اثبات بدعت بودن علم رجال

اثبات بدعت بودن علم رجال

بدعت رجال متاسفانه ابزار سفسطه فقهای آخرالزمان شده است تا بوسیله آن هر چه موافق هواهای آنهاست را تائید کرده و هر آنچه مخالف هواهای آنان است را انکار کنند با آنکه در معتبرترین کتابهای علمای شیعه آن احادیث آمده باشد
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

اجازه فرمائید قبل از نقد بدعت رجال، تعریفی از آن را خدمت دوستان عزیز عرض کنیم، سپس بطلان آن را به وضوح روشن کنیم

تعریف علم الرجال :

لعل أحسن التعاریف التی عرّف بها علم الرجال ما ذکره المولى علی کنی فی حاشیه توضیح المقال قال : هو ( ما یبحث فیه عن أحوال الراوی من حیث اتصافه بشرائط قبول الخبر وعدمه) (وجیزه فی علم الرجال للمشکینی : الهامش ص۱۸)

بهترین تعریف از علم رجال اینست که آنچه که علم رجال عبارت است آنچه در مورد روایت کننده حدیث از حیث توصیف او برای قبول یا رد خبر بحث می کند.

و این یعنی آن که خبری را که می‌شنویم به روایت کننده آن استناد نموده و بر اساس آن، آن خبر را قبول یا رد کنیم، در این صورت اگر راوی حدیث، فردی مورد اطمینان بود، آن را پذیرفته و در غیر این صورت، چنانچه او را نشناختیم یا حتی او را فردی فاسق یافتیم، روایات او را قبول نکنیم!

یعنی اگر خبر یا حدیثی را فرد فاسقی برای ما آورده، مطابق این بدعت باید رها کنیم و اصلا حق درایه الحدیث و بررسی محتوایی حدیث را نداریم!

اما آیا مطابق دستور قران و نص صریح اهل بیت ع، باید خبری را که راوی آن را نمی‌شناسیم ، رها کنیم؟!!

پاسخ این پرسش را با نصوص قرانی و روائی تقدیم می کنیم…

پاسخ قرانی، نهی از انکار خبری است که شخص فاسقی برای ما می‌آورد، چرا که به ما می‌فرماید اگر خبری را فردی فاسق برای شما آورد، و در محتوای آن تحقیق و تبین نکنید، پشیمان می‌شوید !

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَـــــــــــاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهَالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ .الحجرات،۶

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهى از روى نادانى آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید!

استناد به بدعت رجال برای تشخیص صحت و سقم یک روایت، مصداق بارز تبعیت از ظن و گمان است و چنین امری یقینا افاده حقیقت و یقین نمی‌کند، چون ممکن است شخص فاسق هم گاهی سخن درستی بر زبان جاری کند در حالیکه مطابق بدعت رجال، حتی سخن فردی را که نمی‌شناسیم نیز مردود شمرده می‌شود. دوستان تابع رجال که گمان می‌کنند اگر یک راوی ثقه(امین و درستکار) باشد (که باز در خود کتب رجال در مورد اشخاص ثابت اختلاف هست) او را در حد معصوم می‌دانند . زیرا بارها تکرار شده که اگر راوی ثقه نباشد، روایت از کجا شناخته می شود که از امام است؟

و این امر مصداق بارز این آیه از قران است

إِنْ هِیَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى. نجم،۲۳

اینها فقط نامهایى است که شما و پدرانتان بر آنها گذاشته اید (نامهایى بى محتوا و اسمهایى بى مسمّى)، و هرگز خداوند دلیل و حجتى بر آن نازل نکرده آنان فقط از گمانهاى بى اساس و هواى نفس پیروى مى کنند در حالى که هدایت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است!

