ادله دعوت یمانی برای مسیحیان

ادله دعوت یمانی برای مسیحیان

امر منجی موعود امام عبد الله (بنده‌ی خداوند یا اسرائیل) احمد مهدی (ع) ، در كتاب مقدس با آیات فراوان به روشنی بیان شده است . و كسی آن آیات را انكار و تحریف نمی‌كند مگر اهل باطل و طالبان باطل ، چه از علما و چه دیگران . زیرا امام احمد (ع) با نام و مشخصات ، محل ولادت و بعثت ، اصل و نسب و مشخصات دیگر ، دقیق ذكر شده‌اند.

همچنین بخوانید : نشانه های اخر الزمان

خود منجی یعنی امام احمد الحسن (ع) فرمود :

حقیقت این است كه مأموریت خضر (ع) ، ایلیا (ع) ، عیسی (ع) و محمّد بن حسن المهدی (ع) یكی است و آنها متّحد هستند و هیچ اختلافی بین آنها نیست . چون خدایشان واحد است و دینشان نیز واحد است و آن تسلیم در برابر خداوند سبحان و بلند مرتبه است . همه اینها مردم را به طرف خداوند فرا می خوانند و به دستور و فرمان خداوند ، اقدام به كار می‌ كنند . حقیقتی كه بدان فرا می خوانند یكی است و هدف نهایی آنها یكی است و آن قیامت صغری (روز داوری) است . و اهدافشان نیز یكی است و آن نشر عدالت و توحید و بندگی خداوند در روی زمین است . پس آنها متحدند و هیچ اختلافی در بین آنان نیست ، و هدف و خدایشان یكی است . پس باید فرستاده ایشان نیز یكی باشد . و او فرستاده ای از جانب خداوند نیز هست . چون ایشان به فرمان خداوند عمل می‌ كنند . پس نماینده آنها ، نماینده خداوند و جانشین آنها ، جانشین خداوند در روی زمین است . چون آنها جانشینان خداوند در روی زمین هستند

حال دلایلی را ارائه می‌دهیم كه آنها ، آنگاه كه زمان قیامت صغری (روز داوری) و دولت عدالت الهی برسد ، فرستاده ای را از جانب خود می‌فرستند .

و امام احمد (ع) است كه برای برپایی دولت عدل الهی و برقراری ملكوت خداوند بر روی زمین ، زمینه سازی اصلی و نهایی را انجام می‌دهد . و همچنین آخرین دعوت از جانب خداوند برای مردم در آخر الزمان ، توسط ایشان انجام می‌گیرد . و مومنان حقیقی و نجات یافتگان ، از هر دین و مذهب ، كسانی هستند كه با ایشان (ع) همراه شوند.
انجیل متی باب بیست و چهار

44 لهذا شما نیز حاضر باشید ، زیرا در ساعتی‌ كه‌ گمان‌ نبرید ، پسر انسان‌ می‌آید 45 پس‌ آن‌ غلام‌ امین‌ و دانا كیست‌ كه‌ آقایش‌ او را بر اهل‌ خانه‌ خود بگمارد تا ایشان‌ را در وقت ‌معین‌ خوراك‌ دهد ؟ 46 خوشابه حال‌ آن‌ غلامی‌ كه‌ چون‌ آقایش‌ آید ، او را در چنین‌ كار مشغول‌ یابد . 47 هرآینه‌ به‌ شما می گویم‌ كه‌ او را بر تمام‌ مایملك‌ خود خواهد گماشت

در این آیات ، به خوبی روشن است كه حضرت عیسی (ع) بشارت به رسولی می‌دهد ، كه قبل از بازگشت ایشان فرستاده می‌شود و بر تمام مایملك عیسی (ع) یا تمام پیروان ایشان حجت است . در این آیات این فرستاده با نام غلام امین و دانا نامیده شده است ، كه برای امت عیسی (ع) و بلكه تمامی امت‌ها خوراك و طعام ، كه همان علم و معرفت و حكمت است ، می‌آورد . اما قول عیسی (ع) درباره‌ی سعادت یافتگان در آخر الزمان بسیار واضح است و فقط كسانی در زمان بازگشت عیسی (ع) ، یا همان قیامت صغری یا روز داوری ، خوش بحال ایشان است كه در كنار غلام امین و دانا ، و مشغول گرفتن خوراك یا علم از ایشان می‌باشند

این فرستاده بایستی از امتی باشد كه ملكوت خداوند در آن است . زیرا همانطور كه تا زمانی ملكوت خداوند در بنی اسرائیل بود ، رسولان و فرستادگان تا عیسی (ع) از آنها بود . و درباره ی انتقال ملكوت از فرزندان یعقوب (ع) یا اسحاق (ع) به فرزندان اسماعیل (ع) ، كه همان محمد و آل محمد (ص) هستند نیز در مبحثی جداگانه كه درباره‌ی ملكوت خداوند و دولت عدل الهی بود مفصل بحث شده است ،كه شما عزیزان را به خواندن آن دعوت می‌كنیم . پس این فرستاده باید شخصی از آل محمد (ص) باشد كه همان مهدی اول و وصی سیزدهم رسول الله محمد (ص) ، كه رسولی از جانب امام مهدی (ع) نیز هستند ، یعنی امام احمد الحسن (ع) می‌باشد
كتاب اشعیا باب چهل و دو

18 ای‌ كران‌ بشنوید و ای‌ كوران‌ نظر كنید تا ببینید . 19 كیست‌ كه‌ مثل‌ بنده‌ من‌ كور باشد و كیست‌ كه‌ كر باشد مثل‌ رسول‌ من‌ كه‌ می‌فرستم‌ ؟ كیست‌ كه‌ كور باشد ، مثل‌ مُسلِم‌ من‌ و كور مانند بنده‌ خداوند‌؟ 20 چیزهای‌ بسیار می‌‌بینی‌ امّا نگاه‌ نمی‌‌داری‌ . گوشها را می‌‌گشاید لیكن‌ خود نمی‌شنود . 21 خداوند را به‌ خاطر عدل‌ خود پسند آمد كه‌ شریعت‌ خویش‌ را تعظیم‌ و تكریم‌ نماید

در كتاب حضرت اشعیا (ع) و در این آیات نیز می‌بینیم كه خداوند به این رسول(فرستاده) اشاره می‌كند و ایشان را فرستاده‌ای از جانب خود می‌نامد . و این طبیعی است ، زیرا نه حضرت عیسی (ع) و نه امام مهدی (ع) ، جز به امر خداوند كسی را نمی‌فرستند . پس فرستاده‌ی آنها ، رسول و فرستاده‌ی خداوند نیز می‌باشد . از صفاتی كه خداوند در این آیات برای امام احمد الحسن (ع) نام می‌برد ، تسلیم بودن بی‌چون و چرای ایشان در برابر امر خداوند است كه به نوبه‌ی خود بسیار تكان دهنده است . اما نكته‌ای كه در اینجا دیده می‌شود ، نام بردن ایشان (ع) به نام بنده خداوند است كه همان عبد الله در زبان عربی است . و آن از نامهای امام احمد الحسن (ع) است كه در وصیت رسول الله (ص) با نام احمد و عبد الله و مهدی نام نهاده شده است .

نكته‌ی بعدی در این آیات این است كه وظایف این فرستاده یعنی امام احمد الحسن (ع) ، تعظیم و تكریم شریعت خداوند است . و طبق مطالبی كه در مبحث ملكوت خداوند و دولت عدل الهی ذكر شد ، شریعت آتشین خداوند همان شریعت حضرت محمد (ص) یا نبی فاران (مكه) است . و این مسئله نیز اثبات می‌كند كه این فرستاده، از اوصیای رسول خدا (ص) است كه می‌آید تا دین جدش رسول الله (ص) در دنیا برقرار سازد و اراده‌ی خداوند را چنان كه در آسمان است در زمین نیز به اجرا برساند .
كتاب اشعیا باب چهل و سه
6 به‌ شمال‌ خواهم‌ گفت‌ كه‌ “بده‌” و به‌ جنوب‌ كه‌ “ممانعت‌ مكن‌” . پسران‌ مرا از جای‌ دور و دخترانم‌ را از كرانه‌های‌ زمین‌ بیاور . 7 یعنی‌ هر كه‌ را به‌ اسم‌ من‌ نامیده‌ شود و او را به‌ جهت‌ جلال‌ خویش‌ آفریده‌ و او را مصوّر نموده‌ و ساخته‌ باشم‌ . 8 قومی‌ را كه‌ چشم‌ دارند امّا كور هستند و گوش‌ دارند امّا كر می‌باشند بیرون‌ آور . 9 جمیع‌ امّت‌ ها با هم‌ جمع‌ شوند و قبیله‌ ها فراهم‌ آیند . پس‌ در میان‌ آنها كیست‌ كه‌ از این‌ خبر دهد و امور اوّلین‌ را به‌ ما اعلام‌ نماید ؟ شهود خود را بیاورند تا تصدیق‌ شوند یا استماع‌ نموده‌ ، اقرار بكنند كه‌ این‌ راست‌ است‌ . 10 یهوه‌ می‌گوید كه‌ شما و بنده‌ من‌ كه‌ او را برگزیده‌‌ام‌ شهود من‌ می ‌باشید . تا دانسته‌ ، به‌ من‌ ایمان‌ آورید و بفهمید كه‌ من‌ او هستم‌ و پیش‌ از من‌ خدایی‌ مصوّر نشده‌ و بعد از من‌ هم‌ نخواهد شد

