شبهه چطور مهدی اول به نفسه همان حجرالاسود است؟

شبهه چطور مهدی اول به نفسه همان حجرالاسود است؟

السلام علیک یاصاحب الامان و العهد و المیثاق

هر از گاهی یکی از معاندین آل محمدع شروع به شبهه افکنی کرده و اشکالاتی جاهلانه مطرح می کند که اصلاً انتظار طرح این شبهات از انسان عاقل وسلیم النفس نمی باشد،ولی از معاندین آل محمدع انتظار هرچیزی هست والحمدلله.

اما می گوید:
چطور مهدی اول بنفسه همان حجرالاسود است؟؟؟
مگر روایت نداریم که حجرالاسود ملک است؟؟پس چطور می گویید که احمدالحسن همان ملک است؟
و… .

اما حقیقت حجرالاسود طبق روایات مَلِکی است که صاحب عهد و میثاق است و تجدید عهد و بیعت مردم با خلفاءالله به عهده ی اوست که در عالم ذر شاهد بر میثاق بندگان بوده و سپس به شکل سنگی به زمین آمد و دوباره تبدیل به مَلِکی شد و برای آدم ع عهدی که فراموش کرده بود،را یاد آوری نمود و بعد از یادآوری آدم ع تبدیل به حَجر و سنگی شد که آدم ع آن را حمل کرده و در کعبه نصب نمود و اولا این حجر سفید بود و سپس سیاه شد و… .
برای اطلاع تفصیلی به کتاب کافی ج4 ص184_186 و علل الشرایع ج2ص429_431

حقیقت این سنگ،انسانی است و او همان مهدی اول است که توضیح سیدناالقائم ع بسیار زیبا و دقیق است که برای اطلاع دقیق به کتاب متشابهات جلد4سوال160 وپیوست پنجم کتاب توحید و نیزمختصرا در کتاب توهم الحاد رجوع شود.

اما آنچه برای عقول ناقصه این جهال صعب وسنگین بوده، این سخن است که چطور حجرالاسود انسانی است؟
جواب اینکه :کلام سیدع واضح است که این سنگ ،تجلی برای مهدی اول است یا اشاره به قائم ع دارد نه اینکه مهدی اول یک سنگ باشد و… .

اما اینکه سیدع فرمودند که هونفسه القائم ،باز اشکالی وارد نمی کند چرا که این نیز تعبیری مجازی است ؛مثلا وقتی گفته می شود _علی اسدالله_ آیا به این معنی است که علی ع ،شیر باشد والعیاذبالله.
و یا وقتی اینکه در آیه مباهله ،علی ع به نفس رسول الله ص تعبیر شده است، به معنی این است که رسول ص وامیرالمومنین ع یک شخص هستند و از این سفسطه هایی که از وهابیت شنیده می شود و امروز شما ناطق آن ها شده اید؟؟؟یا منظوری دیگر دارد؟؟؟

پس اینکه گفته شده مهدی اول حجرالاسود است هیچ اشکال ومنع عقلی ندارد .

اما اشکال دیگر نیز جاهلانه تر است که چطور حجرالاسود هم انسان است و هم ملک؟؟؟
باز هم شما را توصیه به تعقل و تعلُّم می کنیم که اهل بیت ع حجرالاسود را به مَلِکی تشبیه نموده اند و این نوع تشبیه ،معروف به تشبیه بلیغ بوده که نزد فصحاء و بلغاء معروف است.
یعنی وقتي فرموده اند ملک منظور انسانی شبیه ملک است و نه خود ملک؛
مانند اینکه گفته شود زید اسد است و اینکه حرف تشبیه برداشته شده و زید را اسد دانسته به معنی شباهت بالاي زید و اسد در وجه شبه که شجاعت باشد، می باشد.
آیا معتقدید که زید شیر است و…؟
حتی دروس حوزه را خوب نخوانده اید و الا در این مهلکه نمی افتادید.

اما اینکه نمی توان امامی از آل محمدع را به ملائکه تشبیه کرد چون مقام ملائکه پایین تر است ؛نیز ظلمتی بالاتر از ظلمات قبلی است؛
مگر وقتی گفته می شود یوسف زهراء از باب تشبیه قائم ع به یوسف بن یعقوب؛ آیا مقام یوسف بالاتر از قائم ع است که این تشبیه صورت می گیرد یا هدف چیز دیگری است؟

وجه شبه در امثال این تشبیه ها مقام ملک و مهدی اول نیست بلکه وجه شبه نقاء و طهارت است که این تشبیه صورت می پذیرد و… .

بقیه سوالات هم بچه گانه است و نیازی به پاسخگویی ندارد.

ضمناً ماقصد اثبات این علوم را نداشتیم و الا این علوم موافق محکمات است و مجالی دیگر جهت اثباتش لازم است هرچند کلام قائم ع نیازی به اثبات ندارد.

اما نکته آخر:
رکنی که در آن حجرالاسود قرار دارد رکن عراقی نباشد نیز کلامی بی دلیل است.

توضیح مختصر:

رکن شرقی همان رکنی است که در آن حجرالاسود قرار دارد که به سمت عراق است و معروف به رکن عراقی.
اما رکن جنوبی که به سمت یمن است معروف به رکن یمانی است.
و رکنی که به سمت شمال است معروف به رکن شامی است
و رکن به سمت مغرب را رکن غربی خوانند.

گاهی به رکن جنوبی و رکن شرقی،رکن یمانی گفته می شود.
و گاهی به رکن شرقی و شامی ،رکن عراقی.

درنتیجه رکن شرقی که حجرالاسود در آن است هم رکن یمانی و هم رکن عراقی خوانده می شود و گاها به رکن شامی نیز،رکن عراقی می گویند.

(بین در رکن عراقی -یعنی عراقی و شامی- باب کعبه قرار دارد)

این قضیه در روایات آل محمد ع و کلام علماء نیز معروف است ،اما امروزه این واضحات توسط وهابیون سفیانی تحریف شده است که معاندین دعوت نیز قول وهابیون را ترجیح داده اند.

به کلام علماءقدماء دقت کنید:
شیخ طوسی در مصباح المتهجد ص 27 می گوید: “… اهل عراق به رکن عراقی رو می کنند و آن رکنی است که حجر در آن است و اهل یمن به رکن یمانی رو می کنند و اهل مغرب به رکن غربی و اهل شام به رکن شامی رو می کنند…”
محقق حلی در شرائع الإسلام ج1 ص52 می گوید: “…اهل هر منطقه ای به سمت رکنی رو می کنند که در سمتشان است: مردم عراق به عراقی رو می کنند که رکنی است که حجر در آن است و اهل شام به شامی و مغرب به مغربی و یمن به یمانی…”

شیخ جواهری در جواهر الكلام: ج7 ص378 در بخشی از سخنانش در یکی از مکان ها می گوید: “…همه این ها در رکن عراقی است و اما رکن دوم از رکن های درب، برای مردم شام و غیر آنان است…”

و این هم روایات:
الاستبصار للشيخ الطوسي: ج2 ص216 – 217، بـ 141 ح743، وايضاً رواه في تهذيب الأحكام : ج5 ص106 ح343: أحمد بن محمد بن عيسى عن إبراهيم بن أبي محمود، قال: قلت للرضا ع استلم اليماني والشامي والغربي ؟ قال:” نعم”
ابراهیم بن ابی محمود می گوید: به رضا ع عرض کردم: یمانی و شامی و غربی را اِستلام کنم؟ فرمود: “بله.”
استلام رکن عراقی امری مفروغ عنه است،به همین دلیل در روایت ذکر نشده است.

وسائل الشيعة (الإسلامية) للحر العاملي :ج9 ص423 ح17910: عن إبراهيم بن أبي محمود قال: قلت للرضا ع: استلم اليماني والشامي والعراقي والغربي ؟ قال: “نعم”
ابراهیم بن ابی محمود می گوید: به رضا ع عرض کردم: یمانی و شامی و غربی را اِستلام کنم؟ فرمود: “بله.”
این روایت هم نیازی به توضیح بیشتری ندارد.

والحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه الائمه و المهدیین