مشکل اینجاست که عزیزان بدعتی رجال، آنقدر در بدعتشان غرق شده‌اند که فکر می کنند اهل بیت ع هیچ راهی برای شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح ارائه نکرده‌اند و با وجود این جهل عظیم، به عقل صغیر خود متوسل شده، می خواهند راهی برای حل این مساله پیدا کنند

گویی آیه اکمال دین و اتمام نعمت به گوششان نرسیده ، و اگر رسیده آن را مرتبط با ولایت آل محمد ص نمی‌دانند ، و اگر می‌دانند به محمد و آل محمد ص شک دارند که برای هر مساله ای در دین ما را با کلام گهربارشان غنی ساخته‌اند . و این تفکرات تهمت عظیمی به خداوند عز و جل است و تعالی الله علوا کبیرا

فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً ؛نساء،۶۹.

به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نکنند و کاملا تسلیم باشند!

و قال الإمام الصادق (ع) : حاجوا الناس بکلامی فان حجوکم فأنا المحجوج . – تصحیح الاعتقاد للمفید

امام صادق ع فرمود: با مردم با کلام من احتجاج کنید پس اگر آنها شما را انکار کردند، پس مرا انکار کرده‌اند

نخست آنکه اهل بیت ع به شدت شیعیان را از انکار حدیث بر حذر داشته‌اند

عن سفیان بن السمط قال قلت لأبی عبد الله (ع) جعلت فداک یأتینا الرجل من قبلکم یعرف بالکذب فیحدث بالحدیث فنستبشعه فقال أبو عبد الله (ع) یقول لک إنی قلت اللیل انه نهار والنهار انه لیل قلت لا قال فان قال لک هذا إنی قلته فلا تکذب به فانک إنما تکذبنی. مختصر بصائر الدرجات، ص ۷۶ وفی طبعه أخرى ص ۲۳۴ / البحار ج۲ ص۲۱۱

به امام صادق (ع) گفتم : فدایتان شوم ، شخصی از نزد شما می آید که به کذب و دروغ گویی معروف است و از شما حدیث روایت می کند و ما نسبت به او اکراه داریم . پس امام صادق (ع) فرمود : آیا می‌گوید که من گفته‌ام شب روز است و یا روز شب است؟ گفتم : خیر . فرمود : حتی اگر گفت که من آن را گفته‌ام ، آن را تکذیب نکن که اگر تکذیب کنی بدرستی که مرا تکذیب کرده‌ای.

که اثبات رجالی! این حدیث در این لینک آمده است.

عن النبی صلى الله علیه وآله: من رد حدیثا بـــلغه عنی فأنا مخاصمه یوم القیامه، فإذا بلغکم عنی حدیث لم تعرفوه فقولوا: الله أعلم. بحارالأنوار ج۲ ص۲۱

پیامبر ص فرمود: هر کسی حدیثی از من را که به او برسد، انکار کند، پس من دشمن او در روز قیامت خواهم بود، پس اگر حدیثی از من بدست شما رسید که آن را نمی شناختید، پس بگوئید : الله اعلم

و عن أبی جعفر علیه السلام قال: یا جابر ……… إذا ورد علیک یا جابر شیء من أمرنا فلان له قلبک فاحمد الله، وإن أنکرته فرده إلینا أهل البیت، ولا تقل: کیف جاء هذا ؟ وکیف کان وکیف هو ؟ فإن هذا والله الشـــرک بالله العظیم . بحار الأنوار ج ۲ ص ۲۰، اختیار معرفه الرجال، شیخ طوسی،ج۲ ص۴۳۹٫

امام باقر (ع) فرمود: ای جابر هنگامی که چیزی از امر ما به تو رسید که قلب تو آن را پذیرفت، پس حمد خدای را بجای آور، و اگر آن را نذیرفت، پس آن را به سوی ما اهل بیت ع برگردان و نگو این چگونه ممکن است و چطور آمده و او چطور و… پس والله قسم که این سخنان، شرک به خدای عظیم است!

بله، حضرت با جدیت فرموده هر چه را هم نفهمیدید انکار نکنید! و تنها خود اهل بیت ع می‌توانند آنرا مشخص کنند ولا غیر.