در این آیات نیز درباره ی یاران امام احمد الحسن (ع) و همچنین خود ایشان ، با صفاتی كه ذكر شد ، اشاره شده است . اولا این افراد از مرد و زن و همچنین از تمام امتها و قبیله‌ها هستند ، كه در پیروی از رهبر خود یعنی امام احمد الحسن (ع) تسلیم امر خداوند متعال شده‌اند . آنها شاهدان بر مردم هستند و آن كسی كه از این خبر می‌دهد و امور اولین را اعلام می‌نماید ، همان فرستاده یعنی امام احمد الحسن (ع) هستند كه ایشان نیز شاهد بر یارانشان هستند . قومی كه خداوند را عبادت می‌كنند و كسی را شریك او قرار نمی‌دهند
كتاب اشعیا باب چهل و نه
13 ای‌ آسمانها ترنّم‌ كنید ! و ای‌ زمین،‌ وجد نما ! و ای‌ كوهها، آواز شادمانی‌ دهید ! زیرا خداوند، قوم‌ خود را تسلّی‌ می‌دهد و بر مظلومان‌ خود ترحّم‌ می‌فرماید . 14 امّا صهیون‌ می‌گوید : یهوه‌ مرا ترك نموده‌ و خداوند مرا فراموش‌ كرده‌ است‌ . 15 آیا زن‌ بچه‌ شیر خواره‌ خود را فراموش‌ كرده‌ بر پسر رحم‌ خویش‌ ترحّم‌ ننماید ؟ اینان‌ فراموش‌ می‌كنند امّا من‌ تو را فراموش‌ نخواهم‌ نمود . 16 اینك تو را بر كف‌ دستهای‌ خود نقش‌ نمودم‌ و حصارهایت‌ دائماً در نظر من‌ است ‌. 17 پسرانت‌ به‌ تعجیل‌ خواهند آمد و آنانی‌ كه‌ تو را خراب‌ و ویران‌ كردند از تو بیرون‌ خواهند رفت‌ . 18 چشمان‌ خود را به‌ هر طرف‌ بلند كرده‌ ، ببین‌ جمیع‌ اینها جمع‌ شده‌ ، نزد تو می‌آیند . خداوند می‌گوید به‌ حیات‌ خودم‌ قسم‌ كه‌ خود را به‌ جمیع‌ اینها مثل‌ زیور ملبّس‌ خواهی‌ ساخت‌ و مثل‌ عروس‌ خویشتن‌ را به‌ آنها خواهی‌ آراست‌ . 19 زیرا خرابه‌ ها و ویرانه‌ های‌ تو و زمین‌ تو كه‌ تباه‌ شده‌ بود ، امّا الان‌ تو از كثرت‌ ساكنان‌ تنگ‌ خواهی‌ شد و هلاك كنندگانت‌ دور خواهند گردید . 20 پسران‌ تو كه‌ بی ‌اولاد می‌‌بودی‌ ، در سمع‌ تو (به‌ یكدیگر) خواهند گفت‌ : این‌ مكان‌ برای‌ من‌ تنگ‌ است‌ ، مرا جایی‌ بده‌ تا ساكن‌ شوم‌ . 21 و تو در دل‌ خود خواهی‌ گفت‌ : كیست‌ كه‌ اینها را برای‌ من‌ زاییده‌ است‌ و حال‌ آنكه‌ من‌ بی ‌اولاد و نازاد و جلای‌ وطن‌ و متروك می‌بودم‌ . پس‌ كیست‌ كه‌ اینها را پرورش‌ داد . اینك من‌ به‌ تنهایی‌ ترك شده‌ بودم‌ پس‌ اینها كجا بودند ؟ 22 خداوند یهوه‌ چنین‌ می‌‌گوید : اینك من‌ دست‌ خود را بسوی‌ امّت‌ ها دراز خواهم‌ كرد و عَلَم‌ خویش‌ را بسوی‌ قوم‌ ها خواهم‌ برافراشت‌ . و ایشان‌ پسرانـت‌ را در آغـوش‌ خود خواهند آورد و دخترانت‌ بر دوش‌ ایشان‌ برداشته‌ خواهند شد

در این آیات می‌بینیم كه صهیون یا همان كوه طور ، كه طبق احادیث اهل بیت محمد (ص) به نجف منتقل گردیده است ، متروك و تنها خواهد شد . انتقال صهیون به بابل یا عراق در خود تورات نیز اشاره شده است . البته نه این كه در آنجا مردم زندگی نكنند ، بلكه آنجا از انسان های ناصالح انباشته می‌شود و تعداد بندگان صالح به قدری در آنجا كم خواهد شد كه گویی متروكه است . تا زمانی كه منجی موعود آنجا را دوباره از مردان و زنان مومن پر كند

پس ظهور منجی از كوه طور یا همان نجف است كه در عراق یا همان بابل عظیم است كه تمام ملاحم و فتن ، در آخز الزمان در آنجاست . همانطور كه در آیات بعدی خواهیم دید
مكاشفه یوحنا باب هجده
1 بعد از آن‌ دیدم‌ فرشته‌‌ای‌ دیگر از آسمان‌ نازل‌ شد كه‌ قدرت‌ عظیم‌ داشت‌ و زمین‌ به‌ جلال‌ او منور شد . 2 و به‌ آواز زورآور ندا كرده ‌، گفت ‌: منهدم‌ شد ، منهدم‌ شد بابل عظیم ‌! و او مسكن‌ دیوها و ملاذ هر روح‌ خبیث‌ و ملاذ هر مرغ‌ ناپاك‌ و مكروه‌ گردیده‌ است ‌! 3 زیرا كه‌ از خمر غضب ‌آلود زنای‌ او همه‌ امت ‌ها نوشیده‌‌اند و پادشاهان‌ جهان‌ با وی‌ زنا كرده‌‌اند و تجار جهان‌ از كثرت‌ عیاشی‌ او دولتمند گردیده‌اند ! 4 و صدایی‌ دیگر از آسمان‌ شنیدم‌ كه‌ می‌گفت‌ : ای‌ قوم‌ من‌ از میان‌ او بیرون‌ آیید ، مبادا در گناهانش‌ شریك‌ شده‌ ، از بلاهایش‌ بهره‌ مند شوید . 5 زیرا گناهانش‌ تا به‌ فلك‌ رسیده‌ و خدا ظلمهایش‌ را به‌ یاد آورده‌ است ‌. 6 بدو رد كنید آنچه‌ را كه‌ او داده‌ است‌ و بحسب‌ كارهایش‌ دو چندان‌ بدو جزا دهید و در پیاله ‌ای‌ كه‌ او آمیخته‌ است‌ ، او را دو چندان‌ بیامیزید . 7 به‌ اندازه‌ای‌ كه‌ خویشتن‌ را تمجید كرد و عیاشی‌ نمود ، به‌ آنقدر عذاب‌ و ماتم‌ بدو دهید ، زیرا كه‌ در دل‌ خود می‌گوید : به‌ مقام‌ ملكه‌ نشسته‌‌ام‌ و بیوه‌ نیستم‌ و ماتم‌ هرگز نخواهم‌ دید . 8 لهذا بلایای‌ او از مرگ‌ و ماتم‌ و قحط‌ در یك‌ روز خواهد آمد و به‌ آتش‌ سوخته‌ خواهد شد ، زیرا كه‌ زورآور است‌، خداوند خدایی‌ كه‌ بر او داوری‌ می‌كند . 9 آنگاه‌ پادشاهان‌ دنیا كه‌ با او زنا و عیاشی‌ نمودند ، چون‌ دود سوختن او را بینند ، گریه‌ و ماتم‌ خواهند كرد ، 10 و از خوف‌ عذابش‌ دور ایستاده ‌، خواهند گفت ‌: وای‌ وای ‌، ای‌ شهر عظیم ‌، ای‌ بابل ‌، بلده‌ زورآور زیرا كه‌ در یك‌ ساعت‌ عقوبت‌ تو آمد ! 11 و تجار جهان‌ برای‌ او گریه‌ و ماتم‌ خواهند نمود ، زیرا كه‌ از این‌ پس‌ بضاعت‌ ایشان‌ را كسی‌ نمی ‌خرد . 12 بضاعت طلا و نقره‌ و جواهر و مروارید و كتان‌ نازك‌ و ارغوانی‌ و ابریشم‌ و قرمز و عود قماری‌ و هر ظرف‌ عاج‌ و ظروف‌ چوب‌ گرانبها و مس‌ و آهن‌ و مرمر ، 13 و دارچینی‌ و حماما و خوشبوی ‌ها و مر و كندر و شراب‌ و روغن‌ و آرد میده‌ و گندم‌ و رمه‌ها و گله‌‌ها و اسبان‌ و ارابه‌‌ها و اجساد و نفوس‌ مردم‌ . 14 و حاصل‌ شهوت نفس‌ تو از تو گم‌ شد و هر چیز فربه‌ و روشن‌ از تو نابود گردید و دیگر آنها را نخواهی‌ یافت‌ . 15 و تاجران‌ این‌ چیزها كه‌ از وی‌ دولتمند شده‌‌اند ، از ترس عذابش‌ دور ایستاده ‌، گریان‌ و ماتم‌كنان‌ 16 خواهند گفت ‌: وای ‌، وای ‌، ای‌ شهر عظیم‌ كه‌ به‌ كتان‌ و ارغوانی‌ و قرمز ملبس‌ می‌‌بودی‌ و به‌ طلا و جواهر و مروارید مزین‌ ، زیرا در یك‌ ساعت‌ اینقدر دولت عظیم‌ خراب‌ شد . 17 و هر ناخدا و كل جماعتی‌ كه‌ بر كشتیها می‌‌باشند و ملاحان‌ و هر كه‌ شغل‌ دریا می‌كند دور ایستاده ‌، 18 چون‌ دود سوختن‌ آن‌ را دیدند ، فریادكنان‌ گفتند : كدام‌ شهر است‌ مثل‌ این‌ شهر بزرگ ‌! 19 و خاك‌ بر سر خود ریخته‌ ، گریان‌ و ماتم‌كنان‌ فریاد برآورده‌ ، می‌گفتند : وای‌ ، وای‌ بر آن‌ شهر عظیـم‌ كه‌ از آن‌ هـر كه‌ در دریا صاحب‌ كشتی‌ بود ، از نفایس‌ او دولتمند گردید كه‌ در یك‌ ساعت‌ ویـران‌ گشت ‌. 20 پس‌ ای‌ آسمان‌ و مقدسان‌ و رسولان‌ و انبیا شادی‌ كنید زیرا خدا انتقام‌ شما را از او كشیده‌ است‌ . 21 و یك‌ فرشته‌ زورآور سنگی چون‌ سنگ‌ آسیای‌ بزرگ‌ گرفته‌ ، به‌ دریا انداخت‌ و گفت‌: چنین‌ به‌ یك‌ صدمه‌ ، شهر بابل‌ بزرگ‌ منهدم‌ خواهد گردید و دیگر هرگز یافت‌ نخواهد شد . 22 و صوت‌ بربط‌ زنان‌ و مغنیان‌ و نی‌ زنان‌ و كرنانوازان‌ بعد از این‌ در تو شنیده‌ نخواهد شد و هیچ‌ صنعتگر از هر صناعتی‌ در تو دیگر پیدا نخواهد شد و باز صدای‌ آسیا در تو شنیده‌ نخواهد گردید ، 23 و نور چراغ‌ در تو دیگر نخواهد تابید و آواز عروس‌ و داماد باز در تو شنیده‌ نخواهد گشت‌ زیرا كه‌ تجار تو اكابر جهان ‌بودند و از جادوگری‌ تو جمیع‌ امت‌ ها گمراه‌ شدند . 24 و در آن‌ ، خون‌ انبیا و مقدسین‌ و تمام مقتولان‌ روی‌ زمین‌ یافت‌ شد

و همانطور كه می‌دانیم ، خداوند رسولانش را به جایی كه مركز فتنه است می‌فرستد ، تا قیام اصلاحی خود را از آنجا آغاز كنند . همانطور كه در آیات بعدی می‌بینیم
رومیان باب یازده
26 و همچنین‌ همگی‌ اسرائیل‌ نجات‌ خواهند یافت‌ ، چنانكه‌ مكتوب‌ است‌ كه‌ از صهیون‌، نجات‌دهنده‌‌ای‌ ظاهر خواهد شد و بی‌دینی‌ را از یعقوب‌ خواهد برداشت‌ ؛ 27 و این‌ است‌ عهد من‌ با ایشان‌ در زمانی‌ كه‌ گناهانشان‌ را بردارم‌.

و امام احمد الحسن (ع) نیز دقیقا دعوت مباركشان را از نجف آغاز فرمودند كه از قبل ، از آن خبر داده شده است
اما در كتاب حضرت اشعیا (ع) در باب چهل و نه ، خواندیم كه تسلی خداوند از بابل (عراق) یا همان كوه طور یا صهیون (نجف امروز) خواهد آمد

حضرت عیسی (ع) نیز امام احمد الحسن (ع) را تسلی دهنده نامیدند ، زیرا كسی كه برای نجات مردم می‌آید همان كسی است كه توسط ایشان (ع) ، خداوند قوم خود را تسلی می دهد و بر مظلومان خود ترحم می‌فرماید
انجیل یوحنا باب شانزده
عیسی (ع) فرمود : 5 اما الان نزد فرستنده خود می‌روم و كسی از شما از من نمی‌پرسد به كجا می‌روی 6 ولیكن چون این را به شما گفتم دل شما از غم پر شده است 7 و من به شما راست می‌گویم كه رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم تسلی‌دهنده نزد شما نخواهد آمد و لیكن اگر بروم او را نزد شما می‌فرستم 8 و چون او آید جهان را بر گناه و عدالت و داوری ملزم خواهد نمود 9 اما بر گناه زیرا كه به من ایمان نمی‌آورند 10 و اما بر عدالت از آن سبب كه نزد پدر خود می‌روم و دیگر مرا نخواهید دید 11 و اما بر داوری از آن رو كه بر رئیس این جهان حكم شده است 12 و بسیار چیزهای دیگر نیز دارم كه به شما بگویم لكن طاقت تحمل آنها را ندارید 13 و لیكن چون او یعنی روح راستی آید شما را به جمیع راستی هدایت خواهد كرد زیرا كه از خود تكلم نمی‌كند بلكه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت

درباره ی تسلی دهنده و این كه ایشان (ع) یك انسان است و نه روح القدس ، در مطلبی جداگانه به شكل مفصل بحث شده است كه خوانندگان عزیز می‌توانند به آن مبحث مراجعه كنند

اما در این آیات نیز به خوبی روشن است كه قبل از قیامت صغری یا روز داوری ، فرستاده‌ای خواهد آمد كه جهان را بر داوری ملزم خواهد نمود . در این آیات نیز به علم و معرفت و بلكه جمیع راستی كه این تسلی‌دهنده مردم را به آن هدایت می‌كند به روشنی اشاره است . نكته‌ی مهمی كه در این كلام حضرت عیسی (ع) می‌بینیم آن است كه این فرستاده از خود حضرت عیسی (ع) نیز برتر است ، زیرا ایشان رفتن خود و آمدن تسلی دهنده را مفیدتر می‌شمارد.
در باب چهل و نه كتاب حضرت اشعیا (ع) كه خواندیم ، همچنین اشاره شد كه عَلَمی یا پرچمی برافراشته خواهد شد ، یعنی دعوتی آغاز خواهد شد ، تا مومنان حقیقی خداوند از هر امتی در زیر آن جمع شوند

طبیعی است كه این پرچم توسط فرستاده‌ای از طرف خداوند و بلكه خود منجی موعود (ع) برافراشته می‌شود . همان تسلی‌دهندهكه روح راستی در اوست
كتاب اشعیا باب یازده
1 و نهالی‌ از تنه‌ یسَّی‌ بیرون‌ آمده‌ ، شاخه‌ای‌ از ریشه‌هایش‌ خواهد شكفت‌ . 2 و روح‌ خداوند بر او قرار خواهد گرفت ‌، یعنی‌ روح‌ حكمت‌ و فهم‌ و روح‌ مشورت‌ و قوّت‌ و روح‌ معرفت‌ و ترس‌ خداوند . 3 و خوشی‌ او در ترس‌ خداوند خواهد بود و موافق‌ رؤیت‌ چشم‌ خود داوری‌ نخواهد كرد و بر وفق‌ سمع‌ گوشهای‌ خویش‌ تنبیه‌ نخواهد نمود . 4 بلكه‌ مسكینان‌ را به‌ عدالت‌ داوری‌ خواهد كرد و به‌ جهت‌ مظلومانِ زمین‌ براستی‌ حكم‌ خواهد نمود . و جهان‌ را به‌ عصای‌ دهان‌ خویش‌ زده‌ ، شریران‌ را به‌ نفخه‌ لبهای‌ خود خواهد كُشت‌ . 5 و كمربند كمرش‌ عدالت‌ خواهد بود و كمربند میانش‌ امانت‌ . 6 و گرگ‌ با بره‌ سكونت‌ خواهد داشت‌ و پلنگ‌ با بزغاله‌ خواهد خوابید و گوساله‌ و شیر با هم زندگی خواهد كرد … * … 9 و در تمامی‌ كوه‌ مقدّس‌ من‌ ضرر و فسادی‌ نخواهند كرد ، زیرا كه‌ جهان‌ از معرفت‌ خداوند پر خواهد بود مثل‌ آبهایی‌ كه‌ دریا را می‌ پوشاند . 10 و در آن‌ روز واقع‌ خواهد شد كه‌ ریشه‌ یسَّی‌ به‌ جهت‌ عَلَمِ قوم‌ ها برپا خواهد شد و امت‌ ها آن‌ را خواهند طلبید و سلامتی‌ او با جلال‌ خواهد بود

اما یسّی در تورات معروف است و او پدر حضرت داوود (ع) پیامبر خداست . و مادر امام مهدی (ع) از نوادگان و از نسل حضرت داوود (ع) است . داستان آن بطور خلاصه بشرح ذیل است : مادر امام مهدی (ع) ملكه‌ای است كه جد وی قیصر روم است . در خواب ، حضرت عیسی (ع) و جانشین وی یعنی شمعون صفا (ع) ، و حضرت محمّد (ص) را می‌بیند . و حضرت محمّد (ص) او را از حضرت عیسی (ع) برای فرزندش امام حسن عسكری (ع) خواستگاری می‌كند . و عیسی (ع) به شمعون صفا ( پطرس ) می‌گوید كه افتخار بزرگی نصیبت خواهد شد . چون وی ( مادر امام زمان ) از نوادگان شمعون صفا ( پطرس ) ، وصی و جانشین عیسی (ع) است . بعد از این خواب ، خوابهای زیادی می‌بیند و معجزه‌های زیادی برای وی اتفاق می‌افتد تا این كه به خانه امام علی النقی (ع) می‌رسد . و آن حضرت وی را به همسری فرزندش امام حسن عسكری (ع) در می‌آورد و از او امام محمّد بن الحسن المهدی (ع) متولد می‌شود . پس امام مهدی‌(ع) از ناحیه مادری جزء نوادگان اسرائیل ( حضرت یعقوب ع ) و از ناحیه پدری از نوادگان حضرت محمّد (ص) به شمار می‌رود

پس امام مهدی (ع) شاخه‌ای از یسّی ( از نسل یسّی ) است ، همانطوری كه این مسأله بر مهدی اوّل از مهدیون دوازده گانه یعنی امام احمد الحسن (ع) نیز صدق می‌كند . چرا كه او نیز شاخه‌ای از یسّی است چون ایشان از نوادگان امام مهدی (ع) هستند

همچنین اتفاقاتی همچون زندگی گرگ با بره و پلنگ با گوساله و مانند اینها ، تنها در آخر الزمان و دولت عدل الهی اتفاق می‌افتد و علامتی روشن است كه تا كنون نبوده و جز در ملكوت خداوند بر روی زمین در آخر الزمان نخواهد بود

پس امام احمد الحسن (ع) كسی است كه روح خداوند در ایشان قرار می‌گیرد ، و آن عَلَم یا پرچم ، توسط ایشان برافراشته می‌شود
كتاب اشعیا باب پنج
26 و عَلَمی‌ به‌ جهت‌ امّت‌های‌ بعید برپا خواهد كرد . و از اقصای‌ زمین‌ برای‌ ایشان‌ صفیر خواهد زد . و ایشان‌ تعجیل‌ نموده‌ ، بزودی‌ خواهند آمد ، 27 و درمیان‌ ایشان‌ احدی‌ خسته‌ و لغزش‌ خورنده‌ نخواهد بود و احدی‌ نه‌ پینگی‌ خواهد زد و نه‌ خواهد خوابید . و كمربند كمر احدی‌ از ایشان‌ باز نشده‌ ، دوّال‌ نعلین‌ احدی‌ گسیخته‌ نخواهد شد . 28 كه‌ تیرهای‌ ایشان‌ ، تیز و تمامی‌ كمانهای‌ ایشان‌ ، زده‌ شده‌ است‌ . سُمهای‌ اسبان‌ ایشان‌ مثل‌ سنگ‌ خارا و چرخهای‌ ایشان‌ مثل‌ گردباد شمرده‌ خواهد شد . 29 غرّش‌ ایشان‌ مثل‌ شیر ماده‌ و مانند شیران‌ ژیان‌ غرّش‌ خواهند كرد و ایشان‌ نعره‌ خواهند زد و صید را گرفته‌ ، بسلامتی‌ خواهند برد و رهاننده ‌ای‌ نخواهد بود

و طبق این آیات ، صاحب این پرچم هدایت ، دعوتی را آغاز می‌كند كه در كتاب حضرت اشعیا (ع) باب یازده نیز به ایشان و دعوتشان برای تمام مردم زمین اشاره شد . و از نقاط مختلف زمین ، افرادی با خصوصیات ذكر شده در آیات دور او جمع می‌شوند كه این خصوصیات ، همان خصوصیاتی است كه برای یاران امام مهدی (ع) نیز گفته شده است
مكاشفه یوحنا باب چهارده
1 و دیدم‌ كه‌ اینك‌ بره‌ ، بر كوه‌ صهیون ایستاده‌ است‌ و با وی‌ صد و چهل‌ و چهار هزار نفر كه‌ اسم‌ او و اسم‌ پدر او را بر پیشانی‌ خود مرقوم‌ می‌‌دارند 2 و آوازی‌ از آسمان‌ شنیدم‌ ، مثل‌ آواز آبهای‌ بسیار و مانند آواز رعد عظیم‌ ؛ و آن‌ آوازی‌ كه‌ شنیدم‌ ، مانند آواز بربط‌ نوازان‌ بود كه‌ بربطهای‌ خود را بنوازند . 3 و در حضور تخت‌ و چهار حیوان‌ و پیران‌ ، سرودی‌ جدید می‌ سرایند و هیچ كس‌ نتوانست‌ آن‌ سرود را بیاموزد ، جز آن‌ صد و چهل‌ و چهار هزار كه‌ از جهان‌ خریده‌ شده‌ بودند . 4 اینانند آنانی‌ كه‌ با زنان‌ آلوده‌ نشدند ، زیرا كه‌ باكره‌ هستند ؛ و آنانند كه‌ بره‌ را هر كجا می‌رود متابعت‌ می‌كنند و از میان‌ مردم‌ خریده‌ شده‌ اند تا نوبر برای‌ خدا و بره‌ باشند . 5 و در دهان ایشان‌ دروغی‌ یافت‌ نشد ، زیرا كه‌ بی عیب‌ هستند

در اینجا نیز به خوبی روشن است كه كسی كه یاران پدرش را جمع می‌كند و نام خودشان و پدرشان یعنی امام مهدی (ع) ، بر پیشانی انصارشان است ، امام احمد الحسن (ع) می‌باشند
انجیل متی باب بیست و دو
1 و عیسی‌ توجه‌ نموده‌ ، باز به‌ مثلها ایشان را خطاب‌ كرده‌ ، گفت‌ : 2 ملكوت‌ آسمان‌ پادشاهی‌ را ماند كه‌ برای‌ پسر خویش‌ عروسی‌ كرد . 3 و غلامان‌ خود را فرستاد تا دعوت ‌شدگان‌ را به‌ عروسی‌ بخوانند و نخواستند بیایند . 4 باز غلامان‌ دیگر روانه‌ نموده‌ ، فرمود : دعوت‌ شدگان‌ را بگویید كه‌ اینك‌ خوان‌ خود را حاضر ساخته‌‌ام‌ و گاوان‌ و پرواریهای‌ من‌ كشته‌ شده‌ و همه‌ چیز آماده‌ است‌ ، به‌ عروسی‌ بیایید . 5 ولی‌ ایشان‌ بی‌‌اعتنایی‌ نموده‌ ، راه‌ خود را گرفتند ، یكی‌ به‌ مزرعه‌ خود و دیگری‌ به‌ تجارت‌ خویش‌ رفت ‌. 6 و دیگران‌ غلامان‌ او را گرفته ‌، دشنام‌ داده‌ ، كشتند . 7 پادشاه‌ چون‌ شنید ، غضب‌ نموده‌ ، لشكریان‌ خود را فرستاده ‌، آن‌ قاتلان‌ را به‌ قتل‌ رسانید و شهر ایشان‌ را بسوخت‌ . 8 آنگاه‌ غلامان‌ خود را فرمود : عروسی‌ حاضر است ‌؛ لیكن‌ دعوت‌ شدگان‌ لیاقت‌ نداشتند . 9 الان‌ به‌ شوارع‌ عامه‌ بروید و هر كه‌ را بیابید به‌ عروسی‌ بطلبید . 10 پس‌ آن‌ غلامان‌ به‌ سر راهها رفته‌ ، نیك‌ و بد هر كه‌ را یافتند جمع‌ كردند ، چنانكه‌ خانه‌ عروسی‌ از مجلسیان‌ مملو گشت‌ . 11 آنگاه‌ پادشاه‌ بجهت‌ دیدن‌ اهل‌ مجلس‌ داخل‌ شده‌ ، شخصی‌ را در آنجا دید كه‌ جامه‌ عروسی‌ در بر ندارد 12 بدو گفت ‌: ای‌ عزیز چطور در اینجا آمدی‌ و حال‌ آنكه‌ جامه‌ عروسی‌ در بر نداری‌ ؟ او خاموش‌ شد . 13 آنگاه‌ پادشاه‌ خادمان‌ خود را فرمود : این‌ شخص‌ را دست‌ و پا بسته‌ بردارید و در ظلمت‌ خارجی‌ اندازید ، جایی‌ كه‌ گریه‌ و فشار دندان‌ باشد . 14 زیرا طلبیدگان‌ بسیارند و برگزیدگان‌ كم‌

در این آیات نیز به امام مهدی (ع) یا پادشاه و پسرشان یعنی امام احمد الحسن (ع) اشاره شده است . و غلامان امام مهدی (ع) كه مردم را به ایشان و فرزندشان امام احمد یمانی (ع) دعوت می كنند ، همان انصار امام مهدی (ع) هستند
كتاب اشعیا باب چهل و دو
1 اینك بنده‌ من‌ كه‌ او را دستگیری‌ نمودم ‌و برگزیده‌ من‌ كه‌ جانم‌ از او خشنود است‌ ، من‌ روح‌ خود را بر او می ‌نهم‌ تا انصاف‌ را برای‌ امّت‌ ها صادر سازد . 2 او فریاد نخواهد زد و آواز خود را بلند نخواهد نمود و آن‌ را در كوچه‌ ها نخواهد شنوانید . 3 نی‌ خرد شده‌ را نخواهد شكست‌ و فتیله‌ ضعیف‌ را خاموش‌ نخواهد ساخت‌ تا عدالت‌ را به‌ راستی‌ صادر گرداند . 4 او ضعیف‌ نخواهد گردید و منكسر نخواهد شد تا انصاف‌ را بر زمین‌ قرار دهد و جزیره‌ ها منتظر شریعت‌ او باشند . 5 خدا یهوه‌ كه‌ آسمانها را آفرید و آنها را پهن‌ كرد و زمین‌ و نتایج‌ آن‌ را گسترانید و نفس‌ را به‌ قومی‌ كه‌ در آن‌ باشند و روح‌ را بر آنانی‌ كه‌ در آن‌ سالكند می‌ دهد ، چنین‌ می‌ گوید : 6 من‌ كه‌ یهوه‌ هستم‌ تو را به‌ عدالت‌ خوانده‌ ام‌ و دست‌ تو را گرفته‌ ، تو را نگاه‌ خواهم‌ داشت‌ و تو را عهد قوم‌ و نور امّت‌ ها خواهم‌ گردانید . 7 تا چشمان‌ كوران‌ را بگشایی‌ و اسیران‌ را از زندان‌ و نشینندگان‌ در ظلمت‌ را از محبس‌ بیرون‌ آوری

كسی كه روح خداوند بر ایشان قرار می‌گیرد ، همانطور كه قبلا به آن اشاره شد ، امام احمد الحسن (ع) هستند . و ایشان (ع) است كه عدالت و انصاف را در زمین قرار می‌دهد
كتاب اشعیا باب چهل و نه
1 ای‌ جزیره ‌ها از من‌ بشنوید ! و ای ‌طوایف‌ از جای‌ دور گوش‌ دهید ! خداوند مرا از رحم‌ دعوت‌ كرده‌ و از احشای‌ مادرم‌ اسم‌ مرا ذكر نموده‌ است‌ . 2 و دهان‌ مرا مثل‌ شمشیر تیز ساخته‌ ، مرا زیر سایه‌ دست‌ خود پنهان‌ كرده‌ است‌ . و مرا تیر صیقلی‌ ساخته‌ در تركش‌ خود مخفی‌ نموده‌ است ‌. 3 و مرا گفت‌ : ای‌ اسرائیل‌ تو بنده‌ من‌ هستی‌ كه‌ از تو خویشتن‌ را تمجید نموده‌‌ام‌ ! 4 امّا من‌ گفتم‌ كه‌ عبث‌ زحمت‌ كشیدم‌ و قوّت‌ خود را بی ‌فایده‌ و باطل‌ صرف‌ كردم‌ ؛ لیكن‌ حقّ من‌ با خداوند و اجرت‌ من‌ با خدای‌ من‌ می‌باشد . 5 و الان‌ خداوند كه‌ مرا از رحم‌ برای‌ بندگی‌ خویش‌ سرشت‌ تا یعقوب‌ را نزد او باز آورم‌ و تا اسرائیل‌ نزد وی‌ جمع‌ شوند می‌گوید : و در نظر خداوند محترم‌ هستم‌ و خدای‌ من‌ قوّت‌ من‌ است‌ ؛ 6 پس‌ می‌گوید : این‌ چیز قلیلی‌ است‌ كه‌ بنده‌ من‌ بشوی‌ تا اسباط‌ یعقوب‌ را برپا كنی‌ و ناجیان‌ اسرائیل‌ را باز آوری‌ . بلكه‌ تو را نور امّت ‌ها خواهم‌ گردانید و تا اقصای‌ زمین‌ نجات‌ من‌ خواهی‌ بود . 7 خداوند كه‌ ولّی‌ و قدّوس‌ اسرائیل‌ می‌‌باشد ، به‌ او كه‌ نزد مردم‌ محقّر و نزد امّت‌ ها مكروه‌ و بنده‌ حاكمان‌ است‌ چنین‌ می‌گوید : پادشاهان‌ دیده‌ ، برپا خواهند شد و سروران‌ سجده‌ خواهند نمود ، به‌ سبب‌ خداوند كه‌ امین‌ است‌ و قدّوس‌ اسرائیل‌ كه‌ تو را برگزیده‌ است‌

در این آیات نیز كلامی از منجی موعود امام احمد (ع) است كه مانند كلمات خداوند را كه قبلا خواندیم تكرار می‌كنند . و خداوند ، از قبل این كلمات را در كتاب مقدس ذكر نموده است
كتاب اشعیا باب شصت و یك
1 روح‌ خداوند یهوه‌ بر من‌ است‌ زیرا خداوند مرا مسح‌ كرده‌ است‌ تا مسكینان‌ را بشارت‌ دهم‌ و مرا فرستاده‌ تا شكسته‌ دلان‌ را التیام‌ بخشم‌ و اسیران‌ را به‌ رستگاری‌ و محبوسان‌ را به‌ آزادی‌ ندا كنم‌ ، 2 و تا از سال‌ پسندیده‌ خداوند و از یوم‌ انتقام‌ خدای‌ ما ندا نمایم‌ و جمیع‌ ماتمیان‌ را تسلّی‌ بخشم‌

