شجره و نسب سید احمدالحسن ع

نسب سید احمدالحسن یمانی ع

شجره و نسب سید احمدالحسن ع

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

متأسفانه در قضیه ی مهدویت مغالطه ها و تفکرات اشتباه زیادی  به مردم تلقین شده است. یکی از مواردی که بر اساس یک روایت به مردم تلقین داده شده است، روایت خروج مردی از فرزندان زید بن علی السجاد (ع) در یمن است که مختصراً به آن می پردازیم.

از امام صادق علیه السلام در تعقیب نماز ظهر در باب ذکر علامتهای ظهور فرمود: (خروج پرچمی از مشرق و پرچمی از مغرب و فتنه ای که اهل زوراء (بغداد) را گمراه می کند و مردی از از فرزندان عمویم زید در یمن خروج می کند، و پرده خانه مفقود می گردد).مستدرك سفینه البحار ج7 ص49 – بحار الأنوار ج83 ص63.

اولاً: خروج پرچمی از مشرق:

از رسول خدا (ص): (… و از این – امام علی (ع) – جوانی خارج می شود که زمین را پر از عدل و داد می کند پس اگر آن جوان یمنی را دیدید به سوی او بروید پس او از مشرق می آید و او صاحب پرچم امام مهدی (ع) می باشد).المهدي المنتظر الموعود/ ب4: 107.

روایت فوق کاملاً بیان می کند که یمانی از مشرق خروج می کند که رسول خدا (ص) ما را به اطاعت از ايشان امر کرد و همچنین وی صاحب پرچم امام مهدی است و حتماً پرچمش پرچمِ هدایت است که رسول خدا (ص) ما را به یاری ايشان امر فرموده است، در غیر این صورت اگر بگوییم این شخص غیر از یمانی است پس یمانی نیز واجب الاطاعت می باشد به فرموده ی امام باقر علیه السلام که فرمود: (به سوی او بشتابید چون پرچمش پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست از یمانی سر پیچی کند و سر پیچی از او موجب جهنم می باشد).غیبت نعمانی ص 264. پس کدام یک بر دیگری حجت است؟

لذا می بینیم در هر زمان حجت یکی است و حق یکی است و صاحب پرچم امام مهدی همان یمانی است که پرچمش پرچم هدایت است و ما را به امام مهدی (ع) دعوت می کند. به روایت زیر دقت فرمایید:

و در روایتی: (خداوند جوانی را از مشرق می فرستد که آنها را به اهل بیت پیغمبر خدا دعوت می کند، آنها اصحاب پرچمهای سیاه مستضعف هستند که خدا آنها را عزت و سر بلندی می دهد و پیروزی با آنها خواهد بود و هیچ کس با آنها جنگ نکند مگر آنکه او را شکست می دهند).الممهدون للكوراني ص103 . الملاحم والفتن.

حال این مردی که که از مشرق خروج می کند که برای اهل بیت دعوت می کند کیست؟ و چه کسی امر دعوت را قبل از امام مهدی بر عهده می گیرد؟

امام باقر (ع) فرمود: (پرچم یمانی پرچم هدایت است چون شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند…).غیبت نعمانی ص 264.

با این مطابقت روایی در می یابیم که یمانی همان شخصی است که از مشرق خروج می کند و مردم را به امام مهدی دعوت می کند و او تنها کسی است که برای امام مهدی دعوت می کند و همچنین واجب الاطاعت است.

رسول الله (ص) فرمود: (اهل بیت من دچار بلاهایی می شوند تا آن که خداوند پرچمی را از طرف مشرق مبعوث می کند که سیاه است. هر کس آن را یاری کند، خداوند او را یاری می کند. و هر کس آن را خذلان کند (یاری نکند)، خداوند او را خذلان می کند. تا به مردی که اسم او مانند اسم من است می رسند و امرشان را به او می سپارند. پس خداوند او را با پیروزیش تأیید می کند).مئتان و خمسون علامة ج1 ص 103.