عن أبی الحسن (ع) انه کتب إلیه فی رساله: … و لا تقل لما بلغک عنا أو نسب إلینا هذا باطل وان کنت تعرفه خلافه فانک لا تدری لم قلنا وعلى أی وجه و صفه ..الکافی ج۸ ص۲۵/ البحار ج۲ ص۲۰۹٫

حضرت امام رضا (ع) فرمود: و هرگز آنچه که از ما به تو رسید، یا حتی به ما منسوب شد را مگو که این (حدیث) باطل است حتی اگر خلاف آن را (از روایت محکم) بدانی، پس همانا تو چه می‌دانی که ما برای چه آن را گفته‌ایم و بر چه وجه و صفتی آن را بیان کرده‌ایم؟

عن أبی بصیر، عن أبی جعفر (ع) أو عن أبی عبد الله (ع) قال: لا تکذبوا الحدیث إذا أتاکم به مرجئی ولا قدری ولا حروری ینسبه إلینا فانکم لا تدرون لعله شیء من الحق فیکذب الله فوق عرشه . المحاسن لأحمد بن محمد بن خالد البرقى ج ۱ ص ۲۳۰/ علل الشرائع ج۲ ص۳۹۵٫

امام باقر (ع) فرمود: احادیث را تکذیب نکنید حتی اگر مُرجئی یا قدری یا حروری(فرقه های غیر شیعه) آن را به ما نسبت دهد . زیرا شما نمی‌دانید ، شاید که در آن چیزی از حق باشد و شما با این کارتان خداوند را بر فوق عرشش تکذیب می کنید

اما حدیث شناسی در منهج شیعیان حقیقی

شیعیان اگر حدیثی به آنها برسد که منسوب به محمد و آل محمد ص باشد ، (حال هر کس آن را روایت کرده باشد) ، آن را به قرآن و روایات صحیح ارجاع می‌دهند . اگر موافق قرآن بود، یا شاهدی از کلام صحیح اهل بیت ع بر آن یافتند، آن را می‌گیرند و اگر مخالف قرآن بود از آن استفاده نمی‌کنند . دیگر مهم نیست چه کسی آن را نقل کرده است . ثقه هست یا غیر ثقه (که تشخیص این امر خود بسیار دشوار بلکه شاید از خود معصوم نیز بر نیاید . همانطور که حضرت موسی ع هفتاد نفر را ثقه می دانست و به میعاد برد و همه مرتد شدند)

از معصومین هم در مورد اینکه به محتوای سخن نگاه کنید نه گوینده آن بسیار شنیده‌ایم

انظر الی ماقال و لا تنظر الی من قال ـ غررالحکم فصل ۳۰ حدیث ۱۱

امیر المومنین (ع) فرمود: به متن آنچه گفته شد، بنگرید نه به گوینده آن.

قال علی (ع): ان الحق و الباطل لایعرفان باقدار الرجال، اعرف الحق تعرف اهله، اعرف الباطل تعرف اهله. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید

مولا علی (ع) فرمود: همانا حق و باطل به قدر و منزلت مردان شناخته نمی‌شود، (که مثلا فلان کلام چون از فلان مرجع است پس حق است)، ابتدا حق را بشناس، اهل آن را خواهی شناخت، باطل را بشناس، اهل آن را خواهی شناخت.

و دیگر اینکه در قرآن آمده است

یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنکمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فىِ شُىْءٍ فَـــــــــرُدُّوهُ إِلـــــــىَ اللَّــــــــــهِ وَ الرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ ذَالِکَ خَیرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً. نساء،۵۹

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى‏] اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به [کتاب‏] خدا و [سنت‏] پیامبر [او] عرضه بدارید، این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است.

حال ما در نحوه شناخت احادیث صحیح از غیر صحیح اختلاف داریم، پس باید آن را به خدا و رسول (ص) ارجاع دهیم.

عن ابن أبی یعفور قال سألت أبا عبد الله (ع) عن اختلاف الحدیث یرویه من نثق به ومنهم من لا نثق به ، قال : إذا ورد علیکم حدیث فوجدتم له شاهداً من کتاب الله عز وجل أو من قول رسول الله (صلى الله علیه واله وسلم ) وإلا فالذی جاءکم به أولى به . تفسیر البرهان ج۱ ص۷۲، اصول کافی ج ۱ ص ۸۸ باب اخذ بقول پیامبر (ص)

ابن ابی یعفور گوید از امام صادق (ع) پرسیدم درباره اختلاف حدیث که آنرا روایت کند کسیکه باو اعتماد داریم و کسیکه به او اعتماد نداریم فرمود : چون حدیثی بشما رسید و از قرآن یا قول پیغمبر(ص) گواهی بر آن یافتید، آن را بگیرید و گرنه برای آورنده‌اش سزاوارتر است .