و نیز منجی موعود ، امام احمد الحسن (ع) می‌فرمایند كه روح خداوند بر ایشان قرار گرفته است و مسح شده ، یعنی مسیح ، و تسلی‌دهنده‌ای برای تمام ماتم ها هستند . و ایشان ندا دهنده‌ی روز انتقام خداوند می‌باشند
كتاب اشعیا باب سیزده
1 وحی‌ درباره بابل‌ كه‌ اشعیا ابن‌ آموص آن‌ را دید . 2 عَلَمی‌ بر كوه‌ خشك برپا كنید و آواز به‌ ایشان‌ بلند نمایید ، با دست‌ اشاره‌ كنید تا به‌ درهای‌ نجبا داخل‌ شوند . 3 من‌ مقدّسان‌ خود را مأمور داشتم‌ و شجاعان‌ خویش‌ یعنی‌ آنانی‌ را كه‌ در كبریای‌ من‌ وجد می‌‌نمایند به‌ جهت‌ غضبم‌ دعوت‌ نمودم‌ . 4 آواز گروهی‌ در كوه‌ ها مثل‌ آواز خلق‌ كثیر . آواز غوغای‌ ممالك امّت‌ ها كه‌ جمع‌ شده‌ باشند . یهوه‌ صبایوت‌ لشكر را برای‌ جنگ ، ‌سان‌ می‌ بیند . 5 ایشان‌ از زمین‌ بعید و از كرانه‌‌های‌ آسمان‌ می‌آیند . یعنی‌ خداوند با اسلحه‌ غضب‌ خود تا تمامی جهان‌ را ویران‌ كند . 6 وِلوِله‌ كنید زیرا كه‌ روز خداوند نزدیك است‌ ، مثل‌ هلاكتی‌ از جانب‌ قادر مطلق‌ می‌آید . 7 از این‌ جهت‌ همه‌ دستها سست‌ می‌ شود و دلهای‌ همه‌ مردم‌ گداخته‌ می‌‌گردد . 8 و ایشان‌ متحیر شده‌ ، اَلَم ها و دردهای‌ زه‌ بر ایشان‌ عارض‌ می‌‌شود ، مثل‌ زنی‌ كه‌ می ‌زاید درد می‌‌كشند . بر یكدیگر نظر حیرت‌ می‌‌اندازند و رویهای‌ ایشان‌ رویهای‌ شعله‌ ور می‌باشد . 9 اینك روز خداوند با غضب‌ و شدّت‌ خشم‌ و ستمكیشی‌ می‌‌آید ، تا جهان‌ را ویران‌ سازد و گناهكاران‌ را از میانش‌ هلاك نماید . 10 زیرا كه‌ ستارگان‌ آسمان‌ و برجهایش‌ روشنایی‌ خود را نخواهند داد . و آفتاب‌ در وقت‌ طلوع‌ خود تاریك خواهد شد و ماه‌ روشنایی‌ خود را نخواهد تابانید . 11 و من‌ ربع‌ مسكون‌ را به‌ سبب‌ گناه‌ و شریران‌ را به‌ سبب‌ عصیان‌ ایشان‌ سزا خواهم‌ داد ، و غرور متكبّران‌ را تباه‌ خواهم‌ ساخت‌ و تكبّر جبّاران‌ را به‌ زیر خواهم‌ انداخت ‌. 12 و مردم‌ را از زر خالص‌ و انسان‌ را از طلای‌ اُوفیر كمیاب تر خواهم‌ گردانید . 13 بنابراین‌ آسمان‌ را متزلزل‌ خواهم‌ ساخت‌ و زمین‌ از جای‌ خود متحرّك خواهد شد . در حین‌ غضب‌ یهوه‌ صبایوت‌ و در روز شدّت‌ خشم‌ او . 14 و مثل‌ آهوی‌ رانده‌ شده‌ و مانند گله‌ ای‌ كه‌ كسی‌ آن‌ را جمع‌ نكند خواهند بود . و هر كس‌ به‌ سوی‌ قوم‌ خود توجّه‌ خواهد نمود و هر شخص‌ به‌ زمین‌ خویش‌ فرار خواهد كرد . 15 و هر كه‌ یافت‌ شود با نیزه‌ زده‌ خواهد شد و هر كه‌ گرفته‌ شود با شمشیر خواهد افتاد . 16 اطفال‌ ایشان‌ نیز در نظر ایشان‌ به‌ زمین‌ انداخته‌ شوند و خانه ‌های‌ ایشان‌ غارت‌ شود و زنان‌ ایشان‌ بی‌ عصمت‌ گردند . 17 اینك من‌ مادیان‌ را بر ایشان‌ خواهم‌ برانگیخت‌ كه‌ نقره‌ را به‌ حساب‌ نمی‌ آورند و طلا را دوست‌ نمی ‌دارند . 18 و كمانهای‌ ایشان‌ ،جوانان‌ را خرد خواهد كرد . و بر ثمره‌ رَحِم‌ ترحّم‌ نخواهند نمود و چشمان‌ ایشان‌ بر اطفال‌ شفقت‌ نخواهد كرد . 19 و بابِل‌ كه‌ جلال‌ ممالك و زینت‌ فخر كلدانیان‌ است‌ ، مثل‌ واژگون‌ ساختن‌ خدا سدوم‌ و عموره‌ را خواهد شد . 20 و تا به‌ ابد آباد نخواهد شد و نسلاً بعد نسل‌ مسكون‌ نخواهد گردید . و اَعراب‌ در آنجا خیمه‌ نخواهند زد و شبانان‌ گله‌ ها را در آنجا نخواهند خوابانید . 21 بلكه‌ وحوش‌ صحرا در آنجا خواهند خوابید و خانه‌ های‌ ایشان‌ از بومها پر خواهد شد . شترمرغ‌ در آنجا ساكن‌ خواهد شد و غولان‌ در آنجا رقص‌ خواهند كرد ، ۲۲ و شغالها در قصرهای‌ ایشان‌ و گرگها در كوشكهای‌ خوش ‌نما صدا خواهند زد و زمانش‌ نزدیك است‌ كه‌ برسد و روزهایش‌ طول‌ نخواهد كشید

و همانطور كه گفته شد ، دعوت ایشان از كوه خشك یا همان كوه طور (صهیون) آغاز می‌شود و پرچم ایشان از بابل یا همان عراق كنونی برافراشته خواهد شد . اما همانطور كه در این آیات می‌بینیم ، ابتدای قیام منجی از عراق نیست و بلكه مقصد ایشان به سمت عراق است . و این مسئله نشان می دهد كه قیام ایشان از جای دیگری آغاز می‌شود . و آن طبق احادیث محمد و آل محمد (ص) از ایران است كه در این آیات نیز به آن اشاره شده است . قیام منجی موعود ، امام احمد الحسن (ع) با همراهی مادیان یا قوم مادها یا همان ایرانیان است ، كه منجی موعود (ع) از ایران یا خراسان و به همراه گنج های طالقان یا همان ایرانیان كه عده‌ی زیادی از یاران ایشان را تشكیل می‌دهند ، قیام مقدسشان را آغاز می‌كنند و به سوی عراق رفته و كشتار شدیدی ، برای واژگون ساختن بابل یا عراق كنونی به راه خواهد افتاد
مكاشفه یوحنا باب پنج
1 و دیدم‌ بر دست‌ راست‌ تخت ‌نشین ‌، كتابی را كه‌ مكتوب‌ است‌ از درون‌ و بیرون‌ ، و مختوم‌ به‌ هفت‌ مهر . 2 و فرشته‌ ای‌ قوی‌ را دیدم‌ كه‌ به‌ آواز بلند ندا می‌كند كه‌ : كیست‌ مستحق اینكه‌ كتاب‌ را بگشاید و مهرهایش‌ را بردارد ؟ 3 و هیچ‌ كس‌ در آسمان‌ و در زمین‌ و در زیرزمین‌ نتوانست‌ آن‌ كتاب‌ را باز كند یا بر آن‌ نظر كند . 4 و من‌ بشدت‌ می‌گریستم‌ زیرا هیچ‌كس‌ كه‌ شایسته‌ گشودن‌ كتاب‌ یا خواندن‌ آن‌ یا نظر كردن‌ بر آن‌ باشد ، یافت‌ نشد . 5 و یكی‌ از آن‌ پیران‌ به‌ من‌ می‌ گوید : گریان‌ مباش‌ ! اینك‌ آن‌ شیری‌ كه‌ از سبط‌ یهودا و ریشه‌ داود است ‌، غالب‌ آمده‌ است‌ تا كتاب‌ و هفت‌ مهرش‌ را بگشاید . 6 و دیدم‌ در میان‌ تخت‌ و چهار حیوان‌ و در وسط‌ پیران ‌، بره ‌ای‌ چون‌ ذبح‌ شده‌ ایستاده‌ است‌ و هفت‌ شاخ‌ و هفت‌ چشم‌ دارد كه‌ هفت‌ روح‌ خدایند كه‌ به‌ تمامی‌ جهان‌ فرستاده‌ می‌ شوند . 7 پس‌ آمد و كتاب‌ را از دست‌ راست‌ تخت‌ نشین‌ گرفته‌ است‌ . 8 و چون‌ كتاب‌ را گرفت‌ ، آن‌ چهار حیوان‌ و بیست‌ و چهارپیر به‌ حضور بره‌ افتادند و هر یكی‌ از ایشان‌ بربطی‌ و كاسه‌ های‌ زرین‌ پر از بخور دارند كه‌ دعاهای‌ مقدسین‌ است‌ . 9 و سرودی‌ جدید می ‌سرایند و می‌گویند : مستحق گرفتن‌ كتاب‌ و گشودن‌ مهرهایش‌ هستی‌ زیرا كه‌ ذبح‌ شدی‌ و مردمان‌ را برای‌ خدا به‌ خون‌ خود از هر قبیله‌ و زبان‌ و قوم‌ و امت‌ خریدی‌ 10 و ایشان‌ را برای‌ خدای‌ ما پادشاهان‌ و كهنه‌ ساختی‌ و بر زمین‌ سلطنت‌ خواهند كرد . 11 و دیدم‌ و شنیدم‌ صدای‌ فرشتگان‌ بسیار را كه‌ گرداگرد تخت‌ و حیوانات‌ و پیران‌ بودند و عدد ایشان‌ كرورها كرور و هزاران‌ هزار بود ؛ 12 كه‌ به‌ آواز بلند می‌گویند : مستحق‌ است‌ بره‌ ذبح‌ شده‌ كه‌ قوت‌ و دولت‌ و حكمت‌ و توانایی‌ و اكرام‌ و جلال‌ و بركت‌ را بیابد . 13 و هر مخلوقی‌ را كه‌ در آسمان‌ و بر زمین‌ و زیرزمین‌ و در دریاست‌ و آنچه‌ در آنها می ‌باشد ، شنیدم‌ كه‌ می‌گویند : تخت ‌نشین‌ و بره‌ را بركت‌ و تكریم‌ و جلال‌ و توانایی‌ باد تا ابدالاباد . 14 و چهار حیوان‌ گفتند : آمین‌ ! و آن‌ پیران‌ به‌ روی‌ در افتادند و سجده‌ نمودند

در این آیات نیز اثبات بیشتری بر این دارد كه آن شیری كه از سبط یهودا و ریشه ی داوود (ع) است ، یكی از بیست و چهار پیر یعنی امام احمد الحسن (ع) كه از اوصیای رسول الله (ص) می باشد ، كه آنها طبق وصیت رسول الله محمد (ص) بیست و چهار نفر ، یعنی دوازده امام (ع) و دوازده مهدی (ع) ، هستند .

و ایشان همان شیری هستند كه به همراه امیر المومنین حضرت علی (ع) در خیبر و احد و حنین و در بدر و … غرش می‌كردند
مكاشفه یوحنا باب شش
1 و دیدم‌ چون‌ بره‌ یكی‌ از آن‌ هفت‌ مهر را گشود ؛ و شنیدم‌ یكی‌ از آن‌ چهار حیوان‌ به‌ صدایی‌ مثل‌ رعد می‌‌گوید : بیا و ببین‌ ! 2 و دیدم‌ كه‌ ناگاه‌ اسبی‌ سفید كه‌ سوارش‌ كمانی‌ دارد و تاجی‌ بدو داده‌ شد و غلبه كننده بیرون‌ آمد‌ و تا غلبه‌ نماید 3 …

كسی كه بر اسب سفید برای غلبه كردن می‌آید نیز همان امام احمد الحسن (ع) می‌باشند كه در آیات قبلی به خوبی روشن شد
كتاب اشعیا باب چهل و چهار
1 امّا الان‌ ای‌ بنده‌ من‌ یعقوب‌ بشنو و ای اسرائیل‌ كه‌ تو را برگزیده‌ام ‌! 2 خداوند كه‌ تو را آفریده‌ و تو را از رحم‌ بسرشت‌ و معاون‌ تو می‌ باشد چنین‌ می‌ گوید : ای‌ بنده‌ من‌ یعقوب‌ مترس‌ ! و ای‌ یشُرون‌ كه‌ تو را برگزیده‌ام‌ ! 3 اینك بر (زمین‌) تشنه‌ آب‌ خواهم‌ ریخت‌ و نهرها بر خشك . روح‌ خود را بر ذریه‌ی‌ تو خواهم‌ ریخت‌ و بركت‌ خویش‌ را بر اولاد تو . 4 و ایشان‌ در میان‌ سبزه‌‌ها ، مثل‌ درختان‌ بید بر جویهای‌ آب‌ خواهند رویید . 5 یكی‌ خواهد گفت‌ كه‌ من‌ از آن‌ خداوند هستم‌ و دیگری‌ خویشتن‌ را به‌ نام‌ یعقوب‌ خواهد خواند و دیگری‌ بدست‌ خود برای‌ خداوند خواهد نوشت‌ و خویشتن‌ را به‌ نام‌ اسرائیل‌ ملقّب‌ خواهد ساخت‌.

در اینجا نیز به روشنی به نام منجی موعود كه روح خداوند بر او كه از طرف مادر امام مهدی (ع) از فرزندان حضرت یعقوب (ع) است ، اشاره شده است . و آن اسرائیل كه به معنای بنده ی خداوند و در عربی همان عبد الله است می باشد كه طبق وصیت حضرت محمد (ص) از نام های مهدی اول امام احمد الحسن (ع) است
مكاشفه یوحنا باب هفده
12 و آن‌ ده‌ شاخ‌ كه‌ دیدی ‌، ده‌ پادشاه‌ هستند كه‌ هنوز سلطنت‌ نیافته‌اند بلكه‌ یك‌ ساعت‌ با وحش‌ چون‌ پادشاهان‌ قدرت‌ می‌‌یابند. 13 اینها یك‌ رای‌ دارند و قوت‌ و قدرت‌ خود را به‌ وحش‌ می‌‌دهند . 14 ایشان‌ با بره‌ جنگ‌ خواهند نمود و بره‌ بر ایشان‌ غالب‌ خواهد آمد ، زیرا كه‌ او رب الارباب‌ و پادشاه‌ پادشاهان‌ است‌ و آنانی‌ نیز كه‌ با وی‌ هستند كه‌ خوانده‌ شده‌ و برگزیده‌ و امینند

هیچ پرچمی توانایی آن را ندارد كه در برابر امام احمد الحسن (ع) قرار بگیرد و ایشان تمام دشمنانشان را به هلاكت خواهند رساند و بر تمام آنها غالب خواهند آمد
مكاشفه یوحنا باب نوزده
7 شادی‌ و وجد نماییم‌ و او را تمجید كنیم‌ زیرا كه‌ نكاح‌ بره‌ رسیده‌ است‌ و عروس‌ او خود را حاضر ساخته‌ است‌ . 8 و به‌ او داده‌ شد كه‌ به‌ كتان پاك‌ و روشن‌ خود را بپوشاند ، زیرا كه‌ آن‌ كتان‌ عدالتهای‌ مقدسین‌ است‌ . 9 و مرا گفت‌ : بنویس‌ : خوشا به حال‌ آنانی‌ كه‌ به‌ بزم‌ نكاح‌ بره‌ دعوت‌ شده‌اند . و نیز مرا گفت‌ كه‌ : این‌ است‌ كلام‌ راست‌ خدا … 11 و دیدم‌ آسمان‌ را گشوده‌ و ناگاه‌ اسبی‌ سفید كه‌ سوارش‌ امین‌ و حق نام‌ دارد و به‌ عدل‌ داوری‌ و جنگ‌ می‌نماید ، 12 و چشمانش‌ چون‌ شعله‌ آتش‌ و بر سرش‌ افسرهای‌ بسیار و اسمی‌ مرقوم‌ دارد كه‌ جز خودش‌ هیچ‌كس‌ آن‌ را نمی‌داند . 13 و جامه ‌ای‌ خون‌ آلود در بر دارد و نام‌ او را كلمه‌ خدا می‌‌خوانند . 14 و لشكرهایی‌ كه‌ در آسمانند ، بر اسبهای‌ سفید و به‌ كتان‌ سفید و پاك‌ ملبس‌ از عقب‌ او می‌آمدند . 15 و از دهانش‌ شمشیری‌ تیز بیرون‌ می‌آید

