ابطال علم رجال به وسیله‌ی علم رجال

ابطال علم رجال به وسیله‌ی علم رجال

این مقاله به دلایل این مدعا می‌پردازد.

الف) نهی قرآن و اهل بیت (ع) از این بدعت

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلَی مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ. (الحجرات:۶)
ای مؤمنان اگر فرد فاسقی خبری برایتان آورد، آن را بررسی کنید مبادا نادانسته به قومی زیان رسانید، آنگاه به خاطر کاری که کرده‌اید پشیمان شوید.

روایات فراوانی که مطابق بدعت علم رجال اساسا باطل است اما طبق فرمودۀ امام رضا (ع) که فرمود: الزموهم بما الزموا به انفسهم (آنها را پایبند به آن چیزی کنید که خود را به آن ملزم کردند) به افرادی که علم رجال را برای قبول روایات اهل بیت (ع) و اثبات بدعت بودن آن لازم می‌دانند، روایات ذیل را تقدیم می‌نمائیم…. یعنیبه کسانی که به علم درایت، رجال، لغت در صحت و سقم احادیث و… پایبند هستند، روایات ذیل را تقدیم می‌کنیم تا بهانه‌ای برای انکار روایات اهل بیت (ع) نداشته باشند و به این روایات که در کتب رجال علمای آنان صحت آن احراز شده و متواترا هم نقل شده پایبند شوند.

روایت نخست

أحمد بن محمد بن خالد البرقی، عن محمد بن اسماعیل، عن جعفر بن بشیر، ( عن أبی الحصین ) عن أبی بصیر، عن أبی جعفر (ع) أو عن أبی عبد الله (ع) قال:

لا تکذبوا الحدیث إذا أتاکم به مرجئی ولا قدری ولا حروری ینسبه إلینا فانکم لا تدرون لعله شئ من الحق فیکذب الله فوق عرشه
امام صادق(ع) فرمود: احادیث را انکار نکنید حتی اگر مُرجعی یا قدری یا حروری آن را به ما نسبت دهند. زیرا شما نمی‌دانید، شاید که در آن چیزی از حق باشد و شما با این کارتان خداوند را بر فوق عرشش تکذیب ‌کنید.

المحاسن لأحمد بن محمد بن خالد البرقی ج ۱ ص ۲۳۰٫ علل الشرائع ج ۲ ص ۳۹۵

سند صحت رجال احادیث مطابق بدعت رجالیون:
احمد بن محمد بن خالد الرقی: ثقه. رجال النجاشی ص ۷۶ شماره ۱۸۲
محمد بن اسماعیل: ثقه. رجال النجاشی ص ۳۳۰ شماره ۸۹۳
جعفر بن بشیر: ثقه. رجال النجاشی ص ۱۱۹ شماره ۳۰۴
ابو الحصین زحر بن عبد الله الاسدی: ثقه. رجال النجاشی ص ۱۷۶ شماره ۴۶۵
ابو بصیر یحیی بن القاسم: ثقه. رجال النجاشی ص ۴۴۱ شماره ۱۱۸۷

روایت دوم:

محمد بن یحیی، عن أحمد بن محمد، عن ابن محبوب، عن جمیل بن صالح، عن أبی عبیده الحذاء قال: سمعت أبا جعفر (ع) یقول:

والله إن أحب أصحابی إلی أورعهم وأفقههم وأکتمهم لحدیثنا وإن أسوأهم عندی حالاً وأمقتهم للذی إذا سمع الحدیث ینسب إلینا ویروی عنا فلم یقبله إشمأز منه وجحده وکفَّر من دان به وهو لا یدری لعل الحدیث من عندنا خرج وإلینا اسند، فیکون بذلک خارجا عن ولایتنا
امام باقر(ع) فرمود: به خدا سوگند که محبوب‌ترین یارانم نزد من، باورع‌ترین آنها و فقیه‌ترین آنها و رازدارترین آنها است. و بدترین و منفور‌ترین یارانم در نزد من، کسی است که هرگاه حدیثی را بشنود که به ما نسبت دهند و از ما روایت کنند، آنرا نپذیرد و از آن بدش آید و آن را انکار ورزد و هر کسی را که به آن معتقد باشد، تکفیر کند. در صورتی که او نمی‌داند، شاید آن حدیث از ما صادر شده و به ما منسوب باشد، و او به خاطر انکارش، از ولایت ما خارج ‌شود.
الکافی ج ۲ ص ۲۲۳٫ مختصر بصائر الدرجات ص۹۸٫ وسائل الشیعه (آل البیت) ج۲۷ ص ۸۷٫ مستدرک الوسائل ج۱ ص۸۰

سند صحت رجال حدیث مطابق بدعت رجالیون:
محمد بن یحیی: ثقه. رجال النجاشی ص ۳۵۳ شماره ۹۴۶
احمد بن محمد: ثقه. خلاصه الاقوال الحلی ص ۶۱
الحسن بن محبوب: ثقه. الفهرست الطوسی ص ۹۶ شماره ۱۶۲
جمیل بن صالح: ثقه. رجال النجاشی ص ۱۲۷ شماره ۳۲۹
ابو عبیده الحذاء: ثقه. رجال النجاشی ص ۱۷۰ شماره ۴۴۹

روایت سوم:

عن أحمد بن محمد بن عیسی عن الحسین بن سعید و محمد بن خالد البرقی عن عبد الله بن جندب عن سفیان بن السمط قال:
قلت لابی عبد الله (ع) جعلت فداک یأتینا الرجل من قبلکم یعرف بالکذب فیحدث بالحدیث فنستبشعه فقال أبو عبد الله (ع) یقول لک انی قلت اللیل انه نهار والنهار انه لیل قلت لا قال فان قال لک هذا انی قلته فلا تکذب به فانک انما تکذبنی
به امام صادق (ع) گفتم: فدایتان شوم، شخصی از نزد شما می‌آید که به کذب و دروغ گویی معروف است و از شما حدیث روایت می‌کند و ما نسبت به او اکراه داریم. پس امام صادق (ع) فرمود: آیا می‌گوید که من گفته‌ام شب روز است و یا روز شب است؟ گفتم: خیر. فرمود: حتی اگر گفت که من آن را گفته‌ام، آن را انکار نکن که اگر انکار کنی، بدرستی که مرا انکار کرده‌ای.
مختصر بصائر الدرجات للحسن بن سلیمان الحلی ص ۷۶ وفی طبعه أخری ص ۲۳۴

سند صحت رجال حدیث مطابق بدعت رجالیون:
احمد بن محمد بن عیسی: ثقه. خلاصه الاقوال الحلی ص ۶۱
الحسین بن سعید: ثقه. رجال الطوسی ص ۳۵۵ شماره ۵۲۵۷
محمد بن خالد البرقی: ثقه. رجال الطوسی ص ۳۶۳ شماره ۵۳۹۱
عبد الله بن جندب: ثقه. رجال الطوسی ص ۳۴۰ شماره ۵۰۵۹
سفیان بن السمط: ثقه. رجال الطوسی ص ۲۲۰ شماره ۲۹۲۶

روایت چهارم:

الصفار حدثنا محمد بن الحسین عن محمد بن اسماعیل عن حمزه بن بزیع عن علی السنانی عن أبی الحسن (ع) انه کتب إلیه فی رساله: … و لا تقل لما بلغک عنا أو نسب الینا هذا باطل و ان کنت تعرفه خلافه فانک لا تدری لم قلنا و على أی وجه و صفه

امام رضا(ع) فرمود: و هرگز آنچه که از ما به تو رسید، یا حتی به ما منسوب شد را مگو که این (حدیث) باطل است حتی اگر خلاف آن را (از روایت محکم) بدانی، پس همانا تو چه می‌دانی که ما برای چه آن را گفته‌ایم و بر چه وجه و صفتی آن را بیان کرده‌ایم؟
بصائر الدرجات، ص ۵۵۸، الکافی ج۸ ص۲۵، البحار ج۲ ص۲۰۹٫

سند صحت رجال حدیث مطابق بدعت رجالیون:
۱- الصفار: وثقه النجاشی وغیره.

۲- محمد بن الحسین: وثقه النجاشی ص۳۳۴، وکذلک الشیخ الطوسی فی رجاله ص۷۹+ ص۳۹۱، ووقع فی اسناد کتاب کامل الزیارات ص۶۳+ ص۴۷+ ص۲۱۰٫

۳- محمد بن اسماعیل بن بزیغ: وثقه النجاشی ص۳۳۰ رقم ۸۹۳٫ واعتبر العلامه الحلی أحد الطرق به صحیحاً حیث قال فی کتاب مختلف الشیعه ج۴ ص۱۷۰: ( ثقه، صحیح، کوفی … ).
۴ـ حمزه بن بزیغ: وثقه العلامه الحلی فی خلاصه الأقوال ص۱۲۱٫ وقال آخرون بأنه واقفی وهذا لا یضر بالاعتماد على قول ما دام ثقه فی نقل الحدیث، کما نص على هذا الأئمه الأطهار (ع) وعلماء الرجال.

۵ـ علی السائی: هو علی بن سوید السائی، لأنه هو نفسه الذی کاتب الإمام الرضا (ع) وأجابه برساله من ضمنها هذا الحدیث. وثقه الشیخ الطوسی فی رجاله ص۳۵۹ رقم ۵۳۲۰٫ وذکر توثیقه المحقق الخوئی فی معجمه رجال الحدیث ج۱۳ ص۵۸ رقم ۸۲۰۲٫

ب) کاملا روشن و واضح است که علمای رجال معصوم نیستند. پس کلام آنها در مورد یک شخص حجت نیست و از آن گذشته تجسس بدون اذن معصوم در زندگی شخصی افراد مطابق نص قران حرام است.

ج) اختلاف علمای رجال که معروف‌ترین آنها نجاشی و طوسی هستند درباره‌ی امین بودن بعضی اشخاص.

مثلا یک شخص را شیخ طوسی ثقه می‌شمارد، در حالی که نجاشی او را ضعیف می‌داند و برعکس٫ بلکه حتی می‌بینیم که عالمی در اقوال خودش نسبت به یک شخص نظر متناقض دارد. مثلا شیخ طوسی شخصی را در رجالش ثقه می‌داند اما او را در کتاب فهرست ضعیف می‌شمرد.

والحمد لله وحده وحده وحده
وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا
والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته