دلایل اصلی سکوت یا مخالفت علما و مراجع نسبت به ایشان چیست؟

دلایل اصلی سکوت یا مخالفت علما و مراجع نسبت به ایشان چیست؟

اولا همه علماء با ایشان مخالفت نکرده‌اند، بلکه برخی رسما اعلام بیعت کرده‌اند، از جمله سید حسن حمامی، فرزند مرجع دینی و امام جماعت حرم امیرالمومنین(ع)، اما اکثرا یا راه سکوت یا انکار را در پیش گرفته‌اند، ثانیا چنان است وضع ایشان همچنان که در زمان پیامیر(ص)، علمای یهود و مسیحی با پیامبر(ص) مخالفت کردند، یمانی(ع) در خطبه محرم چنین فرمود:

چه کسى جز رجال دینی، در مقابله (و اعتراض) با دعوتهای دینى و الهی انبیاء و اوصیاء ع بر مردم پیشی می‌گیرد؟؟

آیا عاقلى یافت نمی‌شود، که به عقل خود احترام بگذارد و اعتقاد داشته باشد، کسانى که در جامعه با رسالت‌های جدید دینى مقابله می‌کنند گروهی غیر از رجال دین باشند؟!!!

همان کسانى که خداوند در قران کریم آنها را به اشراف و سادات وصف می‌کند، و جامعه گمراه شده، آنان را متخصص یا دارای قدرت تشخیص شناخته و در نهایت در شناخت حقانیت یا بطلان رسالت دینى جدید، در جامعه‌ای که پیامبر یا وصى با آن مى‌آید، بطور کامل به آنها اعتماد می‌کنند و متأسفانه مردم حکم آنها را بدون تدّبر و تفکر و تحقیق قبول مى‌کنند و حتى بدون توجه به اینکه این اشراف و سادات و فقهاى گمراه، بزرگترین زیاندیده از رسالت‌ها و دعوتهای اصلاحى و انقلابهای بزرگ فرستادگان و اوصیاء هستند. پس چگونه مردم به آنها اعتماد کرده و خود را در کنار علمای دین در امان مى‌بینند و بر حقانیت یا بطلان قضیه‌ای، آنها را به داوری (و حَکمیت) بر مى‌گزینند، در حالى که آنان یکی از دشمنان این قضیه هستند ، و چگونه مردم خود را در کنارشان در امان می‌بینند، در حالى که آنها همیشه همان برخورد با دعوتهای انبیاء و اوصیای خدا را تکرار می‌کنند .

ایشان علما را به دلایل ذیل مورد سرزنش قرار داده‌اند :

– سرزنش و توبیخ شدید علما به دلیل وجوب انتخابات و حمایت از آن در حالیکه آنان با معرفی خود به عنوان نائب عام امام مهدی ع، باید به انتخاب و حاکمیت الهی دعوت کنند نه انتخاب و گزینش مردم که بدین وسیله انتخاب و حاکمیت الهی را نقض کرده‌اند، همان حاکمیتی که همواره اهل بیت(ع) به آن دعوت کرده‌اند یعنی پذیرش حاکمیت معصومین و در این زمان امام مهدی(ع).

رسول الله (ص) فرمود : وای وای بر امتم از شورای بزرگ و شورای کوچک . از ایشان درباره آن سؤال شد . پیامبر(ص) فرمود : اما شورای بزرگ در شهر خودم بعد از وفاتم برای غصب خلافت برادرم و غصب حق دخترم منعقد می‌‌شود . و اما شورای کوچک(انتخابات)، در غیبت کبری در زوراء (بغداد) برای تغییر سنتم و تبدیل و عوض کردن احکامم منعقد می‌گردد. مائتان و خمسون علامه ص ۱۳۰

–  سرزنش و توبیخ علما به دلیل التزام به قانون اساسی بجای اصل قرار دادن کتاب خدا و روایات اهل بیت ع به دلیل تعارض فراوان آن قوانین با حدود الهی.
– محکومیت صلح و سازش با اشغالگران و عدم صدور فرمان جهاد با آنان بر خلاف رویه مراجع گذشته مانند میرزای شیرازی در سال ۱۹۱۹ میلادی در صدور فتوای وجوب جهاد با اشغالگران انگلیسی  و تحریم انتخابات. آیا دین خدا تغییر کرده یا نظر مرجعیت تغییر کرده؟ دلیل همکاری علمای شیعه با اشغالگران آمریکائی و حمایت از قوانین صادر شده از سوی آنها چیست؟

– عدم استحقاق دریافت خمس و مصرف آن در موارد دلخواه خود از جمله در ایجاد زندگی مرفه برای اطرافیان فقهاء در حالیکه ایتام، فقراء و خانواده‌های بی سرپرست که بخشی از سهم امام به آنها تعلق دارد، در سخت ترین مشکلات و شرایط زندگی کرده و در رنج هستند.
امام مهدی ع فرمودند: و اما افرادى(با لباس ما) که اموال ما را تصرف می‌کنند و چیزی از خمس را (دریافت) و بدون استحقاق آن را می‌خورند، مانند این است که آتش می‌خورند. و اما خمس براى شیعیان ما مباح و براى آنها تا زمان ظهور امر ما حلال گشت، تا به واسطه آن ولادتشان پاک باشد، و پلید و آلوده نگردند.
الغیبه الطوسی ص ۲۹۰ ح ۲۴۷ . بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۸۰ ح ۱۰ . الاحتجاج ص ۴۶۹ . کمال الدین ص ۴۸۳ ح ۴ . منتخب الانوار المضیئه ص ۱۲۲ . الخرائج ج ۳ ص ۱۱۱۳ ح ۳۰ . کشف الغمه ج ۲ ص ۵۳۱ . إعلام الورى ص ۴۲۳
– بدعت بودن تقلید به شکل کنونی از افراد غیر معصوم در حالیکه یمانی ع مردم را دعوت به تفقه در دین و بازگشت به قران و احادیث اهل بیت ع می‌نماید.
– باطل بودن فتوای بر اساس عقل بدون داشتن مصدر روائی یا قرانی همانگونه که از روایات متواتر اهل بیت ع صادر شده است.
– حرام بودن استفاده از القابی که مخصوص اهل بیت ع بوده مانند آیت الله العظمی که علمای سابق شیعه هرگز از آنها استفاده نمی‌کردند.
– ابطال ابزار سفسطه علمای غیر عامل در پناه بردن به بدعت علم رجال برای فرار از حقایق مسلم کتب شیعی و انکار روایاتی که بر خلاف نفع مادی علمای بی‌عمل است