همانطور كه گفته شد ، كسی كه بر اسب سفید سوار است ، امام احمد الحسن (ع) هستند و در اینجا نیز به القاب ایشان ، یعنی امین و حق اشاره شده است . لقب امین ایشان در آیات قبلی در انجیل متی باب بیست و چهار به عنوان رسولی كه قبل از بازگشت حضرت عیسی (ع) می آید نیز ذكر شده بود
كتاب اشعیا باب شصت و سه
1 این‌ كیست‌ كه‌ از ادوم‌ با لباس‌ سرخ‌ از بصره‌ می‌‌آید ؟ یعنی‌ این‌ كه‌ به‌ لباس‌ جلیل‌ خود ملبّس‌ است‌ و در كثرت‌ قوّت‌ خویش‌ می‌‌خرامد‌؟ من‌ كه‌ به‌ عدالت‌ تكلّم‌ می‌كنم‌ و برای‌ نجات‌ ، زورآور می‌‌باشم‌ . 2 چرا لباس‌ تو سرخ‌ است‌ و جامه‌ تو مثل‌ كسی‌ كه‌ چرخشت‌ را پایمال‌ كند ؟ 3 من‌ چرخشت‌ را تنها پایمال‌ نمودم‌ و احدی‌ از قوم‌ ها با من‌ نبود و ایشان‌ را به‌ غضب‌ خود پایمال‌ كردم‌ و به‌ حدّت‌ خشم‌ خویش‌ لگد كوب‌ نمودم‌ و خون‌ ایشان‌ به‌ لباس‌ من‌ پاشیده‌ شده‌ ، تمامی‌ جامه‌ خود را آلوده‌ ساختم‌ . 4 زیرا كه‌ یوم‌ انتقام‌ در دل‌ من‌ بود و سال‌ فدیه‌ شدگانم‌ رسیده‌ بود . 5 و نگریستم‌ و اعانت‌‌كننده‌‌ای‌ نبود و تعجّب‌ نمودم‌ زیرا دستگیری‌ نبود . لهذا بازوی‌ من‌ مرا نجات‌ داد و حدّت‌ خشم‌ من‌ ، مرا دستگیری‌ نمود . 6 و قوم‌ ها را به‌ غضب‌ خود پایمال‌ نموده‌ ، ایشان‌ را از حدّت‌ خشم‌ خویش‌ مست‌ ساختم‌ . و خون‌ ایشان‌ را بر زمین‌ ریختم‌

در اینجا نیز به شهر محل تولد و سكونت امام احمد الحسن (ع) یعنی بصره اشاره شده است ، كه كاملا تصدیق امر ایشان (ع) را می كند

و نیز در آیات می‌بینیم كه نجات دهنده قیامی دارد كه در آن كشتار فراوان ، اما از روی عدالت صورت می‌گیرد كه آن ، همان غضب خداوند است . و این قیام برای انتقام از خون فدا شده گان از پیامبران و جانشینان آنها كه در راه خدا كشته شدند می‌باشد

اما آنچه در این آیات قلب هر مومنی را به درد می آورد این است كه این منجی ، با وجود این كه فرستاده ای الهی و برای برقرار كردن عدالت می آید ، قبل از قیامش غریب و مظلوم واقع می شود
مكاشفه یوحنا باب هفت
2 و فرشته‌ دیگری‌ دیدم‌ كه‌ از مطلع‌ آفتاب‌ بالا می‌آید و مهر خدای‌ زنده‌ را دارد . و به‌ آن‌ چهار فرشته‌ای‌ كه‌ بدیشان‌ داده‌ شد كه‌ زمین‌ و دریا را ضرر رسانند ، به‌ آواز بلند ندا كرده‌ ، 3 می‌گوید : هیچ‌ ضرری‌ به‌ زمین‌ و دریا و درختان‌ مرسانید تا بندگان‌ خدای‌ خود را بر پیشانی ایشان‌ مهر زنیم ‌. 4 و عدد مهرشدگان‌ را شنیدم‌ كه‌ از جمیع اسباط بنی ‌اسرائیل‌ ، صد و چهل‌ و چهار هزار مهر شدند

همچنین خداوند متعال با عذاب های الهی دشمنانش را از بین می برد . اما آنچه كه قابل توجه می‌باشد این است كه عذاب خداوند به صد و چهل و چهار هزار نفر نخواهد رسید . كه در آیات قبلی برایمان روشن شد كه آنها انصار امام مهدی (ع) هستند كه بر پیشانی آنها ، نام امام احمد الحسن (ع) و پدرشان امام مهدی (ع) مهر شده است
مكاشفه یوحنا باب نه
1 و چون‌ فرشته‌ پنجم‌ نواخت‌ ، ستاره‌ای‌ را دیدم‌ كه‌ بر زمین‌ افتاده‌ بود و كلید چاه‌ هاویه‌ بدو داده‌ شد . 2 و چاه هاویه‌ را گشاد و دودی‌ چون‌ دود تنوری‌ عظیم‌ از چاه‌ بالا آمد و آفتاب‌ و هوا از دود چاه‌ تاریك‌ گشت‌ . 3 و از میان‌ دود ، ملخها به‌ زمین‌ برآمدند و به‌ آنها قوتی‌ چون‌ قوت‌ عقربهای‌ زمین‌ داده‌ شد 4 و بدیشان‌ گفته‌ شد كه‌ ضرر نرسانند نه‌ به‌ گیاه‌ زمین‌ و نه‌ به‌ هیچ‌ سبزی‌ و نه‌ به‌ درختی‌ بلكه‌ به‌ آن‌ مردمانی‌ كه‌ مهر خدا را بر پیشانی‌ خود ندارند

این آیات نیز تصدیق كننده ی آنچه قبلا ذكر شد است
كتاب اشعیا باب پنجاه و نه
20 و خداوند می‌‌گوید كه‌ نجات‌‌دهنده‌ای‌ برای‌ صهیون‌ و برای‌ آنانی‌ كه‌ در یعقوب‌ از معصیت‌ بازگشت‌ نمایند خواهد آمد . 21 و خداوند می ‌گوید : امّا عهد من‌ با ایشان‌ این‌ است‌ كه‌ روح‌ من‌ كه‌ بر تو است‌ و كلام‌ من‌ كه‌ در دهان‌ تو گذاشته‌ام‌ از دهان‌ تو و از دهان‌ ذرّیه‌ تو و از دهان‌ ذرّیه‌ ذرّیه‌ تو دور نخواهد شد . خداوند می‌ گوید : از الان‌ و تا ابدالآباد

در این آیات نیز به منجی موعود امام احمد الحسن (ع) كه روح خداوند بر ایشان است و نیز به فرزندان ایشان یعنی مهدیین (ع) اشاره شده است كه پس از ایشان ، عهد خداوند در آنها ادامه می‌یابد
كتاب اشعیا باب شصت و یك

8 زیرا من‌ كه‌ یهوه‌ هستم‌ ، عدالت‌ را دوست‌ می ‌دارم‌ و از غارت‌ و ستم‌ نفرت‌ می‌‌دارم‌ و اجرت‌ ایشان‌ را به‌ راستی‌ به‌ ایشان‌ خواهم‌ داد و عهد جاودانی‌ با ایشان‌ خواهم‌ بست‌ . 9 و نسل‌ ایشان‌ در میان‌ امّت‌ ها و ذریت‌ ایشان‌ در میان‌ قوم‌ ها معروف‌ خواهند شد . هر كه‌ ایشان‌ را بیند اعتراف‌ خواهد نمود كه‌ ایشان‌ ذریت‌ مبارك خداوند می‌باشند . 10 در خداوند شادی‌ بسیار می‌ كنم‌ و جان‌ من‌ در خدای‌ خود وجد می‌ نماید زیرا كه‌ مرا به‌ جامه‌ نجات‌ ملبّس‌ ساخته ‌، ردای‌ عدالت‌ را به‌ من‌ پوشانید . چنانكه‌ داماد ، خویشتن‌ را به‌ تاج‌ آرایش‌ می ‌دهد و عروس‌ ، خود را به‌ زیورها زینت‌ می‌‌بخشد

در این آیات نیز به امام احمد الحسن (ع) و مهدیین (ع) از فرزندان ایشان اشاره شده است كه عهد خداوند در آنها است و آنها ذریت مبارك خداوند می‌باشند

والحمد لله وحده وحده وحده
وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما كثیرا
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته