سنت جاری در ظهور و بعثت فرستادگان الهی

سنت جاری در ظهور و بعثت فرستادگان الهی

آيا امت‌های پيشين از فرستادگان وعده داده شده استقبال میكردند يا آنها را تكذيب می نمودند؟ هزار و اندي سال منتظر مسیحی بودند كه با شكوه و عظمت و شگفتی ها ظهور كند، كه طبق پيشگوئی ها از بيت‌اللحم بود. اما جوانی از ناصريه به اسم عيسای ناصری سوار بر يك الاغ وارد بيت‌المقدس مي‌شد و مي‌گفت: منم مسيحای موعود!

وَ قالوا لَو لا نُزِّلَ هٰذَا القُرءانُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ القَريَتَينِ عَظيمٍ. زخرف ۳۱٫
و گفتند چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از [آن] دو شهر فرود نيامده است

فَقالَ المَلَأُ الَّذينَ كَفَروا مِن قَومِهِ ما نَرىٰكَ إِلّا بَشَرًا مِثلَنا وَما نَرىٰكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذينَ هُم أَراذِلُنا بادِىَ الرَّأىِ وَما نَرىٰ لَكُم عَلَينا مِن فَضلٍ بَل نَظُنُّكُم كٰذِبينَ. هود ۲۷٫
پس سران قومش كه كافر بودند گفتند ما تو را جز بشرى مثل خود نمى‏ بينيم و جز [جماعتى از] فرومايگان ما آن هم نسنجيده نمى‏ بينيم كسى تو را پيروى كرده باشد و شما را بر ما امتيازى نيست بلكه شما را دروغگو مى‏ دانيم

در طول تاريخ بشر چندين موعود منتظر ظهور كرده است، از حضرت موسي كليم الله ع تا حضرت مــــسيح روح الله ع و تا حضرت پيامبر حبيب و رسول الله! (ص) اما نكته ي قابل توجه، شباهت عكس‌العمل‌ها و رفتارهاي سرزده از منتظران است كه بسيار باهم مشابهت داشتند، طوري كه مي‌توان از آنها به عنوان سنت جاري ظهورها ياد كرد؛ كارها و عكس‌العمل‌هايي كه با خواندن آنها مو بر تن آدمي سيخ مي شود…

مشخص ترين نوع عكس‌العمل‌ها اين است كه:

در حين ظهور، كسي منجي را قبول نمي كرد، حتي منتظرانشان. و با ناباوري شديد آنها را رد كرده و مورد تمسخر و استهزاء قرارشان مي دادند، و در نهايت حتي خود منتظران و عاشقان، به جـــــنگ عليه ايشان مي رفتند و دشمنشان مي شدند!

اما چرا؟

علت اين است كه نحوه ظهور و شخص ظهور كرده با تصورات ذهني آنها نمي خواند، و يا جزئيات مدعي ظهور كرده با جزئياتي كه آنها مي دانستند نمي خواند. آنها منتظر كسي بودند كه با معجزات، ظهور كند و فرعون را نابود كند، اما جواني كه همه به عنوان پسر فرعون مي شناختند و در كاخ فرعون بزرگ شده بود، مي‌آمد و مي گفت: منم موساي موعود!

هزار و اندي سال منتظر مسيحي بودند كه با شكوه و عظمت و شگفتي‌ها ظهور كند، كه طبق پيشگوئي‌ها از بيت‌اللحم بود. اما  جواني از ناصريه به اسم عيساي ناصري سوار بر يك الاغ وارد بيت‌المقدس مي‌شد و مي‌گفت: منم مسيحاي موعود!

و در آن هنگامه تمسخرها و استهزاها و تكذيب‌ها و تكفيرها شروع مي‌شد!

به ويژه در آن زمان كه عليه علما موضع گيري مي‌كرد و عليه اش دليل هم مي‌آوردند كه مسيح بايد از بيت‌اللحم ظهور كند! به عبارتي تمسك بيش از اندازه‌اي بر تصورات خويش مي‌نمودند!

به مسيح مي گفتند: اي دروغگو!،  تو را كه مي‌شناسيم عيساي ناصري از شهر ناصريه هستي! اما غافل از اينكه عيسي در بيت‌اللحم متولد شده و چندي بعد از تولد، در ناصريه ساكن شد. و ديگر چون و چراها و بهانه‌هاي بني‌اسرائيلي كه پايان نداشت.

هيچ يك از علما حاضر به تأييدش نبود و حتي عليه او فتوي مي‌دادند.

يا در آن زمان كه پيامبرشان مي‌گفت اينك پسري متولد مي‌شود كه مسيح است، ناگاه دختري متولد مي‌شد به اسم مريم! و غوغا، انكارها و ارتدادها شروع مي‌شد!
غافل از اينكه مشيت خدا بر آن قرار گرفته كه مسيح از اين دختر متولد شود. تا خود آزمايشي عظيم باشد براي جدايي مومنين از كافرين

عن أبي جعفر عليه السلام قال : إن كنتم تؤملون أن يجيئكم من وجه ، ثم جاءكم من وجه فلا تنكرونه
امام باقر (ع) فرمود : هرگاه از وجهي منتظرش بوديد و از وجه ديگري آمد او را انكار نكنيد.  الامامة والتبصرة : ص ۹۴

آنها در انتظار ظهور شخصي عظيم و با شكوه بودند، كه به نحو معجزه آسا و شگفت انگيز و پر طمطراق ظهور كرده، چشم‌ها را خيره كند، و سرها را به زير آورد، طوري كه براي هيچ كس جاي هيچگونه شكي نگذارد كه اين همان موعود منتظر است. غافل از اينكه خداوند همين گونه امت‌هاي قبلي را آزمايش كرده است
همواره شخصي دقيقا همانند ساير انسان‌ها، آن هم يك انسان معمولي كه هيچ به چشم نمي‌آيد، مدعي مي‌شد كه منم آن موعود!

و جواب مي‌شنيد كه: چرا تو؟ اين همه انسان‌هاي با شخصيت و عظيم! در دنيا هست، خدا به جز تو، انسان ديگري پيدا نكرد؟!!

وَكَذٰلِكَ فَتَنّا بَعضَهُم بِبَعضٍ لِيَقولوا أَهٰؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيهِم مِن بَينِنا؟… انعام ۵۳٫
و بدين گونه ما برخى از آنان را به برخى ديگر آزموديم تا بگويند آيا اينانند كه از ميان ما خدا بر ايشان منت نهاده است…

وَ قالوا لَو لا نُزِّلَ هٰذَا القُرءانُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ القَريَتَينِ عَظيمٍ. زخرف ۳۱٫
و گفتند چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از [آن] دو شهر فرود نيامده است

و هيچ يك از شخصيت‌هاي مشهور و علما و دانشمندان معاصر، حاضر به تأييدشان نمي‌شدند! حـــتي بر عليه‌شان موضع گرفته و ردشان مي‌كردند! در نتيجه تنها مشتي انسان پايين دستي جامعه كه از نظر بزرگان قوم، اراذل و گمراه و بي‌علم و تفكر و بادي الرأي بودند، دورشان جمع مي‌شدند!

.. وَ ما نَرىٰكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذينَ هُم أَراذِلُنا بادِىَ الرَّأىِ.. هود ۲۷
… و جز [جماعتى از] فرومايگانِ ما، آن هم نسنجيده، نمى ‏بينيم كسى تو را پيروى كرده باشد…

و متاسفانه حتي يكبار هم نشده كه سرشناسان و عالمان و دانشمندان، در ابتداي امر آنها را قبول كنند و ايمان آورند؛ و مورد استهزاء و تمسخر قرارشان ندهند! آري حتي يكبار! اينهم دليلش از كلام الله مجيد:

يٰحَسرَةً عَلَى العِبادِ ۚ ما يَأتيهِم مِن رَسولٍ إِلّا كانوا بِهِ يَستَهزِءونَ. يس، ۳۰٫
دريغا بر اين بندگان هيچ فرستاده ‏اى بر آنان نيامد مگر آنكه او را ريشخند مى‏ كردند

يهود و علماي يهود كه هزاران سال منتظر مسيح بودند، زماني كه عيسي  ع آمد، فتواي قتلش را صادر كردند و با اصرار، روميان كافر را وادار به دستگيري و به صليب كشيدن او كردند.

قريشي كه در آرزوي برانگيخته شدن پيامبري از ميانشان بودند، زمانيكه پيامبر مبعوث شد گفتند: خدا جز يتيم عبدالمطلب فرد ديگري پيدا نكرد؟ و …

آيا اين بار، اين بار آخر، متفاوت از قبلي‌ها خواهد بود؟

نه هرگز! همان ماجرا عيناً تكرار خواهد شد! سري به احاديث ظهور بزنيد!

سُنَّةَ اللَّهِ الَّتى قَد خَلَت مِن قَبلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبديلًا. فتح، ۲۳
سنت الهى از پيش همين بوده و در سنت الهى هرگز تغييرى نخواهى يافت…