شبهه مربوط به استفاده انصارامام مهدی ع از قواعدی که مورد قبول نیست!

شبهه مربوط به استفاده انصارامام مهدی ع از قواعدی که مورد قبول نیست!

سیبویه های زمان

هر از گاهی از مدعیان علم این سخن را می شنویم که شما انصار امام مهدی ع به نحو و صرف و قواعد عربی و یا به قواعد منطقی فلسفی و یا به قواعدعلوم متعدد ،اعتقاد ندارید؛پس چرا در مقابل ما از این قواعد استفاده می کنید؟؟؟

در بسیاری از بحث ها عرض کرده ایم که هرگز نمی توان این قواعد را حاکم بر کلام معصوم قرار داد.
یعنی نمی شود که با این قواعد، کلام معصوم و قرآن را محاکمه کرد که چرا خلاف قواعد نحوی یا فلسفی است!؟

علت قصور این قواعد نیز واضح است که چون این قواعد استقرائی و ظنی است ،پس نمی توان به صورت کلی از آن استفاده کرد و معصوم را به رعایت این قواعد ظنی که به مرور زمان تغییر می کند ملتزم نمود.

استقرائی بودن این قواعد یعنی
به عنوان مثال :قواعد نحو توسط عده ای نحوی و با جمع آوری ایشان وضع شده است.
این افراد به قبیله های مختلف عرب رفته و با بررسی زبان ایشان و قرار دادن این لغات کنار هم قواعدی را تاسیس نمودند که به عنوان نحو مشهور است.
همین استقراء و جمع آوری موجب شده است که مدارس متعددی برای نحو ایجاد شود مثل مدرسه کوفه و بصره و بغداد و اندلس و… که هر کدام شان نیز قواعد خود را صحیح می دانند درحالی که کدام مدرسه حقیقی است؟؟؟و کدام وهمی؟؟؟

پس ما محق هستیم که این قواعد را به عنوان وحی منزل نمی پذیریم، هرچند علمای عامل نیز این مساله را قبول دارند اما هیهات از مدعیان علم آخرالزمان که جهل را سرلوحه ی کار خویش قرار دادند.

جدیدا از سیبویه و اخفش های دوران شبهه ای طرح شده که مجبور به بیان مقدمات فوق شدیم اما بیان شبهه:
قیل:که مهدی اسم مفعول است ویعنی هدایت شده.
و انصار بیسواد هستند که نمی دانند که مهدی به معنی هدایت شده است!!!!

دوری از آل محمدع این جهالات را نیز در بر دارد.
نصی از آل محمد ع را ارائه می دهیم که مهدی را به معنی هادی و هدایت کننده در نظر گرفته اند(داخل پرانتز عرض شودکه ما حتی نحووصرف مان را نیز از آل محمدع می گیریم به خلاف مخالفین که امام سیبویه را در نحو مقتدا قرار داده و در اصول ابوحنیفه را و…)

عنْهُ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُرَاسَانِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الْمَهْدِيُّ وَ الْقَائِمُ وَاحِدٌ فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ لِأَيِّ شَيْ‏ءٍ سُمِّيَ الْمَهْدِيَّ قَالَ لِأَنَّهُ‏ يُهْدَى‏ إِلَى كُلِّ أَمْرٍ خَفِيٍّ وَ سُمِّيَ الْقَائِمَ لِأَنَّهُ يَقُومُ بَعْدَ مَا يَمُوتُ إِنَّهُ يَقُومُ بِأَمْرٍ عَظِيمٍ‏ .
ابی سعیدخراسانی گفت:به امام صادق ع عرض کردم که مهدی و قائم یکی هستند؟فرمودند:بله . عرض کردم:به چه دلیل مهدی نامیده شده است؟فرمودند:زیرا او به امری که مخفی بوده است هدایت می کند و به این دلیل قائم نامیده می شود که بعد اینکه مرده است قیام می کند و او به امری بزرگ قیام می کند.
الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة ؛ النص ؛ ص471

روایت بسیار واضح است در اینکه مهدی یعنی هادی،یعنی هدایت کننده اما چه کنیم با دوری از آل محمدع؟
اینکه اسم مفعول در زبان عرب به معنی فاعل بیاید نیز شواهد بسیاری دارد ؛
به آیات زیر دقت کنید:

انه کان وعده ماتیا؛ “در حقیقت وعده او انجام شدنی است”. در این آیه «ماتیا» به معنای «آتیا» آمده است.

حجابا مستورا؛ “پرده‌ای پوشیده”.در این آیه، «مستورا» به معنای «ساترا» به کار رفته است.

خوب حالا مهدی یعنی چه؟؟؟
یعنی هدایت کننده یا هدایت شده؟؟؟

والحمدلله علی نعمت الولایه