اصول کافی ج ۱ ص ۸۸ باب اخذ بقول پیامبر (ص)

قال الإمام الصادق (ع) لمحمد بن مسلم : یا محمد ما جائک فی روایه من بر أو فاجر یــــــــوافق القــــــــــرآن فخـــــذ به ، وما جائک فی روایه من بر أو فاجر یخالف القرآن فلا تأخذ به . البرهان ج۱ ص۷۳ .المجلسی – بحار الأنوار – الجزء : ( ۲ ) – رقم الصفحه : ( ۲۴۴)

امام صادق (ع) فرمود: ای محمد، هر روایتی که به تو از نیکوکار یا فرد بدکاری موافق کتاب خدا بود، آن را بپذیر و هر روایتی که از فرد نیکوکار یا فاجری مخالف قران به دست تو رسید، آن را رها کن

زُرَارَهَ بْنِ أَعْیَنَ قَالَ: سَأَلْتُ الْبَاقِرَ (ع) فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَأْتِی عَنْکُمُ الْخَبَرَانِ أَوِ الْحَدِیثَانِ الْمُتَعَارِضَانِ فَبِأَیِّهِمَا آخُذُ فَقَالَ (ع): یَا زُرَارَهُ خُذْ بِمَا اشْتَهَرَ بَیْنَ أَصْحَابِکَ وَ دَعِ الشَّاذَّ النَّادِرَ فَقُلْتُ یَا سَیِّدِی إِنَّهُمَا مَعاً مَشْهُورَانِ مَرْوِیَّانِ مَأْثُورَانِ عَنْکُمْ فَقَالَ (ع): خُذْ بِقَوْلِ أَعْدَلِهِمَا عِنْدَکَ وَ أَوْثَقِهِمَا فِی نَفْسِکَ فَقُلْتُ إِنَّهُمَا مَعاً عَدْلَانِ مَرْضِیَّانِ مُوَثَّقَانِ- فَقَالَ انْظُرْ مَا وَافَقَ مِنْهُمَا مَذْهَبَ الْعَامَّهِ فَاتْرُکْهُ وَ خُذْ بِمَا خَالَفَهُمْ قُلْتُ رُبَّمَا کَانَا مُوَافِقَیْنِ لَهُمْ أَوْ مُخَالِفَیْنِ فَکَیْفَ أَصْنَعُ فَقَالَ إِذَنْ فَخُذْ بِمَا فِیهِ الْحَائِطَهُ لِدِینِکَ وَ اتْرُکْ مَا خَالَفَ الِاحْتِیَاطَ فَقُلْتُ إِنَّهُمَا مَعاً مُوَافِقَانِ لِلِاحْتِیَاطِ أَوْ مُخَالِفَانِ لَهُ فَکَیْفَ أَصْنَعُ فَقَالَ (ع): إِذَنْ فَتَخَیَّرْ أَحَدَهُمَا فَتَأْخُذُ بِهِ وَ تَدَعُ الْآخَرَ. بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۲، ص: ۲۴۶٫

زراره گوید از امام باقر (ع) سوال کردم، فدایت شوم از شما دو خبر یا دو حدیث که در تضاد با هم هستند به دست ما می‌رسد، پس کدام حدیث را قبول کنیم؟
پس ایشان فرمود: ای زراره آنچه که بین اصحاب مشهور است را بگیر و آن را که نادر و غیر مشهور است رها کن، پس گفتم هر دو حدیث مشهور است و روایت شده و از قول شما نقل شده، پس فرمود: آن حدیثی را قبول کنید که راوی آن عادل تر در نزد شماست و از آن اطمینان بیشتری دارید، پس گفتم هر دو راوی از افراد ثقه و راستگو هستند، پس فرمود: پس آن حدیثی که موافق مذهب اهل سنت را رها کنید، و آنچه را بگیرید که مخالف رای آنان است، گفتم ممکن است هر دو حدیث یا موافق اهل سنت باشد یا هر دو حدیث مخالف اهل سنت، آنوقت چه کنیم؟ پس ایشان فرمود: در آن صورت آن چیزی که موافق احتیاط در دین شماست را بگیرید و آنچه برخلاف احتیاط است را رها کنید، پس گفتم: هر دو موافق احتیاط در دین است، یا هر دو مخالف آن است، آنگاه چه کنیم؟ پس ایشان فرمود: آنوقت، هر کدام از آن دو را مختار هستید بپذیرید و دیگری را رها کنید. بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج۲، ص: ۲۴۶

عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ الصَّمَدِ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ السَّیِّدِ أَبِی الْبَرَکَاتِ عَلِیِّ بْنِ الْـحسَیْنِ الْـجوْزِیِّ، عَنِ الصَّدُوقِ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ سَعْدٍ، عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ، عَنِ الْـمُنَخَّلِ، عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله: «إِنَّ حَدِیثَ آلِ مُحَمَّدِ، عَظِیمٌ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ، لَا یُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ الله قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ». فَمَا وَرَدَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَدِیثِ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله، فَلَانَتْ لَهُ قُلُوبُکُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ، فَاقْبَلُوهُ وَ مَا اشْمَأَزَّتْ لَهُ قُلُوبُکُمْ وَ أَنْکَرْتُمُوهُ، فَرُدُّوهُ إِلَی الله وَ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلَی الْعَالِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله. وَ إِنَّـمَا الْهَالِکُ أَنْ یُحَدِّثَ أَحَدُکُمْ بِالْـحدِیثِ أَوْ بِشَیْ ءٍ لَا یَحْتَمِلُهُ، فَیَقُولَ: وَ الله، مَا کَانَ هَذَا. وَ الله مَا کَانَ هَذَا. وَ الْإِنْکَارُ لِفَضَائِلِهِمْ، هُوَ الْکُفْرُ؛

امام باقر علیه السلام از قول پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به راستی، حدیث آل محمّد صلی الله علیه و آله، بزرگ، دشوار و باز هم دشوارتر است. آن را تحمّل نیاورد جز فرشته‌ای مقرّب یا پیغمبری مرسل یا بنده‌ای که خدا دلش را به ایمان آزموده است. پس آن چه از حدیث آل محمّد شنیدید و قلبتان پذیرفت، قبولش کنید و آن چه انکارش کرد، آن را به خدا، رسول او و عالم آل محمّد واگذار کنید. و همانا، هلاک‌شونده کسی است که سخنی یا چیزی را که نتوانسته قبول کند، بیان کند. سپس بگوید: به خدا، چنین چیزی وجود ندارد. و انکار فضائل آل محمّد، کفر است. (بحار الأنوار، ج ۲۵، ص ۳۶۶)
اینم یکی از آنهاست

وعن أبی جعفر علیه السلام قال: یا جابر حدیثنا صعب مستصعب أمرد ذکوان وعر أجرد لا یحتمله والله إلا نبی مرسل، أو ملک مقرب، أو مؤمن ممتحن، فإذا ورد علیک یا جابر شیء من أمرنا فلان له قلبک فاحمد الله، وإن أنکرته فرده إلینا أهل البیت، ولا تقل: کیف جاء هذا؟ وکیف کان وکیف هو؟ فإن هذا والله الشرک بالله العظیم.

امام باقر علیه السلام فرمود: ای جابر، سخن ما صعب، مستصعب، امرد، ذکوان، وعر، اجرد است؛ آن را تحمّل نیاورد جز فرشته ای مقرّب یا پیغمبری مرسل یا بنده‌ای که خدا دلش را به ایمان آزموده است. پس هرگاه چیزی از امر ما بر تو ارائه شد و قلب تو آن را قبول کرد، سپاس خدا را بگوی و اگر آن را انکار کرد، آن را به ما واگذار کن و نگو چه طور چنین چیزی می‌شود؛ چرا که به خدا چنین چیزی، شرک به خداست.بحار الأنوار ج ۲ ص ۲۰۸٫

وعن أبی عبد الله (ع) قال قال ما على احدکم إذا بلغه عنا حدیث لم یعط معرفته ان یقول القول قولهم فیکون قد آمن بسرنا وعلانیتنا.

امام صادق(ع) فرمود: جز این نباشد که هرگاه یکی از شما حدیثی از ما به او برسد و به معرفت آن نائل نشود، جز آنکه بگوید: سخن، سخن آنهاست؛ پس آنها به اسرار ما و (سخنان)آشکار ما ایمان آورده‌اند. مختصر بصائر الدرجات للحسن بن سلیمان الحلی ص ۷۶٫

عن أبی عبد الله (ع) قال: (تزاوروا فإن فی زیارتکم إحیاء لقلوبکم وذکراً لأحادیثنا، وأحادیثنا تعطف بعضکم على بعض فإن أخذتم بها رشدتم ونجوتم وإن ترکتموها ضللتم وهلکتم فخذوا بها وأنا بنجاتکم زعیم)

امام صادق(ع) فرمود به دیدار هم بروید که در دیار شما زنده شدن قلبها و ذکر احادیث ماست، و احادیث ما شما را نسبت به هم مهربان می‌کند، پس اگر آنها را بگیرید رشد خواهید یافت و اگر آنها را ترک کنید، گمراه شده و هلاک خواهید شد. پس آنها را بگیرید که من ضامن نجات شما هستم.الکافی ج۲ ص ۲۱۵٫

قانون تشخیص حدیث صحیح از غیر صحیح

۱- اگر روایت مخالف مسلمات قران و سنت بود آن را رها می‌کنیم، چنانچه در حدیث آمده:

عن أبی جعفر الثانی علیه السلام أنه قال: قال رسول الله صلى الله علیه واله فی حجه الوداع: (… فإذا أتاکم الحدیث فاعرضوه على کتاب الله وسنتی فما وافق کتاب الله وسنتی فخذوا به وما خالف کتاب الله وسنتی فلا تأخذوا به…) بحار الأنوار ج ۲ ص ۲۲۵٫

۲-اگر تعارضی در آنچه از طریق شیعه و سنی به ما در احادیث رسید، پس آنچه را مخالف روش اهل سنت است را رها و طریق شیعه را قبول می‌کنیم، چنانچه در حدیث آمده:

عن الصادق (ع): (…. دعوا ما وافق القوم فإن الرشد فی خلافهم..) الکافی ج ۱ ص ۲۳٫

۳- هنگامی که دو روایت از یک امام یه دست ما رسید که که ندانستیم کدام روایت اول است و کدام روایت در آخر و زمان بعدی، هر کدام را از باب تسلیم و وسع بگیریم صحیح می‌باشد، چنانچه در حدیث آمده:

فقال الصادق(ع): (… فبأیهما أخذتم من باب التسلیم وسعکم) الکافی ج۱ ص۲۳٫

۴- هنگامیکه حدیثی مثلا از امام صادق (ع) به ما رسید و با حدیث دیگری که معارض بود و دانستیم که روایت اول قبل از روایت دوم نقل شده و روایت دوم پس از روایت اول صادر شده، پس روایت آخر را اخذ می‌نمائیم، چنانچه در حدیث آمده:

عن الصادق (ع): أرأیت لو حدثتک بحدیث العام ثم جئتنی من قبل فحدثتک بخلافه بأیهما تأخذ؟ قلت اخذ بالخیر. فقال له الصادق (ع): رحمک الله. الکافی ج۱ ص۸۷٫

۵- هنگامیکه روایتی مثلا از امام صادق (ع) به ما رسید و آن روایت با روایت امام مهدی (ع) در تعارض بود، پس روایت امام مهدی(ع) را قبول می‌کنیم، چنانچه در حدیث آمده:

عن الصادق (ع) حینما سئل: إذا جاء حدیث عن أولکم وحدیث عن اخرکم فبأیهما نأخذ؟ فقال بحدیث الأخیر. مختصر ببصائر الدرجات ص۲۲۱٫

وعن الصادق (ع): الراویه لحدیثنا یبثه فی الناس ویسدده فی قلوب شیعتنا أفضل من ألف عابد.

امام صادق(ع) فرمود: کسی که حدیث ما را میان مردم منتشر می‌کند و آن را در قلوب شیعیان ما محکم می‌کند، از هزار عابد بافضیلت تر است.بصائر الدرجات ص۱۶٫

قال رسول الله (ص): یَا عَلِیُّ أَعْجَبُ النَّاسِ إِیمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ یَقِیناً قَوْمٌ یَکُونُونَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ یَلْحَقُوا النَّبِیَّ وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّهُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَیَاض‏

پیامبر ص در وصیتش به امیر المومنین ع فرمود: یا علی عجیب ترین مردم از جهت ایمان، و عظیم ترین آنها از جهت یقیین، قومی هستند که در آخر الزمان خواهند آمد، نبی ص را درک ننموده و حجت نیز از آنها غایب است، پس آنان به سیاهی بر روی سفیدی (نوشته و حدیث) ایمان آوردند.کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۱، ص: ۲۸۸، من لا یحضره الفقیه، ج‏۴، ص: ۳۶۶٫ الزام الناصب ج۱ ص۳۱۰٫

…………………………………………………………………..

عن زراره ، قال : سألت أبا جعفر علیه السلام : ما حجه الله على العباد ؟ قال : أن یقولوا ما یعلمون ویقفوا عندما لا یعلمون .

زراره گوید از امام باقر(ع) سوال کردم چه جیزی بر بندگان حجت است؟ فرمود: اینکه آنچه را می‌دانند را بگویند و در آنچه نمی‌دانند توقف کنند.

التوحید – الشیخ الصدوق – ص ۴۵۹/ الکافی / ج۱/ ص۶۱

سمعنا أبا عبد الله ( علیه السلام ) یقول : حدیثی حدیث أبی ، وحدیث أبی حدیث جدی ، وحدیث جدی حدیث الحسین ، وحدیث الحسین حدیث الحسن ، وحدیث الحسن حدیث أمیر المؤمنین وحدیث أمیر المؤمنین حدیث رسول الله وحدیث رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) قول الله عز وجل .

امام جعفر صادق – علیه السلام – فرمود: سخن و حدیث من همانند سخن پدرم می باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یکی است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علی و کلام او از کلام رسول خدا می باشد، که سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود. وسائل الشیعه (آل البیت)- ج ۲۷ – ص ۸۳ – ۸۴؛ الکافی ج۱/ ص۷۳؛ «بحارالأنوار، ج ۲، ص ۱۷۸، ح ۲۸»

…………………………………………………………………..

عن زراره بن أعین ، عن أبی جعفر ( علیه السلام ) قال : سألته عن مسأله فأجابنی ، ثم جاءه رجل فسأله عنها ، فأجابه بخلاف ما أجابنی ، ثم جاء رجل آخر ، فأجابه بخلاف ما أجابنی وأجاب صاحبی ، فلما خرج الرجلان قلت : یا ابن رسول الله ، رجلان من أهل العراق من شیعتکم قدما یسألان ، فأجبت کل واحد منهما بغیر ما أجبت به صاحبه ؟ فقال : ” یا زراره ، إن هذا خیر لنا ، وأبقى لنا ولکم ، ولو اجتمعتم على أمر واحد لصدقکم الناس علینا ، ولکان أقل لبقائنا وبقائکم “

زراره گوید: از امام باقر علیه السلام مطلبى پرسیدم و جوابم فرمود، سپس مردى آمد و همان مطلب را از او پرسید و او برخلاف جواب من پاسخ او را فرمود، سپس مرد دیگرى آمد و به او جوابى برخلاف هر دو جواب فرمود، چون آن دو مرد رفتند، عرض کردم پسر پیغمبر! دو مرد از اهل عراق و از شیعیان شما آمدند و سؤالى کردند و شما هریک را برخلاف دیگرى جواب دادید!! فرمود: اى زراره این گونه رفتار براى ما بهتر؛ و ما و شما را بیشتر نگاه می‌دارد و اگر اتفاق نظر داشته باشید، مردم متابعت شما را از ما تصدیق مى‌کنند (و اتحاد شما را علیه خود مى‌دانند) و زندگى ما و شما ناپایدار گردد.
الحاشیه على أصول الکافی – رفیع الدین محمد بن حیدر النائینی – ص ۲۱۹/ الکافی /ج۱ / ص۸۶

………………………………………………………………….

قال رسول الله صلى الله علیه وآله : لا قول إلا بعمل ، ولا قول ولا عمل إلا بنیه ، ولا عمل ونیه إلا بإصابه السنه ، ومن تمسک بسنتی عند اختلاف أمتی کان له أجر مأه شهید

پیامبر(ص) فرمود: هیچ گفتاری جز عمل نیست، و هیچ گفتار و عملی محقق نمی‌شود جز با نیت. و هیچ عمل و نیتی صحیح نیست جز به صحت سنت، و هر کسی به هنگام اختلاف امتم به سنت من تمسک کند، برای او اجر صد شهید است. المقنعه – الشیخ المفید – ص ۳۰۱ – ۳۰۲

…………………………………………………………………..

عن ابى عبداللّه علیه السلام قال:« أنتم أفقه الناس ما عرفتم معانی کلامنا، إنّ کلامنا ینصرف على سبعین وجها
شما چون معانى کلام ما را بشناسید و عمق آن را بیابید، فقیهترین مردم خواهید بود؛ زیرا کلام ما معانى گوناگونى دارد و مىتواند تا هفتاد وجه معنا شود.بصائر الدرجات – محمد بن الحسن الصفار – ص ۳۴۹

عن موسى بن اشیم قال قلت لأبی عبد الله ( ع ) انی أرید ان تجعل لی مجلسا فواعدنی یوما واتیته للمیعاد فدخلت علیه فسألته عما أردت أن أسأله عنه فبینا نحن کذلک إذ قرع علینا رجل الباب فقال ما ترى هذا رجل بالباب فقلت جعلت فداک اما انا فقد فرغت من حاجتی فرأیک فاذن له فدخل الرجل فتحدث ساعه ثم سأله مسائلی بعینها لم یخرم منها شیئا فأجابه بغیر ما أجابنی فدخلنی من ذلک مالا یعلمه الا الله ثم خرج فلم یلبث الا یسیرا حیت استأذن علیه آخر فأذن له فتحدث ساعه ثم سأله عن تلک المسایل بعینها فأجابه ما أجابنی وأجاب الأول قبله فازددت غما حتى کدت ان اکفر ثم خرج فلم یلبث الا یسیرا حتى جاء آخر ثالث فسأله عن تلک المسایل بعینها فأجابه بخلاف ما أجابنا أجمعین فاظلم علی البیت ودخلنی غم شدید فلما نظر إلی ورأی ما بی مما تداخلنی ضرب بیده على منکبی ثم قال یا بن اشیم ان الله عز وجل فوض إلی سلیمان ابن داود علیه السلام ملکه فقال هذا عطاؤنا فامنن أو امسک بغیر حساب وان الله عز وجل فوض إلى محمد صلى الله علیه وآله امر دینه فقال احکم بین الناس بما أریک الله وان الله فوض الینا ذلک کما فوض إلى محمد صلى الله علیه وآله

مختصر بصائر الدرجات – الحسن بن سلیمان الحلی – ص ۹۲ – ۹۳- ۲۶۵

جالب است که اهل سنت نیز دقیقا همین معیار را از پیامبر خدا ص نقل کرده اند و این روش در کتب فریقین موجود است.

در هامش عوالی اللئالی ۱/۶۸ از پیامبر ص چنین آمده :

” اذا حدثتم بحدیث فاعرضوه علی کتاب الله فان وافقه والا فاضربوا به علی الحائط “

یا این حدیث نبوی ص ” فما وافق کتاب الله فانا قلته وما لم یوافق کتاب الله فلم اقله “

الماثور عن رسول الله ص انه قال : اذا روی لکم عنی حدیث فاعرضوه علی کتاب الله فان وافقه فاقبلوه و الا فردوه” ( المسائل الفقهیه – سید شرف الدین ص۹۰)