اگر همین روایت را در برابر روایت یمانی از امام باقر (ع) قرار دهیم می بینیم که او همان یمانی است که باید از او اطاعت شود و به سوی او بشتابیم و او را نصرت دهیم و او نیز از مشرق می باشد. حال معلوم شد که پرچم مشرقی متعلق به چه کسی است، حال بدانیم دقیقاً این شخص چه کسی است:

از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص 66 باب 133 . الفتن ابن حماد ص 96 . عقد الدرر ص 129 . جمع الجوامع ج 2 ص 103 . برهان المتقي ص 103 . كنز العمال ج 14 ص 589.

دوماً: خروج مردی از فرزند عمویم زید، در یمن:

در این جمله از روایت باید به چند مورد مهم توجه کرد و آنها را با تأمل بیشتر بررسی نمود.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: (خروجُ رجلٍ من وُلد عَمّي زيدٍ باليمن). سید ابن طاووس، فلاح السائل، ص 171؛ علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج 86، ص 62

نکته ی اول: این روایت در مورد شخصی مجهول سخن می گوید که هیچ اشاره ای به ایشان نشده است. خروج رجل، یعنی خروج مردی!!! آن مرد کیست؟ چگونه جزم و قطع بر این شد که او یمانی است؟

نکته ی دوم: آیا به صرف گفتن فلان از یمن است باید او را یمانی موعود دانست و با این استدلال اشتباه قطع و جزم کرد؟

نکته ی سوم: آیا کسی از خود سؤال کرد، آن مردی که از نوادگان زید بن علی علیه السلام است و یعنی زیدی می باشد و زیدی ها ولایت و حجیت امام محمد باقر (ع) تا امام مهدی علیه السلام را نمی پذیرند، چگونه می تواند طبق روایت امام محمد باقر (ع) مردم را به امام مهدی ارواحنا له الفداء دعوت کند.

نکته ی چهارم: یمانی موعود که از خاندان حضرت مهدی علیه السلام می باشد، از یمن نیست بلکه مبدأ خروج او از مشرق می باشد همانگونه که در بالا توضیح داده شد.

نکته ی پنجم: این روایت با روایات دیگر در تعارض بسیار شدید است همچنین که در نکات بالا موارد بسیار مهم توضیح داده شد، و باید به آنها دقت کرد، اضافه بر آن این تنها روایتی است که در مورد مردی از خاندان زید بن علی که معلوم نیست کیست سخن می گوید، در صورتی، روایاتی که در مورد یمانی موعود که از خاندان حضرت مهدی (ع) صحبت کردند بسیار متواتر و در عین حال او را به قیامگر مشرق یاد می کنند.

بنابراین کدام روایتها واقعیت را می رسانند، مردی مجهول که از یمن خروج می کند و او را با مغالطه یمانی موعود نامیدند، یا شخصی که با روایات متواتر ثابت شد از خاندان امام مهدی علیه السلام است و از مشرق خروج می کند؟

و بنابراین اگر آن مردی که از یمن خروج می کند همان یمانی موعود باشد، پس این شخص چه کسی است که شمشیر را هشت ماه بر روی دوش حمل می کند و از مشرق بر می خیزد و از فرزندان امام مهدی (ع) است و دلیل قیام او چیست؟

امام باقر (ع) فرمود: (بر حذر باشيد از كساني كه خود را به دروغ به آل محمد نسبت می دهند. همانا برای آل محمد و علي (ع) پرچمي (يک پرچم) است و برای ديگران پرچم ها. پس در جای خودت ثابت باش و از هيچ‌ كس ابداً تبعيت نكن تا مردي را از فرزندان حسين (ع) ببيني كه با او وصيت رسول خدا و پرچم او و سلاح او باشد).تفسير العياشي ج 1 ص 64. بحار الأنوار ج 52 ص 222. إلزام الناصب ج 2 ص 96.

و حق طلب باید ملاحظه کند که این تأکید از آل محمد (ع) است و بصورتی دقیق که حق در فرزند حسین است و نفرمودند در فرزند حسن یا کس دیگر ذکر شده است، سپس امام (ع) در فرموده اش: (و بر حذر باش از آنهایی که برایت ذکر کردم)، بر حذر و هشدار در پیروی از پرچمی غیر از پرچم حسینی که صاحبش همراه او عهد نامه و پرچم و سلاح است، تأکید می کند.
و عهد نامه همان وصیت است، و پرچم رسول الله (ص) همان بیعت با خدا (حاکمیت خدا) است، و سلاح رسول الله (ص) قرآن می باشد، و این سه نشانه هیچ کس با آنها نیامد مگر امام احمد الحسن علیه السلام:

. یعنی اینکه امام احمد الحسن (ع) ایشان را رسول الله (ص) در شب وفاتشان ذکر نمود.

از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص 300.

d988d8b5db8cd8aa1

و در حدیثی طولانی که وصیت را ذکر می کند، فرمود: (سپس رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: (… و ای علی! من آن را (وصیت) به تو واگذار می کنم، و تو آن را به وصی ات واگذار خواهی کرد و وصی ات آن را به اوصیاء از فرزندانت یکی پس از دیگری واگذار خواهند کرد، تا به بهترین کس بر روی زمین بعد از تو برسد. و امت به تو کفر ورزد، و بر تو اختلافی بزرگ و شدید صورت گیرد، آن کس که بر ولایت تو ثابت باشد گویی که با من مقیم است، و کسی که از تو رویگردان باشد در آتش خواهد بود، “و آتش جایگاه کافران است”).الامامة و التبصرة – ابن بابويه القمي ص 23.

2. و پرچم رسول الله (ص) (بیعت با خدا) می باشد، و امام احمد الحسن تنها کسی است که حاکمیت مردم و انتخابات را رد و نقض می کند، و حاکمیت خدا و بیعت با امام مهدی (ع) را تأیید می نماید، و هیچ گزینه ای غیر از این را اختیار نمی کند.

اما دیگر فقهاء و اصحاب پرچمها، حاکمیت مردم و انتخاب آنها را بدون هیچ واهمه ای پذیرفتند، بلکه انتخابات را واجب کردند و بعضی از آنها انتخابات را بر نماز و روزه برتر و واجب تر شمردند، پس آنها زمین تا آسمان از پرچم رسول الله (ص) (البیعة لله یا بیعت با خدا) دور هستند.
و در اینجا روشن شد تنها شخصی که پرچم (بیعت با خدا) را بر افراشته و در این مورد با کسی به حساب دین خدا زد و بند ندارد، امام احمد الحسن (ع) است… جهت اطلاعات بیشتر در این مورد، کتاب حاکمیت خدا نه حاکمیت مردم را مطالعه کنید.

598483_457417980972537_248713584_n

3. و سلاح رسول الله (ص) قرآن است و آن اولین دلیلی است که امام احمد الحسن (ع) با آن آمد و همه ی علماء را به مناظره ی کتاب خدا خواند اما به هیچ عنوان کسی پاسخگو نبود، و حتی کسی که در میدان علمی در طلب مناظره شب و روز بود متواری گشت.

و رسول الله (ص) هنگامی که دیدند بین ایشان و اهل کتاب راه متفقٌ علیه نیست و به دلیل گردن تسلیم نمی کردند- همانگونه که حال علمای بی عمل امروزین با امام احمد الحسن (ع) می باشد – پس در آن هنگام رسول الله (ص) آنها را دعوت به مباهله و توجه به معبود یگانه کرد، و همچنین امام احمد الحسن (ع) آنها را دعوت به مباهله و مناظره با قرآن نمود، زیرا که قرآن در بین مسلمانان متفقٌ علیه می باشد. و از توهین به کتاب خدا این است که آن بین دستان ما باشد ولیکن به چیز دیگری باز گردیم.

همانگونه که میراث رسول الله (ص) که روایات سابق و غیر آنها از روایات آن را وصف می کنند امری است مرموز، و نه میراثی مادی که توانائی لمس آن را داشته باشیم، همانطور که در روایت زیر روشن خواهد شد:

از یزید بن سلیط زیدی در حدیثی طولانی تا جایی که گفت: امام موسی بن جعفر (ع) را دیدم: (…. فرمودند: اى ابا عماره! از خانه ام خارج شدم و در ظاهر به تمام پسرانم از جمله «علىّ» وصيّت و سفارش كردم (و در ظاهر همگى را وصىّ قرار دادم) امّا به او در پنهان و جداى از ديگران، وصيّت نمودم (او را وصىّ خود نمودم) و در خواب رسول خدا و امير المؤمنين عليهما السّلام را ديدم كه به همراه او، يك انگشترى، يك شمشير، یک عصا، يك كتاب و يك عمّامه بود. سؤال كردم: اينها چيست؟ فرمود: عمّامه نشانه سلطنت و قدرت خداوند متعال است، شمشير علامت عزّت و غلبه الهى است، كتاب نشانه نور خداوندعزّ و جلّ- است. عصا، علامت قوّت و نيروى خداوند- عزّ و جلّ- و بالأخره انگشترى در برگيرنده همه اين امور است، …. سپس امام كاظم عليه السّلام فرمودند: اى يزيد! من در اين سال وفات خواهم كرد و پسرم «علىّ» همنام علىّ بن ابى طالب عليه السّلام و همنام علىّ بن الحسين عليهما السّلام و داراى فهم، علم و شكوه و هيبت امير المؤمنين عليه السّلام است، و تا چهار سال بعد از هارون، اجازه سخن گفتن ندارد ولى وقتى آن چهار سال گذشت، در باره هر چه مى خواهى از او سؤال كن كه به خواست خدا به تو پاسخ خواهد داد).عيون أخبار الرضا (ع) – الشيخ الصدوق ج 2 ص 33.

و در سابق برای ما روشن شد که تنها یک پرچم، پرچم حق است که در دست فرزند حسین است و نه در دستان فرزندان حسن یا غیر ایشان.

نتیجه ای که از روایات اهل بیت (ع) بدست می آوریم:

– در زمان ظهور پرچم های شبیه به حق وجود دارند، اما پرچم های باطل می باشند.

– تنها یک پرچم حق در زمان ظهور وجود دارد.

– پرچم حق و هدایت پرچم یمانی ست و او مهدی اول از مهدیین دوازده گانه از ذریه ی امام مهدی (ع) می باشد.

– يمانى حسینی مهدوی می باشد، یعنی از ذریه ی امام مهدی (ع) به خصوص.

– یمانی رهبر قیام حسینی می باشد، بنابراین ایشان (ع) حسین در زمان ظهور می باشد.

– یمانی کشف هویت می کند و بطور علنی بیعت از مردم می گیرد، زیرا مردم به ولایت ایشان مبتلا می باشند و بیعت بر آنها واجب می باشد. پس ایشان به صاحبتان دعوت می کند: یعنی بطور مستقیم، و بدون هیچ واسطه ای، و مانند مرجعیت یا حزب و… به امام مهدی علیه السلام دعوت نمی کند، به عبارتی دیگر باید کشف هویت کند و بگوید که من یمانی هستم که مردم بواسطه ی ایشان در زمان ظهور مبتلا شوند و دلایلی را برای اثبات حقانیت از روایات اهل بیت (ع) تقدیم می کند، تا این مسئله به مردم ابلاغ شود و با این حال اگر ایمان آوردند فبها و اگر کسی سرپیچی و رویگردان شود از اهل جهنم خواهد بود.

– پرچم حق از نور خورشید روشن تر است، برای کسی که حدیث اهل بیت (ع) را شناخت و به ثقلین بعنوان منبع اصلی مانند مصدر امان از گمراهی و هدایت به راه مستقیم چنگ زد و پایبند شد. پس ایشان (ع) نام یمانی و صفات و علم و آیات و محل سکونت و علامتش را ذکر نمودند، بنابراین امری نیست که بر حق طلب پوشیده باشد.

نسب و شجره نامه ی سید احمد الحسن :

نام ایشان امام احمد فرزند سيد اسماعيل فرزند سيد صالح فرزند سيد حسين فرزند سيد سلمان فرزند امام محمد فرزند امام حسن فرزند امام على فرزند امام محمد فرزند امام على فرزند امام موسى فرزند امام جعفر فرزند امام محمد فرزند امام على فرزند امام حسين فرزند امام على ابن ابى طالب درود خداوند بر آنها باد.

توضيح مهم

شجره و نسب حجت بر مردم نیست، و دلیلی بر اینکه ایشان امام احمد الحسن (ع) وصی و فرستاده ی امام مهدی (ع) هستند، نمی باشد، ضمن اینکه شجره و نسب مبارک امام احمد الحسن (ع) سال 2009، بعد از انتشار دعوتشان، منتشر شد.

بنابراین صحت نسب با مدارک رسمی یا علمای انساب یا گفته ی شخصی که صدق او در نزد عامه معروف است شناخته و بدست می آید، و راه های اول برای امام مهدی محمد بن الحسن (ع) بدلیل غیبتشان غیر ممکن است، بنابراین راه دیگر جز این راه باقی نمی ماند، و آن این است که امام احمد الحسن (ع) مهدی اول شناخته شود و با وصیت و علم و پرچم و دلایلی که با آنها آمدند صحت ادعایشان اثبات گردد، تا ثابت شود نسبشان به امام مهدی (ع) بر می گردد. دقیقاً مانند رسول الله (ص) که نسبشان به ابراهیم خلیل الله (ع) بر می گردد و آن را با عدم وجود هر گونه نسب پیوند شده ای به نبی الله ابراهیم (ع) متوجه شدیم. و مثالی دیگر بر عدم اهمیت یا حجیت نسب، اثبات حقانیت حضرت یوسف (ع) است که مردم به نبوت ایشان (ع) با وجود اینکه در زندان بودند و از نسب ایشان اطلاع نداشتند، اقرا کردند.

بنابراین شجره ی مبارک بعد از اینکه پیروان مراجع خود نسبی را ساخته و پرداخته نمودند، علنی شد، و آنها شخصی را آوردند و گفتند که این شخص از خاندان امام احمد الحسن (ع) است و برای ایشان (ع) نسبی متصل است و نسب و شجره ای دروغین را منتشر نمودند.

و عموی امام احمد الحسن (ع) و چند تن از بزرگان عشایر نیز صحت نسب نامعلوم آنها را تأیید نمودند بدین شکل که آنها می دانستند سيد اسماعيل فرزند سيد صالح فرزند سيد حسين فرزند سيد سلمان می باشد، اما نمی دانستند سید سلمان فرزند کیست!!!

امیر المؤمنین علیه السلام بر منبر کوفه فرمود: (باید آسیابی حرکت داده شود پس اگر بر ساق آن استوار گشت خداوند متعال بنده ای سخت دل که اصل و نسبی نا معلوم دارد را مبعوث می کند، که پیروزی با اوست… صاحبان پرچمهای سیاه وای بر کسی که در برابر آنها بایستد…).غيبت شیخ نعمانی ص265.

و فرموده ی امیر مؤمنان (ع) (اصل و نسبی نا معلوم) اشاره ای واضح به این دارد که یمانی (ع) نسبی نا معلوم دارد همانگونه که اشاره داشتیم، و هنگامی که نسب خویش را آشکار سازند با شک و طعنه مواجه می شوند، زیرا که این امری جدید و پنهان بر مردم است، و در واقع این همان چیزی است که امام احمد الحسن (ع) وصی و فرستاده ی امام مهدی (ع) و یمانی موعود با آن مواجه شد آن هنگام که نسب خود را آشکار ساختند که به امام مهدی (ع) می رسد.

در سال 1425 هـ.ق برابر با 1382 هـ.ش جلساتی در مجلس یکی از بزرگان عشیره ی امام احمد الحسن (ع) در شهر بصره جهت بیان حقیقت نسبشان منعقد شد، و حاضرین در آن مجلس از پنجاه نفر بیشتر بودند، و در نزد آگاهان نسبت به امور شرعی این معروف است که شرعیت تقسیم کنندگان در قضیه ی قتل و آن بیش از حد نصاب برای تقسیم کنندگان است با پنجاه نفر، صرف نظر از عدالتشان ثابت می شود و گواهی آنها بر تعیین فرد جنایتکار قابل قبول است.

و حضور کسانی که در آن مجلس که در دو جلسه منعقد شد از قبائل مختلف و از پنجاه نفر می گذشت، و عشیره ی صیامر و آن عشیره ای غیر علوی است اعتراف نمود که خاندان امام احمد الحسن (ع) که در آبادی آنها از ده ها سال پیش زندگی می کردند با آنها در نسب هیچ ارتباطی ندارند، بلکه ارتباط و پیوندی که از ده ها سال پیش حاصل شد بدلیل ارتباط سببی است و آن آمدن خاندان سید احمد الحسن (ع) در آن مکانی که عشیره ی صیامر از آن زمان بودند، است. بنابراین بعضی ها متوهم شدند که سید احمد الحسن (ع) از عشیره ی صیامر است. و اما بزرگان و عموهای امام (ع) از آنها خواسته شد تا خود را به هر عشیره یا قبیله ای که با آن پیوند دارند نسبت دهند، پس نتوانستند، بلکه از آنها خواسته شد نام پدر چهارم و بعد از ایشان را ذکر کنند، یا اینکه شجره ی تقریبی خاندانسید احمد الحسن (ع) را تعیین کنند، پس نتوانستند حتی یکی از سلسله ی پدرانشان بعد از پدر چهارم را ذکر کنند، بلکه یکی از بزرگان عموهای سید (ع) گفت درب های زیادی از نسابین (متخصصان در نسب) را کوبید تا نسبشان را اثبات کنند اگر به قبیله ای از قبائل غیر علوی بر می گردند، در نتیجه به بن بست می رسیدند، و همچنین گفت: مردی ده ها سال پیش _ قبل از ظهور قضیه یسید احمد الحسن (ع) _ به طرف من آمد و گفت: نمی توانید نسب خود را ثابت کنید زیرا نسبتان به امام مهدی (ع) بر می گردد.

***

گواهان:

1- شیخ محسن صالح حسین شیخ عشیره آل مهدی: عموی سید احمد الحسن (ع) که تصویر ایشان در زیر می باشد.

(اینجانب سید محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان می باشم، و این شجره نامه نسب من است که به امام مهدی محمد بن الحسن عسگری (ع) بر می گردد، که بر آن در تاریخ 2009/12/04 امضاء کرده ام.

2- سید حسن حمامی فرزند مرحوم سید حمامی مرجع تقلید در نجف اشرف.

(این نسب سید محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان که به امام مهدی محمد بن الحسن عسگری (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) بر می گردد، می باشد. خداوند آنها را بر ولایت امیر مؤمنان علیه السلام و فرزندان پاکش (ع) ثابت قدم نگه دارد).

3- سید صالح عزیز صافی. مدیر روزنامه الصراط المستقیم.

(اینجانب سید صالح عزیز صافی، به خدای بزرگ مرتبه قسم می خورم که، نسب سید محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان که مقطوع النسب (نسبی نا معلوم) است به امام محمد بن الحسن عسگری (ع) می رسد، و آن را تأیید و امضاء می کنم).

4- شیخ عیدان خزاوی محمد، شیخ عشیره آل ماضی از قبیله بنی عبس.

(اینجانب شیخ عیدان خزاوی محمد، شیخ عشیره آل ماضی از قبیله بنی عبس، صحت نسب محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان را تأیید می کنم، و ایشان که نسبش به امام مهدی محمد بن الحسن عسگری (ع) می رسد را تصدیق می کنم).

5- شیخ شیاع اسماعیل آل فیصل، شیخ عشیره آل بو محمد.

(اینجانب شیخ شیاع اسماعیل آل فیصل، شیخ عشیره آل بو محمد، نسب سید محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان که نسب آنها به امام محمد بن الحسن عسگری (ع) می رسد، آن را با مهر و امضایم، تأیید می کنم).

در همین زمینه فیلم کوتاه زیر را به زبان عربی مشاهده بفرمائید. (ان شاء الله بزودی ترجمه فارسی قرار داده خواهد شد).

قسمت اول:

قسمت دوم:

قسمت سوم: