتاب هاي آسماني و شريعت) باشد، و با تقواترين آنها و عالمترين آنها به كتاب خدا و اينكه صاحب وصـــيت آشــــكار باشد و…
[بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۱۴۰٫ ]

امام صادق (ع) در حديثي فرمود: «….پس با او بين ركن و مقام بيعت مي‌كنند و همراه او وصــــــيت رسول خدا (ص) است كه فرزند بعد از فرزند به ارث نهاده است.». غيبة النعماني ص۲۸۲٫ بحار الأنوار ج۵۲ ص۲۳۷ – ۲۳۹٫

از امام صادق (ع) سوال شد صاحب اين امر با چه چيزي شناخته مي‌شود؟ فرمودند: «با آرامش و وقار و علم و وصـيت.». بصائر الدرجات ص ۵۰۹٫

امام صادق (ع) فرمود: «صاحب اين امر با سه خصوصيت شناخته مي‌شود كه در هيچ‌كس جز او نيست. او نزديك‌ترين مردم به كسي كه قبل از او است مي‌باشد و او وصيش است. با او سلاح رسول الله (ص) است. با او وصــيت رسول الله (ص) مي‌باشد.». بصائر الدرجات ص ۲۰۲٫ الكافي ج ۱ ص ۳۷۹٫

امام صادق (ع) سوال شد، حجت ما در مدعيان دروغين براي صاحب اين امر چيست؟ فرمود: «سه نشانه است كه در هيچ مردي جز او جمع نمي‌شود، آن كه او نزديك‌ترين مردم به كسي كه قبل از او است مي‌باشد، در نزد او سلاح رسول خدا (ص) است، و اوصاحب وصـيتي است كه (در كتاب‌ها) آشكار است.» .الخصال: ۱ / ۱۱۷ ح ۹۹، بحارالانوار: ج۲۵ / ۱۳۸ ح ۸، الكافي: ج۱ / ۲۸۴ ح ۲٫

امام صادق (ع) فرمودند: «آيا ديديد كه وصيت كننده از ما به هركس كه بخواهد وصيت كند؟ نه به خدا سوگند؛ در صورتي كه آنعـهدي از خداوند و رسولش (ص) به مردي بعد از مرد ديگر تا اين كه امر به صاحبش برسد.» .الكافي ج۱ ص۳۰۷٫

امام صادق (ع) در كلامي طولاني مي‌فرمود: «اي كسي كه ما را به وصـيت اختصاص نمودي (وصيت را مخصوص ما كردي) و علم گذشته و آينده را به ما دادي و دل‌هاي بعضي از مردم را متوجه ما نمودي و ما را وارث پيامبران قرار دادي.».بصائر الدرجات –ص ۱۲۹٫
پيامبر ص فرمودند: «يهود هفتاد و يك فرقه شد، كه هفتاد فرقه‌اش جهنّمى و تنها يك فرقه اهل بهشت است، و آن همان فرقه‌اى است كه از وصيت موسى عليه السّلام پيروى كردند. و نصارى هفتاد و دو فرقه شدند، هفتاد و يك فرقه اهل دوزخ و تنها يك فرقه‌ي ايشان أهل بهشت شدند، و آن همان گروهند كه از وصيت عيسى عليه السّلام پيروى كردند. و اين امّت نيز هفتاد و سه فرقه خواهند شد، كه هفتاد و دوتاى آنها در آتشند و تنها يك فرقه اهل بهشتند، و آن فرقه‌اى است كه از وصيت من پيروى خواهند كرد! (كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص ۴۳۳)

اما وصيت پيامبر اكرم ص چه بوده است؟
امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) از پدرش امام زين العابدين (ع) از پدرش امام حسين (ع) از پدرش امير المؤمنين (ع) كه فرمود : رسول خدا (ص) در همان شبى كه وفاتش در آن واقع شد ، به على (ع) فرمود : اى ابا الحسن ، كاغذ و دواتى بياور و حضرت وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت ، تا بدين جا رسيد كه فرمود : يا على ! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى . پس تو يا على اوّلين دوازده امام مى باشى . خداى تعالى تو را در آسمانش ، على مرتضى ، و امير المؤمنين ، و صديق اكبر ، و فاروق اعظم ، و مأمون و مهدى ناميده و اين نامها براى غير تو شايسته نيست ، اى على تو وصىّ من بر خاندانم ، زنده و مرده ايشان هستى ، و نيز وصى بر زنانم هستى ، هر يك را كه تو به همسرى من باقى گذارى ، فرداى قيامت مرا ديدار كند و هر يك را تو طلاق دادى ، من از وى بيزارم و مرا نخواهد ديد ، و من نيز او را در صحراى محشر نخواهم ديد ، و تو پس از من خليفه و جانشين من بر امتم هستى ، هر گاه وفاتت رسيد ، خلافت را به فرزندم حسن واگذار كن ، كه او برّ وصول است ، چون او وفاتش رسيد آن را به فرزندم حسين زكىّ شهيد مقتول بسپارد ، چون هنگام وفاتش رسيد ، آن را به فرزندش سيد العابدين ذى الثّفنات على بسپارد ، چون هنگام وفات او رسد ، آن را به فرزندش محمد باقر بسپارد ، و چون وفاتش رسد ، آن را به فرزندش جعفر صادق واگذار كند ، و چون وفاتش فرا رسد ، به فرزندش موسى كاظم بايد بسپارد ، و چون وفات او فرا رسد ، به فرزندش على رضا بسپارد ، و چون وفاتش فرا رسد ، به فرزندش محمد ثقه تقى واگذارد ، و چون هنگام وفات او شود ، به فرزندش على ناصح بسپارد ، و چون وفاتش در رسد ، به فرزندش حسن فاضل واگذارد ، و چون وفات او برسد ، آن را به فرزندش م ح م د كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است ، تسليم كند ، و ايشان دوازده امامند . بعد از آن دوازده مهدى مى باشند . پس وقتى كه زمان وفاتش فرا رسيد ، خلافت را به فرزندش كه اوّلين مهديان است مى سپارد ، و براى او سه نام است . يك نامش مانند نام من ، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد ، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است
منابع:
۱-  غيبت طوسي تاليف محمد بن الحسن طوسي صفحه -۳۰۰- ۱۵۰—
۲- شيخ حر عاملي در كتاب الايقاظ من الهجعه صفحه ۳۹۳ —
۳- شيخ حر عاملي در اثبات الهدي جلد ۱ صفحه ۵۴۹ –
۴- شيخ حسن ابن سليمان الحلي در كتاب مختصر البصائر صفحه ۱۵۹ –
۵- علامه مجلسي در بحار الانوار جلد ۵۳ ص ۱۴۷ و مختصرا در جلد ۳۶ صفحه ۲۶۰ –
۶- شيخ عبدالله بحراني در كتاب غايه العوالم جلد ۳ ص ۲۳۶ –
۷- سيد هاشم بحراني در كتاب غايه المرام جلد ۲ صفحه ۲۵۱ –
۸- سيد هاشم بحراني كتاب الانصاف صفحه ۲۲۲ –
۹- نوادر الاخبار مولف فيض كاشاني صفحه ۲۹۴ –
۱۰-  شيخ ميرزا نوري در نجم ثاقب جلد ۲ صفحه ۷۱ –
۱۱- كتاب مكاتيب الرسول مولف شيخ ميانجي جلد ۲ صفحه ۹۶ –
۱۲- كتاب تاريخ ما بعد الظهور مولف سيد محمد صادق صدر صفحه ۶۴۱—
۱۳- مهدي موعود علامه مجلسي ص ۵۵۱٫

رسول الله (ص) درباره مهدي فرمود : همانا با او بين ركن و مقام بيعت مي كنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدي است . اين سه اسم نامهاي او مي‌باشند . الغيبة – طوسي ص ۴۵۴ . الغيبة – طوسي ص ۴۷۰ . بحار الأنوار ج ۵۲ ، ص ۲۹۱

سيد احمد الحسن (ع) اولين ايمان آوردنده به امام مهدي ع و تنها كسي مي‌‌باشد كه با وصيت رسول الله (ص) بر ما احتجاج مي‌كند و نام ايشان به عنوان مهدي اول (ع) و همچنين اولين ايمان آورنده به امام مهدي (ع) يعني اولين سيصد و سيزده نفر در وصيت مقدس پيامبر (ص) ذكر شده است، و مضمون اين وصيت مطابق روايات فراوان ديگر كاملا متواتر است و با آنكه در كتابها موجود بود، خداوند آن را از چشمها پنهان نگاه داشته تا جائيكه هيچ مدعي تاكنون در طول تاريخ نتواسته به اين وصيت براي ادعاي خود استدلال كند تا حجت و دليلي بسيار محكم براي شناخت صاحب اين امر باشد و عذري براي ترديد احدي باقي نگذارد.
نحوه‌ي استدلال و احتجاج امام رضا (ع) در مناظره با علماي يهودي و مسيحي جهت اثبات نبوت پيامبر (ص) تنها استدلال به همين نص بود!!
امام رضا (ع) در استدلال با علماي يهودي و مسيحي براي اثبات پيامبري محمد ص، از آنها پرسيد كه آيا اگر اسم ايشان را در تورات و انجيل به شما نشان دهم، شما قبول مي‌كنيد؟ آنها اين اثبات را قبول كردند، سپس به آنان فرمود: «اكنون كه انكار نكردى و به اين مطالب اقرار نمودى، سفر دوم انجيل را نيز بياور كه در آنجا نام آن پيامبر و جانشينش (على عليه السّلام) و نام دخترش فاطمه و فرزندانش حسن و حسين عليهم السّلام ذكر شده است.» وقتى جاثليق و رأس الجالوت، مشاهده كردند كه حضرت از آنها به كتاب‌هايشان عالم‌تر است، عرضه داشتند: «قسم به خدا! چيزى فرموديد كه رد و دفع آن براى ما امكان ندارد، مگر اين كه منكر تورات و انجيل و زبور بشويم و مطالب شما را موسى و عيسى بشارت داده اند. ولى ما نمى‌دانستيم او محمّد صلّى اللَّه عليه و آله است. ولى اكنون چون شك داريم كه آيا اين محمّد، محمّد شماست و يا محمّد ديگر! لذا نمي‌توانيم به نبوّت او اقرار كنيم!» امام فرمود: «آيا به شك چنگ مى‌زنيد، مگر از ابتداى خلقت تا به حال، خداوند كسى را مبعوث كرده است كه نامش محمّد باشد؟ و آيا غير از محمّد ما، در كتابهاى آسمانى محمّد ديگرى ديده‌ايد؟» آنها از جواب باز ماندند!
بحار الأنوار (ط – بيروت) ، ج۴۹، ص: ۷۶، الثاقب في المناقب، ص: ۱۹۱،إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج۱، ص: ۲۲۶، مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، ج۷، ص: ۲۰۷، رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار، ج۲، ص: ۳۵۰، عوالم العلوم و المعارف (مستدرك حضرت زهرا تا امام جواد عليهم السلام) ، ج۲۲-الرضاع، ص: ۱۳۸
و محال است كسي بتواند غير از صاحب وصيت، به اين وصيت احتجاج و استدلال نمايد:

امام صادق ع  فرمود: بدرستيكه كسي غير از صاحبش ادعاي اين امر را نمي‌كند، مگر آنكه خدا (رشته) عمرش را قطع مي‌كند! الكافي ج : ۱ ص : ۳۷۳، الإمامة و التبصرة من الحيرة، ص: ۱۳۶
و وقتي از امام باقر ع سوال شد كه چگونه ممكن است كه صفات صاحب اين امر را  فرد ديگري نداشته باشد و كسي نتواند به اين نشانه‌ها احتجاج كند، ايشان چنين فرمودند:
مالك جهني گويد به امام باقر (ع) گفتم ما صاحب اين امر را با صفتي وصف مي‌كنيم كه احدي از مردم چنان نيست . امام باقر (ع) فرمود : نه والله كه چنين نخواهد بود (وكسي اين صفات را ندارد) تا زماني كه خودش بيايد و بر شما بدان احتجاج كند و شما را به خود دعوت كند . غيبت نعماني ص۳۳۷
يعني امام باقر ع با قسم جلاله كه بالاترين سوگند است قسم ياد مي‌كنند كه اين صفات تا زمانيكه خودش نيايد امكان ندارد كسي بتواند بدانها احتجاج  و استدلال كند و ديگران را بسوي خود دعوت كند.

علاوه بر اين، پيامبر ص تضمين فرموده كه هر كسي به وصيت ايشان تمسك پيدا كند، گمراه نخواهد شد، كه اين مطلب در روايات فريقين در پنج شنبه رزيه ذكر شده كه ايشان فرمودند: براي من كتف و دواتي بياوريد تا براي شما چيزي بنويسم تا بعد از من هرگز گمراه نشويد.

معناي اين كلام پيامبر ص اين است كه هرگز احدي نمي‌تواند خود را به دروغ به اين وصيت منتسب كند، چون در آن صورت، تبعيت از وصيت پيامبر ص، موجب گمراهي شده و حاشا كه پيامبر ص يا علم نداشته باشند يا بي‌جهت تضمين دهند.
دوم: پرچم پيامبر خدا ص
امام باقر ع فرمود : براي فرزندان جعفر بن ابي طالب پرچمي بلند مي‌شود كه گمراهي است . سپس براي فرزندان عباس پرچمي بلند مي‌شود كه گمراهتر و شرورتر است . سپس براي فرزندان حسن بن علي ع پرچمهايي بلند مي‌شود كه هيچ چيزي در آن نيست . سپس براي فرزند حسين ع يك پرچم بلند مي‌شود كه امر در آن است . شرح الأخبار ج ۳ ، ص ۹۷

پرچم رسول خدا ص، يعني البيعة لله، يعني حاكميت فقط از آن خداست  و ايشان تنها كسي است كه در روي زمين دموكراسي و هر نوع انتخابات را براي تعيين خليفه خدا بر روي زمين بدعت دانسته و بيعت همه عالم را با امام مهدي ع به عنوان خليفه خدا و جانشين خداوند در روي زمين واجب شمرده‌‌اند
آري سيد احمد الحسن تنها كسي مي‌باشد كه مردم را به حاكميت خداوند دعوت مي‌كند و حكومت را از آن خليفه خدا يعني امام مهدي ع مي‌داند و هر گونه انتخابات و شوري را بر خلاف سنت پيامبر ص دانسته و پرچم ايشان ص را بر افراشته است كه همانا پرچم البيعة لله يا حاكميت از آن خداوند است مي‌باشد و اين دليل مانند آفتاب در وسط روز، براي جوينده حق كافي است.

امام صادق (ع) فرمود : پرچم مهدي (ع) البيعة لله عزوجل (بيعت و حاكميت از آنِ خداست) مي‌باشد . كمال الدين ج ۲ ص ۶۵۴

رسول الله ص فرمود : واي واي بر امتم از شوراي بزرگ و شوراي كوچك . از ايشان درباره آن سؤال شد . پيامبر ص فرمود : اما شوراي بزرگ در شهر خودم بعد از وفاتم براي غصب خلافت برادرم و غصب حق دخترم منعقد مي‌شود . و اما شوراي كوچك در غيبت كبري در زوراء (بغداد) براي تغيير سنتم و تبديل و عوض كردن احكامم منعقد مي‌گردد. مائتان وخمسون علامة ص ۱۳۰٫
در اين روايت پيامبر ص مي‌فرمايند واي از شورا و انتخابات! كه شورا و انتخابات در اموري كه مربوط به مردم نيست و امر خداست موجب تغيير سنت پيامبر ص مي‌شود، چه در سقيفه كه با شوراي حل و عقد! خلافت امير المومنين ع انكار شد و چه در بغداد كه تكرار همين انتخابات باعث شد بجاي بيعت با وصي و فرستاده امام مهدي ع، با طاغوت ديگري بيعت شود چنانكه در روايت پيامبر ص نيز ذكر شده است:

(و لن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتبع ملتهم ….) (بقره :۱۲۰) يهود و مسيحيان هرگز از تو راضي نمي شوند تا آنكه از آنكه از آيينشان پيروي كني…..).
در روايتي از ائمه اطهار نقل است كه مخاطب اين آيه به اهل عراق است كه ، يهوديان و مسيحيان از شما راضي نمي‌شوند مگر وقتي كه با سبابه خود با آنها بيعت كنيد و انگشت اشاره را بالا برد و واضح است كه دموكراسي آمريكائي مصداق همين بيعت است  و مرسوم است كه راي دادن با انگشت اشاره مي‌باشد و در انتخابات عراق با انگشت سبابه يا اشاره، دمكراسي آمريكا را تاييد نمودند.

سوم: سلاح پيامبر خدا ص
سلاح هم  اگر صرفا امري مادي! بود، قطعا باعث ايجاد شبهه در تطبيق مصداق آن و اصالت! آن بوجود مي‌آمد، سلاح ايشان تنها شمشيري نيست كه هر شيادي با بيرون آوردن آن از زير عباي خود، در دل مومنان شك و ترديد بيندازد، نشانه سلاح پيامبر ص همان علم است كه ايشان با نوشتن بيش از چهل جلد كتاب، آن را به اثبات رسانده‌اند، كه كسي نتوانسته تاكنون حتي يك پاراگراف از كتب ايشان را نقد نمايد!!
بديهي است همانگونه كه بزرگترين معجزه پيامبر ص، قران  و كلام الهي بود و با معجزه ساير انبياء متفاوت بود، دليل اعجاز آن از ابتداي بعثت تاكنون انست كه كسي نتوانسته تضاد و اختلافي در آن پيدا كند
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً . نشاء ۸۲
آيا در [معانى‏] قرآن نمى‏انديشند؟ اگر از جانب غير خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسيارى مى‏يافتند

و اين علم، بزرگترين نشانه بقيه اهل بيت ع بوده تا جائيكه ما مولا علي ع را بوسيله كلام ايشان يعني نهج البلاغه مي‌شناسيم و كسي كه اين خصيصه مهم اهل بيت ع را امري سبك بشمارد، مشخص است كه به بقيه اهل بيت ع نيز درست ايمان نياورده است.

امام صادق (ع) مي‌فرمود : همانا براي صاحب اين امر دو غيبت است. در يكي از آنان به اهلش باز مي‌گردد و در ديگري گفته شود : هلاك شده . در كدام وادي سلوك مي‌كند . گفتم : در آن زمان چكار كنيم . فرمود : اگر كسي مدعي شد از او از عظائمي (مسائل عظيم) سؤال كنيد كه كسي كه همانند اوست بتواند جواب بدهد . الغيبة النعماني ص۱۷۳

امام صادق (ع) فرمود : همانا مَثَل سلاح در ما مانند تابوت است در بني اسرائيل . يعني هر كس صاحب تابوت بود صاحب ملك بود . پس هر كس از ما سلاح نزدش باشد علم نزدش است . كافي ج ۱ ص ۲۳۸

از امام صادق (ع) سوال شد صاحب اين امر با چه چيزي شناخته مي‌شود؟ فرمودند: «با آرامش و وقار و علم و وصـيت.». بصائر الدرجات ص ۵۰۹٫

ابا جارود گفت: به امام باقر(ع) عرض كردم : هرگاه قائم اهل بيت رود، پس كسي كه بعد از او بيايد، به چه چيز شناخته مي‌شود؟ فرمودند: با هدايت و  نشاني و اقرار آل محمد (ص) براي او به فضيلت او و از چيزي درباره قـــــــــران سوال نمي‌شود مگر آنكه جواب دهد . غيبت نعمانى ص ۲۴۲

حرث بن المغيره گفت به امام صادق(ع) گفتم صاحب اين امر با چه چيزي شناخته مي‌شود ؟ فرمودند : با آرامش و وقار، گفتم: چگونه؟ فرمود: او را به (تعيين و تبيين) حـــــــلال و حــــــــرام مي شناسيد و به اينكه مردم به او محتاج و او از آنها بي‌نياز است. و در نزد او ســـــــلاح رسول خدا ص مي باشد، گفتم: آيا او جز وصي فرزند وصي است؟ فرمود: خير، او جز وصـــــــــــي و فرزند وصي نيست.  الغيبة للنعماني ص ۲۴۲ ، بصائر الدرجات ص ۵۰۹ .

عبد الاعلي گفت: به امام صادق ع عرض كردم حجت ما با مدعيان دروغين اين امر چيست (چگونه او را بشناسيم؟) فرمود: از او در خصوص حــــــــلال و حرام سوال مي شود. الكافي ج۱ ص۲۸۴

سيد احمد الحسن ع با سلاح رسول الله ص كه سلاح تمام انبياء ع و اوصيا ع مي‌باشد و همان علم است بر ما احتجاج مي‌كند. كتاب‌هاي ايشان مانند كتاب توحيد كه در آن توحيد ناب و خالي از هرگونه شرك و يا كتاب متشابهات قرآن كه چهار جلد از موضوعات مختلف مانند تاويل آيات متشابه و سؤالاتي كه صدها سال هيچ عالمي قادر به جوابگويي آنها نبوده و بيش از چهل كتاب‌ نشان‌دهنده‌ي علمي است كه فقط متعلق به حجج الهي مي‌باشد . همچنين سيد احمد الحسن ع از علماي هر كتاب آسماني عالمتر مي‌باشد و همه آنها را به مناظره با كتاب‌هاي خودشان دعوت كرده است.

رسول الله (ص) درباره مهدي فرمود : همانا با او بين ركن و مقام بيعت مي كنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدي است . اين سه اسم نامهاي او مي باشند . الغيبة – طوسي ص ۴۵۴ . الغيبة – طوسي ص ۴۷۰ . بحار الأنوار ج ۵۲ ، ص ۲۹۱
از امير مؤمنان(ع) در خبرى طولانى كه در آن اصحاب قائم(ع) را ذكر مي كند آمده است كه : …اولين آنها از بصره و  آخرين آنها از ابدال مى باشد . بشارة الاسلام  ص۲۳۳
از امام صادق(ع) در روايتى طولانى كه نام ياران قائم(ع) را ذكر مي كند آمده است : و از بصره ….. احمد . بشارة الاسلام  ص ۲۳۲، غايةُ المرام: ص۷۲۴، معجم البلدان، ج۲، س۶۳

باقر (ع) مي‌فرمايد: براي خداي تعالي گنجي در طالقان است كه از طلا و نقره نيست بلكه دوازده هزار نفر در خراسانند كه شعارشاناحمد ..احمد  است. رهبر آنها جواني از بني هاشم سوار بر قاطري سپيد رنگ است و پيشاني بندي قرمز رنگ بر پيشاني بسته است، گويي به او مي‌نگرم كه از رود فرات هم مي‌گذرد، اگر دعــــــــوت او را شنيدين به سوي او بشتابيد حتي اگر مجبور باشيد سينه خيز بر روي يخها حركت كنيد/ منتخب الانوار المضيئه ص۳۴۳

و الحمدلله وحده وحده وحده