شهادت امام زمان عج به حقانیت احمدالحسن به وسیله رؤیاهای صادقه

شهادت امام زمان عج به حقانیت احمدالحسن به وسیله رؤیاهای صادقه

يكي ديگر از راه‌هاي حجت‌هاي الهي در هر زمان، وحي الهي به وسيله‌ي رؤياهاي صادقه به مومنين همان زمان بوده است و در خصوص يماني ع نيز آيات و روايات متعددي يكي از روش‌هاي شناخت حجت خدا در آخرالزمان را روياي صادقه ذكر نموده‌اند. و بيش از هزاران روياي صادقه براي حقانيت يماني (ع) توسط مؤمنين ديده شده است.

هر كسي بخواهد اين روياي صادقه را شخصا نيز تجربه كند با خواندن دعايي ميتواند خود اين شهادت ملكوتي را تجربه نمايد.

متن این دعا به همراه فایل پی دی اف جهت دانلود رو در اختیار شما عزیزان قرار میدم.ابتدا لینک دانلود فایل پی دی اف

دانلود دعای رویای صادقه -برای دیدن شهادت امام زمان عج به حقانیت سید احمدالحسن یمانی موعود




 متن دعای رویای صادقه برای دیدن شهادت امام زمان عج به حقانیت سید احمدالحسن یمانی موعود

ملاحظه: این دعاء را به مدت چهل شب (نیمه شب) بخوان، تا خداوند حقانیت سید احمد الحسن (ع) وصی و فرستاده‌ی امام مهدی (ع) را به وضوح و با زبانی گویا برای شما بیان کند.

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلْلهُمَّ أَنْتَ دَليلُ الْمُتَحَيِّرين وَ مَفْزَعُ الْمَكْروبين وَ غِياثُ الْمُسْتَغيثين مَا لْي إلٰهٌ غَيْرَك فَأَدْعوهُ وَ لا شَريك لكَ فَأَرْجوه صَلَّ عَلى مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَدٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ أَمْرِي فَرَجاً وَ اهْدِنِي لِاَقْرَبَ مِنْ هٰذا رَشَداً. قَرَعْتُ بابَكَ وَ أَنَخْتُ رَحْلِي بِساحَةِ قُدْسِكَ وَ جَنابِكَ طالِباً شَهادَتَكَ، وَ أَنا الْعَبْدُ الْخَسِيسُ الذَّلِيلُ، وَ أَنْتَ الرَّبُّ الْعَزيزُ الْجَلِيل، بَيِّنْ لِي أَمْرَ اَحَمَدَ الْحَسَن بِأَوْضَحِ بَيَانٍ وَ اَفْصَحِ لِسانٍ، فَاِنْ كَانَ وَلِيَّكَ صَدَّقْتُهُ وَ بَايَعْتُهُ وَ نَصَرْتُهُ، وَ اِنْ كانَ عَدُوِّكَ كَذَّبْتُهُ وَ حَارَبْتُهُ.

خدايا؛ تو راهنمای سرگردانان هستی و پناه‌گاه دردمندان، و فريادرس فريادخواهان؛ خدايى جز تو ندارم که او را بخوانم و هیچ شریکی برای تو نیست تا از او التماس و تمنّا کنم. بر محمّد و خاندانش درود فرست و براى من در كارم گشايش قرار ده و مرا به راهى كه نزديک‌تر از اين به صواب است هدايت كن. درب رحمت تو را زدم و شترم را در حیاط مقدس تو خوابانده‌ام، خواهان گواهی و شهادت تو هستم. من بنده‌ی پست و ذلیل و تو پروردگار عزیز و بزرگ هستی. امر اَحَمَدَ الْحَسَن را برای من به وضوح و با زبانی گویا بيان كن؛ پس اگر از اولیاء تو بود او را باور و با او بیعت کرده و او را یاری مى‌رسانم، و اگر دشمن تو بود او را تکذیب و با او دشمنی کنم.

يا مَنْ أَوْحىٰ لِلْحَوَارِيّيِنَ وَ شَهِدَ لَهُمْ بِأَنَّ عِيسىٰ (ع) رَسُولُهُ: ﴿وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ﴾.([1])
اِشْهَدْ لِي وَ بَيِّنْ لِي هٰذَا الْأَمْر، فَقَدْ شَهِدَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ عَظْمِي وَ مَا أَقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنِّي وَ رُوحِي إِنَّ شَهَادَتَكَ اَكْبَرُ شَهَادَةٍ: ﴿قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ﴾.([2])

ای کسی که به حواریون وحی کرد؛ و به ایشان گواهی و شهادت داد که عیسی (ع) فرستاده‌اش است: (و ياد كن هنگامى را كه به حواريون وحى كردم كه به من و فرستاده‏‌ام ايمان آوريد گفتند ايمان آورديم و گواه باش كه ما مسلمانيم).
براى من نیز گواهی ده و این مسأله را برایم روشن ساز، که مو و پوست و گوشت و خون و استخوانم و آن‌چه را زمین از من بر گرفته است و روحم شهادت می‌دهند که گواهی تو بزرگ‌ترین گواهی است: (بگو گواهى چه كسى از همه برتر است بگو خدا ميان من و شما گواه است).

يٰا مَنْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْكٰافِرينَ بِرِسَالَةِ مُحَمَّدٍ شَاهِداً فَقَالَ: ﴿وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ.([3])
﴿أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.([4])
﴿قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً.([5]) فَزَهِدْوا بِشَهَادَتِكَ.

ای کسی که خود را در رسالت محمد گواه قرار داد، پس فرمود: (و كسانى كه كافر شدند مى‌گويند تو فرستاده نيستى! بگوگواهی خدا بین من و شما كافى است‏.

يا مى‌گويند اين [كتاب] را بربافته است! بگو اگر آن را بربافته باشم در برابر خدا اختيار چيزى براى من نداريد او آگاه‏‌تر است به آن‌چه با طعنه در آن فرو مى‌رويد. گواه بودن او ميان من و شما بس است و اوست آمرزنده مهربان).
(بگو ميان من و شما گواه بودن خدا كافى است چرا كه او همواره به [حال] بندگانش آگاهِ بينا است). پس به گواهی تو بی‌رغبت شدند.

اِشْهَدْ لِي يٰا رَبِّ فَإِنِّي لٰا اَزْهَدُ بِشَهَادَتِكَ، وَ اَشْهَدُ أَنَّ الرُّؤْيَا حَقٌّ مِنْ عِنْدِكَ وَ طَلائِعُ وَحْيِكَ وَ كَلِمَاتِكَ الَّتِي تَفَضَّلْتَ بِهٰا عَلَى الْعٰالَمِين. يٰا مَنْ مَدَحَ اِبرٰاهِيمَ وَ جَعَلَ النُّبُوَّةَ فِي ذُرِّيَتِه لِأَنَّهُ صَدَّقَ الرُّؤْيٰا فَقُلْتَ سُبْحَانَكَ: ﴿وَ نَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ.([6])
وَ مَدَحْتَ مَرْيَمَ فَقُلْتَ: ﴿وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا.([7])

پروردگارا، به من گواهی ده که من نسبت به گواهی تو بی‌رغبت نمی‌باشم، و شهادت می‌دهم که رؤیا از جانب تو حق است و نشانه‌های وحی تو می‌باشند و کلماتی که به جهانیان ارزانی کردی. ای کسی که ابراهیم را مدح و ثناء گفت و نبوت را در نسل ایشان قرار داد زیرا که رؤیا را راست پنداشت، پس ای منزه فرمودی:(او را ندا داديم كه اى ابراهيم * رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم).
و مريم را مدح و ثناء گفتی، پس فرمودی: (و مريم دُخت عمران را همان كسى كه خود را پاک‌دامن نگاه داشت و در او از روح خود دميديم و سخنان پروردگار خود و كتاب‌هاى او را تصديق كرد و از فرمان‌برداران بود).

يٰا مَنْ خٰاطَبَ مُحَمَّد فَقَالَ: ﴿نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ * إِذْ قَالَ يُوسُفُ لَأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ.([8])

فَسَمَّيْتّ الرُّؤْيٰا أَحْسَنَ الْقِصَصِ فِي كِتٰابِكَ الْكَرِيمِ وَ مَدَحْتَ مَنْ صَدَّقَ بِهَا مِنْ أَوْلِيٰائِكَ وَ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ، وَ ذَمَّمْتَ مَنْ كَذَّبَ بِهٰا وَ سَمَّاهٰا أَضْغٰاثُ أَحْلٰامٍ فَقُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقِّ: ﴿اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ * مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ * لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ * قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ * بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ.([9])

ای کسی که خطاب به محمد کرد، پس فرمود: (ما نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مى‌كنيم، و تو قطعاً پيش از آن، از بى‌خبران بودى * [ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم، ديدم [آن‌ها] براى من سجده مى‌كنند).

پس رؤیا را نیکوترین سرگذشت‌ها در کتاب کریم خود نامیدی و هر که آن را از اولیاء و پیامبران و فرستادگانت راست گفت، او را مدح و ثناء فرمودی، و هر کس آن را دروغ برشمرد و خواب‌های آشفته نامید را مذمت و نکوهش کردی، پس فرمودی و فرموده‌ی تو حق است: (براى مردم [وقت] حسابشان نزديك شده است و آنان در بى‏ خبرى روي‌گردانند * هيچ پند تازه‏اى از پروردگارشان نيامد مگر اين‌كه بازى‌كنان آن را شنيدند * در حالى كه دل‌هايشان مشغول است و آنان‌كه ستم كردند پنهانى به نجوا برخاستند كه آيا اين [مرد] جز بشرى مانند شماست، آيا ديده و دانسته به سوى سحر مى‌رويد * [پيامبر] گفت پروردگارم [هر] گفتار[ى] را در آسمان و زمين مى‌داند و اوست شنواى دانا * بلكه گفتند خواب‌هاى آشفته است، [نه] بلكه آن را بربافته بلكه او شاعرى است، پس همان‌گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد بايد براى ما نشانه‌اى بياورد).

وَقَالَ مَلَأُ فِرْعَوْنِ وَ زَبَانِيَتِهِ: ﴿أَضْغَاثُ أَحْلامٍ وَ مَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعَالِمِينَ﴾.([10])

وَ صَدَّقَ يُوسُفُ بِالرُّؤْيٰا وَ أَوَلُّهٰا فَمَدَحْتَهُ وَ قُلْتَ سُبْحٰانَكَ: ﴿يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ.([11])

اَلَّلهُمَّ اجْعَلْنِي كَأَوْلِيٰائِك وَ أَنْبِيٰائِكَ وَ رُسُلِكَ اَصْدَقُ بِالرُّؤْيٰا طَلائِعَ وَحْيِكَ وَ كَلِمٰاتِكَ الَّتِي تَفَضَّلْتَ بِهٰا عَلَى الْعٰالَمِينَ وَ اَحْسَنَ الْقَصَصِ فِي كِتٰابِكَ وَ لٰا أَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لٰا اَخْلُفُ وَعْدَكَ.

و سران فرعون و قومش گفتند: (گفتند خواب‌هايى است پريشان و ما به تعبير خواب‌هاى آشفته دانا نيستيم.
و یوسف رؤیا را راست گفت و آن را تأویل کرد پس او را مدح و ثناء گفتی، پس ای منزه فرمودی: (اى يوسف اى مرد راست‌گوى.
خداوندا، مرا مانند اولیاء و پیامبران و فرستادگانت قرار ده، تا رؤیا، نشانه‌های وحی و کلماتی که به جهانیان ارزانی کردی و نیکوترین سرگذشت‌ها در کتابت را راست گویم، و عهد تو را نقض نکنم و خلاف وعده‌ات عمل نکنم.

سپس می‌گویی: أَغِثْنِي يٰا رَبِّ بِحَقِّ فٰاطِمَة. اِرْحَمْنِي يٰا رَبِّ بِحَقِّ فٰاطِمَة. اِهْدِنِي يٰا رَبِّ بِحَقِّ فٰاطِمَة.

خداوندا به حق فاطمه مرا کمک و یاری کن. خداوندا به حق فاطمه به من رحم کن. خداوندا به حق فاطمه مرا هدایت کن.

منذب مقصر
احمد الحسن
۱۷ربيع الأول ۱۴۲۶ هـ.ق
۰۶/ اردیبهشت ماه/ ۱۳۸۴ هـ.ش










متاسفانه بيشتر مردم در طول تاريخ به نشانه‌هاي ملكوتي خدا و رويا و كشف در ملكوت آسمانها ايمان نمي‌آورند. زيرا نگاه خود را محدود بر زمين و ماده كرده‌اند و اين نهايت علم آنانست و بالاتر از آن را نمي‌بينند.

ذلكَ مَبْلغُهُمْ منَ الْعلْم ِإنَّ رَبَّكَ هُوَ َأعْلمُ بمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيله وَ هُوَ َأعْلمُ بمَن اهْتَدَى نجم 30)

(و آن، نهايت فهم آنان از علم است. همانا پروردگارت به آنان كه از راهش گم شدند و نيز به هدايت يافتگان آگاهتر است )

و از طرف ديگر انبيا و اوصيا و رسولان و يارانشان به نشانه‌هاي خدا و رويا و كشف در ملكوت آسمانها و زمين ايمان آوردند و همانا اينها طريقه وحي خداي سبحان و متعال است و اگر ايمانشان اينگونه نبود، خدا آنان را نبي نمي‌كرد. و به همين دليل خدا آنان را مدح كرده است و فرمود:

وَ نَادَيْنَاهُ َأن يَا ِإبْرَاهيمُ * َقدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا ِإنَّا َ كذلكَ نَجْزي الْمُحْسِنينَ(الصافات 104-105)
(و ابراهيم را ندا داديم * رويا را تصديق كردي همانا ما به اين ترتيب تو را پاداش مي‌دهيم )

و فرمود: وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عمْرَان الَّتي َأحْصَنَتْ َفرْجَهَا َفنَفخْنَا فيه منْ رُوحنَا وَ صَدَّقتْ ِبكَلمَات رَبِّهَا وَ كُتُبه وَ كانَتْ منَ الْقَاِنتينَ(تحريم12)
(و مريم دختر عمران را به ياد آور كه عفت پيشه كرد پس در رحمش از روح خود دميديم و كلمات پروردگارش و كتبش را راست پنداشت و از اطاعت كنندگان شد )

و خداي متعال در مورد رويا فرمود: نَحْنُ نَقُصُّ عَليْكَ َأحْسَنَ الْقصَص ِبمَا أوْحَيْنَا إَليْكَ هَذا الْقرْان وَ ِإنْ كُنْتَ منْ َقبْله َلمنَ الْغَافلينَ(يوسف3)
(ما بر تو با وحي اين قران بهترين قصه ها را آورديم هرچند قبل از آن از غافلين بودي )

و ابراهيم ع را ستود چون رويا را راست پنداشت و به همين ترتيب مريم س را ستود زيرا رويا را راست پنداشت و يوسف ع را ستود زيرا رويا را راست پنداشت و آن را تاويل نمود.

خداي متعال فرمود: يُوسُفُ َأيُّهَا الصِّدِّيقُ َأْفتنَا في سَبْع بَقَرَاتٍ سمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عجَافٌ وَ سَبْع سُنْبُلاتٍ خُضْر وَ أُخَرَ يَاِبسَاتٍ لعَلِّي َأرْجعُ ِإَلى النَّاس َلعَلَّهُمْ يَعْلَمُون(يوسف 46)

اي يوسف! اي راستگو. به ما خبر بده از خوابي به اين مضمون: هفت گاو درشت را هفت گاو لاغر خوردند و هفت خوشه سبز كه پس از آن هفت خوشه زرد آمد تا شايد به سوي مردم بازگردم باشد كه بدانند)

و امروز مي‌بيني كه بيشتر مردم حقيقت رويا را منكرند در حاليكه آن وحيي از طرف خداي متعال و سبحان است و اين بدان علت است كه نفوس خبيث آنان منكر رويا است و مومن به خداي سبحان و متعال نيست در حاليكه نمي‌دانند و آنان در عالم ذر به خدا كفر ورزيدند و به ولايت الهي كافر شدند و به ولي‌اي از اولياي خدا حتي در قلبشان مومن نشدند، پس خدا آنان را مقر به بعضي از حق قرار داد تا به اين وسيله از اوليايش شر را دفع نمايد.

امام صادق ع فرمود: همانا خدا اقوامي را براي جهنم و آتش افريد و به ما فرمان داد تا پيام را به آنان ابلاغ كنيم همانگونه كه كرديم و از آن بيزاري جستند و دلهاشان منكرش شد و آن را به خودمان بازگرداندند و آن را حمل نكردند و دروغش پنداشنتند و گفتند گوينده‌اش ساحر و كذاب است. پس خدا بر دلهاشان مهر زد و آن را فراموششان نمود سپس خدا زبانشان را به بعضي از حق به سخن در آورد در حالي كه دلهاشان منكر بود تا به اين وسيله شر را از اوليا و اهل طاعتش بازدارد و اگر اينگونه نبود، خدا در زمين پرستش نميشد. پس به ما دستور داد تا از آنان بپوشانيم پس شما هم از آنان كه خدا دستور به نرساندن پيام به آنان داده است، آن را (كتمان كرده و) بپوشانيد )(كافي جلد 1 ص 402)

و رويا راهي است كه خدا با آن با همه بندگان و انبيا و رسل سخن مي‌گويد چه از اولياي خدا باشند چه از دشمنانش، چه مومن و چه كافر. خدا به فرعون، كافر مصر وحي كرد از طريق رويايي كه يوسف ع با استفاده از آن اقتصاد دولت را بنا نهاد

وَ قَال الْمَلكُ ِإنِّي َأرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْر وَأُخَرَ يَاِبسَاتٍ يَا َأيُّهَا الْمَلأُ أْفتُوِني في رُؤْيايَ ِإن ُ كنْتُمْ للرُّؤْيا تَعْبُرُون(يوسف43 )

( و پادشاه گفت همانا من در رويا ديدم كه هفت گاو چاق هفت گاو لاغر را خوردند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه زرد پس از آنان ديدم. اي درباريان ! مرا از رويايم خبر دهيد اگر توان تعبير رويا را داريد)

و خدا به محمد ص رويايي وحي فرمود كه نشان مي‌داد پس از او بر اهل بيتش چه مي‌رود و بني‌اميه بر امت مسلط مي‌شوند:

وَ إذْ ُقْلنَا َلكَ ِإنَّ رَبَّكَ َأحَاط ِبالنَّاس وَ مَا جَعَلنَا الرُّؤْيا الَّتي َأرَيْنَاكَ ِإلَّا فتْنَة للنَّاس وَالشَّجَرَة الْمَلْعُونَة في الْقرْآن وَ نُخَوِّفُهُمْ َفمَا يَزِيدُهُمْ ِإلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا(اسرا60)

( و آنگاه كه به تو گفتيم همانا پروردگارت به مردم احاطه دارد و رويايي كه نشانت داديم نبود مگر فتنه اي براي مردم و نبود مگر درختي لعنت شده در قران و آنان را ميترسانيم پس جز طغيان بزرگ بر آنان نمي افزايد )

علي ع خطاب به معاويه فرمود: و اين سخن خدا در مورد شما نازل شد: وَ مَا جَعَلنَا الرُّؤْيا الَّتي ارَيْنَاكَ ِإلَّا فتْنَة للنَّاس وَالشَّجَرَة الْمَلْعُونَة في الْقرْآ ن ( و رويايي كه نشانت داديم نبود مگر آزمايشي براي مردم و نبود مگر درختي لعنت شده در قران) و آن هنگامي بود كه رسول الله ص دوازده امام از ائمه گمراهي را ديد كه بر منبرش نشستند و مردم را به پيشينيان باز مي‌گرداندند، دو مرد از قريش و ده نفر از بني اميه. اولين ده نفر دوست تو عثمان است كه به دنبال خون اويي و تو و فرزندت و هفت نفر از فرزندان حكم ابن ابي عاص كه اولين آنان مروان است كه رسول الله ص حكم و همه فرزندانش را آنگاه كه پشت درب خانه پيامبر از زنان ايشان استراق سمع مي‌كرد، لعن نمود و تبعيد كرد )(كتاب سليم ابن قيس ص 308)

و خداي سبحان و متعال خودش را شاهد بر كفار به نبوت نبي اكرم ص مي‌گيرد اگر شهادتش را بخواهند و شهادت خدا خداي سبحان و متعال جز از طريق رويا چگونه ممكن است ؟ ﴿وَيَقُول الَّذينَ َ كَفرُوا َلسْتَ مُرْسَلا ُقلَ كَفى ِباللَّه شَهيدًا بَيْني وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عنْدَهُ علْمُ اْلكتَاب﴾(رعد43)( و كافران گفتند رسول نيستي. بگو شهادت خدا براي من و آنكه نزدش علم كتاب است، بين من و شما كافي است)

خداي متعال فرمود: ﴿سَنُريهمْ آيَاتنَا في الْآفَاق وَ في َأنْفُسِهمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لهُمْ َأنَّهُ الْحَقُّ َأوََلمْ يَكْف برَبِّكَ َأنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ﴾(فصلت 53)
(به زودى نشانه‌هاى خود را در افقها(ى‌گوناگون) و در خودشان بديشان خواهيم نمود، تا برايشان روشن گردد كه او خود حقّ است. آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است؟)

و در روايات اهل بيت ع آمده است كه «انه الحق»، قيامِ قائم است و نشانه‌هايي كه در آفاق و انفس مي‌بينند، همانگونه كه اهل بيت ع تبيين كرده‌اند در آفاق، فتنه‌ها و بلا از آسمان است و در انفس مسخ است.

از امام صادق ع روايت است: در انفسشان نشانشان مي‌دهيم يعني مسخ نفس آنان و در آفاق نشانشان مي‌دهيم يعني دگرگوني آفاق بر آنان پس به اين ترتيب قدرت خداي عزيز و جليل را بر خود و آفاق مي‌بينند و در مورد(حتي يتبين لهم انه الحق )فرمود: خروج قائم، حقي است از طرف خداوند عزيز و جليل كه مردم به ناچار آن را مي‌بينند. ( تفسير الصافي جلد 4 ص364-365)

و نيز آيات در آفاق ملكوتي يعني آفاق آسمانها و در نفسهاي آنان (رويا و كشف ) است و خدا به آنان آيات ملكوتي را مي‌نماياند تا آنكه بدانند خروج قائم، حق است و آنكه با آنان سخن مي‌گويد اين قائم است. (يعني مهدي اول از مهديين 12 گانه ) و اين آيات، نشانه‌هايي بر مهدي اول است و براي مردم آشكار مي‌كند كه او حقي از طرف پروردگارشان است.

پس اين آيات و نشانه‌ها در آفاق و انفس. خود شخص دابة الارض است كه در مورد آن با مردم سخن مي‌گويد و مردم را سرزنش مي‌نمايد زيرا آنان به او ايمان نمي‌آورند و آن نشانه‌ها در ملكوت آسمانها است و آن رويا و كشف است.

و خوب است كه اكنون كمي بر رويا تاكيد كنيم كه در قران بسيار مورد توجه و تاكيد خداوند سبحان و متعال و رسول الله ص و آل بيت ع است:

و اما در قران: خداي سبحان و متعال رويا را بهترين قصه ها مي‌داند (احسن القصص)(يوسف3) و بر ما قصه يوسف ع را مي‌خواند و تحققش را در زمين تبيين مي‌كند و بر ما روياي زندانيان و تحقق آن بر زمين را مي‌خواند و قصه روياي فرعون كافر را و اعتماد يوسف ع بر روياي او را مي‌خواند و اين را گوشزد مي‌كند كه يوسف بر اساس اين رويا اقتصاد دولتي را بنا نهاد و از آنجا آن را در زندگي تحقق داد.

و قران بر ما قصه بلقيس ملكه سبا را مي‌خواند و او در عالم رويا دانست كه سليمان ع نبي خداست پس رويايش را راست پنداشت و در نهايت ايمان آورد ﴿َقاَلتْ يَا َأيُّهَا الْمَلأُ ِإنِّي أُلْقيَ ِإَليَّ كتَابٌ َ كريمٌ﴾(نمل26)

و از كجا دانست كه اين نامه نامه‌اي بزرگ است الا از طريق خدا و از طريق رويا و كشف ؟ و به همين ترتيب رويا هيچگاه از انبياي خدا و رسلش و اولياي آن ذات سبحان و متعال جدا نشد كه نشانه‌اي بزرگ از آيات خداست. و راهي است كه خداوند سبحان با آن با بندگان سخن مي‌گويد. آري رويا، آغاز وحي الهي است.

انَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ [فصلت : 30]
بى ترديد كسانى كه گفتند : پروردگار ما خداست ; سپس [ در ميدان عمل بر اين حقيقت ] استقامت ورزيدند ، فرشتگان بر آنان نازل مي شوند [ و مي گويند : ]مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مي‌دادند ، بشارت باد.

فرشتگان چگونه بر مؤمنان نازل مي شوند؟؟؟
آيا از جانب خدا بر مؤمن وحي نازل مي شود؟

بله، مُسَلَماً فرشتگان مؤمنان را بوسيله رؤياهاي صالحه به صلاحشان و استقامت و حسن عاقبتشان بشارت مي دهند، زيرا كه آنها بر راه ولايت خدا پيش مي روند و پيرو ولي خدا مي‌باشند و اين آيه: (لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا) (آنان را در زندگى دنيا مژده و بشارت است)… رسول(ص) فرمود رؤياي صالحه).

در حديثي از جابر از ابي جعفر (ع) فرمود: مردي از رسول الله(ص) در قول الله عزوجل (لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا) (آنان را در زندگى دنيا مژده و بشارت است) سؤال كرد: رسول الله(ص) فرمود: آن رؤياي حسنه است كه مي بيند و در زندگي دنيا بشارت داده مي شود.
بحار الانوار ج 58 ص 177

و اگر در كلام الله عزوجل در قبل و بعد اين آيه تأمل كنيد:

أَلا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ لا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * وَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (يونس:62-65) .

آگاه باشيد ! يقيناً دوستان خدا نه بيـمـي بر آنان است و نه اندوهگين مي شوند.(62) آنان كه ايمان آورده اند و همواره پرهيزكارى دارند .(63) آنان را در زندگى دنيا و آخرت مژده و بشارت است در كلمات خدا هيچ دگرگونى نيست ; اين است كاميابى بزرگ .(64) و گفتار مخالفان ، تو را غمگين نكند ; زيرا همه عزت و توانمندى براى خداست ; او شنوا و داناست .(65)

و در اين آيات:

كساني كه خداوند در مورد آنها فرمود : (لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ) (آنان را در زندگى دنيا مژده و بشارت است) يعني اينكه رؤيا مي بينند كه بشارت به صلاحشان و استقامت و حسن عاقبتشان دهد، و خداوند آنها را در آيات قبل به اولياي پرهيزكارش وصف مي كند:

اَلا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ
(آگاه باشيد ! يقيناً دوستان خدا نه بيـمـي بر آنان است و نه اندوهگين مي شوند* آنان كه ايمان آورده اند و همواره پرهيزكارى دارند)يعني اينكه كساني كه بشارت ها را مي بينند دوستان پرهيزكار خدايند.

همانا كه رؤياهاي بشارت دهنده- به حسن عاقبت آنها- كه مؤمنان آنرا مي‌بينند خداوند متعال آنرا به سخنان خود(عزوجل) وصف مي‌كند، و آن حق است كه دگرگوني و قابل تغيير نيست و آن از (غيب) مي‌باشد كه خداوند دوستان پرهيزكار خود را از آن مطلع مي سازد. (لا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ) (در كلمات خدا هيچ دگرگونى نيست ; اين است كاميابى بزرگ).

ايمان به غيب يكي از مهمترين امور ايمان به خدا و فرستادگان خدا مي باشد كه خدا آنرا در قرآن كريم مقدم تر از نماز و غيره دانسته است. الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ [البقرة : 3] آنان كه به غيب ايمان مي آورند و نماز را بر پا مي دارند و از آنچه به آنان روزى داده ايم، انفاق مي كنند.

همچنين در قرآن كريم خداوند متعال ايمان به غيب و رؤيا را بهترين داستانها در سوره يوسف(ع) ذكر كرده است (نحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ) (ما بهترين داستان را با وحى كردن اين قرآن بر تو مي خوانيم).

هم چنين كه خداوند متعال يوسف را به اين دليل صديق ناميد زيرا كه كلمات خدا را بوسيله رؤيا تصديق نمود (يوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقٌ) اى يوسف ! اى راستگوىِ [راست كردار !]

و ليكن امروزه بسياري از مردم به رؤياها و مكاشفات استهزاء مي كنند و به رؤياها، خوايهاي آشفته مي گويند و اين چيز را بي خردانه مي دانند.

در قرآن به قصه يوسف (ع) اشاره مي شود كه چگونه يعقوب(ع) كه او يكي از پيامبران خدا است كه رؤياي يوسف (ع) دليل تشخيص و مصداق خليفه خدا است كه يوسف (ع) بود و (يعقوب)، به يوسف هشدار داد كه به برادرانش اين رؤيا را نگويد زيرا كه با اين رؤيا او را تشخيص داده و در آخر ممكن است مثل هابيل كشته شود

قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ(يوسف:5)

يعقوب گفت اي فرزند عزيزم، خواب خود را بر برادران حكايت مكن (كه به غواي شيطان) بــر تو مكر و حسد خواهند ورزيد زيرا دشمني شيطان را آدميان بسيار آشكار است.(يوسف:5).

آيا اين اقرار قران به حجيت رؤيا در تشخيص مصداق خليفه خدا در زمين نيست، آيا يوسف بر اساس رؤياي فرعون اقتصاد دولت مصر را تدبير نكرد و غذاي فراوان براي مردم فراهم نكرد، آيا دليل رؤيا و مكاشفه كه آنها وحي الهي هستند، خدا خود را شاهد بر آنها قرار نداد؟

قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً(الإسراء:96)

(اي رسول (پس از اتمام حجت به امت) بگو خدا شاهد ميان من و شما كافي است كه او به احوال بندگانش آگاه و بصير است)(اسراء:96).
و الا چگونه خدا شهادت دهد و چگونه خدا با بندگانش چه كافر و مؤمن سخن گويد و به آنها شهادت دهد؟ آيا به حواريين كه حضرت عيسى را نصرت و ياري دادند شهادت نداد؟

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً(الفتح:28) (او خدائيست كه رسول خود را با قرآن و دين حق به عالم فرستاد تا او را بر همه اديان دنيا غالب گرداند و بر حقيقت اين سخن گواهي خدا كافيست) (فتح:28).

وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَ بِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُون(المائدة:111) (و ياد كن هنگامي كه به حواريين وحي كرديم كه به من و رسول من ايمان آريد گفتند(ما با مقام علم يقين) ايمان آورديم خدايا گواه باش كه ما تسليم امر توايم)(مائده:111).آيا خدا و فرشتگان و اوليائش خود شاهد در رؤيا و مكاشفه براي صاحب حق و خليفه خدا در زمين نشدند ؟

لَّـكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلآئِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيداً(النساء:166) (ليكن خدا به آنچه براي تو فرستاد گواهي دهد كه به علم ازلي خود فرستاده و فرشتگان نيز گواهي دهند و گواهي خود، تو را كفايت است(نساء:166). پس اي مردم عاقل باشيد و راضي نشويد كه كسي شما را سبك شمارد تا شما را در مقام كسانى كه فرستادگان و خلفاي خدا در زمين را تكذيب كردند بگذارند و به وحي خدا رؤيا و مكاشفه، خوابهاى آشفته گويند و خداوند سخن خبيث آنها را كه تا امروز تكرار مي شود را در قران ذكر نمود.

بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ(الأنبياء: 5)

وليكن گفتند كه اين سخنان خواب و خيالي است بلي رسول شاعر بزرگي است كه اين كلمات را فرا بافته و گرنه براي ما مانند پيغمبران گذشته آيت و معجزه اي بياورد) (اَنبياء:5).

و اما از احاديث رسول الله ص: ايشان به رويا به شدت توجه داشت و اهميت مي‌داد تا آنجا كه هر روز پس از نماز صبح به اصحابش توجه مي‌كرد و مي‌پرسيد (هل من مبشّرات هل من رويا)(آيا بشارتي برشما نرسيد ؟ آيا رويايي نديديد ؟ )(. (الكافي: ج 8 ص 90، بحار الأنوار: ج 68 ص 177)و وقتي كسي از اصحابش رويايي نمي‌ديد مي‌فرمود: هم اكنون جبرئيل نزد من بود كه مي‌گفت چگونه ما به سوي آنان برويم و به آنان رويا نشان دهيم و به سمت ناخن هاي آنان اشاره نمود…(كنايه از اينكه آنان مستحق ديدن بشارت نبودند)

و پيامبرص فرمود: هر كسي مرا در عالم رويا ببيند، خود مرا ديده است و شيطان به شكل من و اوصياي من در نمي‌آيد( – بحار الأنوار: ج 30 ص 132، دار السلام: ج 1 ص59) و نبي اكرم بارها بر اين موضوع تاكيد كرد. براي بررسي دقيق به كتاب دار السلام كه 4 جلد است و روايات مربوط به رويا را معرفي مي‌كند رجوع شود.

پيامبر ص رويا را وسيله‌اي براي هدايت و ايمان معرفي كرد و ايمان خالد ابن سعيد عاص را كه از طريق رويا بود پذيرفت و روياي يهودي كه موسي ع را در خواب ديده بود كه از حقانيت محمد ص خبر داد، را تاييد كرد و رسول الله ص اقرار كرد كه رويا حقي از خدا است و كلامي است كه رب سبحان با آن با بنده سخن ميكويد (مراجعه شود بحار الأنوار: ج 58 ص210)

اما از اهل بيت ع: هر كه ما را ببيند خود ما را ديده است و شيطان شبيه ما نمي‌شود

شخصي از خراسان به امام رضا ع گفت رسول الله ص را در خواب ديدم كه فرمود: چگونه‌ايد آنگاه كه پاره تن من در زمين شما دفن مي‌شود و امانت من در زمين شما سپرده مي‌شود و ستاره من در زمين شما مخفي مي‌شود؟ امام رضا ع فرمود: من در سرزمين شما دفن مي‌شوم. من پاره تن نبي شمايم. و من همان امانت و ستاره‌ام. بدانيد هر كه مرا زيارت كند و به حق من و اطاعتم كه خدا واجب فرمود، اگاه باشد، در روز قيامت من و پدرانم، شفيع او خواهيم بود. و هر كه ما شفيعش باشيم، نجات يافته است حتي اگر بار گناه انس و جن را بر دوش داشته باشد و پدرم از جدم از پدرش نقل كرد كه رسول الله ص گفت: هر كه مرا در خواب ببيند به تحقيق كه خود مرا ديده است زيرا شيطان نمي‌تواند به صورت من و يكي از اوصياي من و يكي از شيعيان من درآيد. همانا روياي صادق جزيي از هفتاد جزء نبوت است. (من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 584)

و از آنان وارد است كه رويا در آخر شب تكذيب نمي‌شود:

از امام صادق ع: اما رويايي كه پس از دو سوم شب و در هنگام نزول ملائكه و پيش از سحر روي دهد، اختلافي در آن نيست انشاءالله (الكافي: ج 8 ص 91 ح 622)و در آخر الزمان آن چيزي كه باقي مي‌ماند، راي مومن و روياي اوست:

امام صادق ع فرمود: در آخر الزمان نظر(به ملكوت) و روياي مومن از هفتاد جزء نبوت است (دارالسلام جلد1 ص 18) امام حسين ع ايمان وهب نصراني را بر اساس روياي او و ديدن عيسي ع پذيرفت و امام رضا ع ايمان بعضي از واقفيه (گروهي كه معتقدند امام كاظم ع مهدي موعود است )را به دليل رويا پذيرفت و به او( فردي از واقفيه) گفت كه به خدا سوگند به حق بازگشتي.

و اما در خصوص حجيت رويا در خصوص شخص قائم ع نيز روايات فراواني در كتب شيعه و سني ذكر شده است:

ابى بكر حضرمىّ گفت من و ابان بخدمت امام صادق عليه السّلام رسيديم و اين به هنگامى بود كه پرچمهاى سياه در خراسان ظاهر شده بود عرض كرديم نظر شما چيست ؟ فرمود : در خانه خودتان بنشينيد هر وقت ديديد كه ما به گرد مردى گرد آمديم آن وقت با اسلحه به يارى ما قيام كنيد .(غيبة النعماني ص 1977)

جمع شدن همه اهل بيت ع دور يك نفر در يك زمان، جز در عالم رويا ممكن نيست.

عبد الله بن عجلان گويد : نزد امام صادق (ع) ذكر خروج قائم (ع) مي‌ كرديم . پس به ايشان گفتم : چگونه او را بشناسيم ؟ امام صادق (ع) فرمود : برخي از شما شــــــــــــــــب را به صبح مي‌ رساند و زير سرش در صحيفه اي نوشته شده : اطاعتش خير و نيكو است .
(كمال الدين ج2 ص 654)
يعني روياي صادقه

و اگر بيشتر بخواهي، بحث به طول مي‌انجامد ولي چگونه با كسي استدلال كني با كسي كه خورشيد را در وسط روز انكار مي‌كند و چگونه استدلال كني با كسي كه در هنگام ظهر، مدعي است كه اكنون نيمه شب است. و چاره اي نيست جز آنكه بگوييم: انا لله و انا اليه راجعون (همه از خداييم و همه به سويش باز مي‌گرديم ) و هيچ نيرو و تواني به جز از طرف خداي بزرگ بلند مرتبه نيست و ظالمان خواهند دانست كه عاقبت به كجا ميروند.

خداي متعال فرمود: سَنُريهمْ آيَاتنَا في الْآفَاق وَ في َأنْفُسِهمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لهُمْ أنَّهُ الْحَقُّ َأوَ لمْ يَكْف ِبرَبِّكَ َأنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ * ألا ِإنَّهُمْ في مرْيَةٍ منْ لقَاءِ رَبِّهمْ َألا ِإنَّهُ ِبكُلِّ شَيْءٍ مُحيطٌ

و انكارشان بر رويا كه از نشانه‌هاي انفسي است به دليل آن است كه آنان در شك ديدار پروردگار خويشند. و سپاس ستايش شايسته خداست.

نشانه‌هاي خود را در آفاق و انفس نشانشان مي‌دهيم تا بر آنان آشكار شود كه او حق است. آيا همين كافي نيست كه پروردگارت بر هر چيز شاهد باشد * بدانيد آنان در شك ديدار پروردگار خويشند بدانيد همانا او بر هر چيز احاطه دارد. (فصلت53-54)

يماني ع در خطبه طلاب چنين فرمود:

!!!شما مي گوييد شهادت دو نفر عادل را قبول داريم

پس اين خدا است كه براي من شهادت مي دهد، و محمد (ص) نيز شهادت مي دهد، علي (ع) نيز شهادت مي دهد، و فاطمه (س) شهادت مي دهد، و حسن (ع) براي من شهادت مي دهد و حسين (ع) براي من شهادت مي دهد و علي بن الحسين (ع) و محمد (ع) و جعفر (ع) و موسي (ع) و علي (ع) و محمد (ع) و علي (ع) و حسن (ع) و محمد (ع) به وسيله صدها روياي صادقه، كه مومنان رويت كرده اند، براي من شهادت مي دهند.

آيا شهادت آنها و سخن آنها و نصيحت هاي آنها را قبول نداريد؟ آيا آنها به شما خبر نداده‌اند كه بر صاحب حق جمع مي‌شوند، هنگامي كه بيايد؟ و فرمودند(ع): اگر ديديد كه بر مردي جمع شديم، با تمام سلاحتان (با آنچه در توان داريد) به سوي ما بشتابيد.( غيبة النعماني ص197 )

مي‌گوييد كه شيطان (لعنه الله) به صورت رسول الله محمد (ص) ظاهر مي‌شود. همانا سخني بسيار زشت و منكر بر زبان آورديد.

(لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدّاً * تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبَالُ هَدّاً)

به راستى كه چيزى بسيار زشت و نسبتى بس ناروا [به ميان] آورده ايد. (89) نزديك است آسمانها از اين [ادعاى بىاصل و سخن ناروا] پاره پاره شوند، و زمين بشكافد، و كوهها به شدت در هم بشكنند و فرو ريزند!!
(مريم:89-90)

و خدا مي گويد (وَ مَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ * وَ مَا يَنْبَغِي لَهُمْ وَ مَا يَسْتَطِيعُونَ)
قرآن را شيطانها نازل نكرده اند، (210) و [نزول قرآن] سزاوار آنان نيست، و قدرت [وحى كردن چنين كتابى را] ندارند،
(الشعراء:210-211)

پس اگر شيطان نمي تواند حتي حرفي از قرآن را به زبان خود بياورد، پس چگونه به صورت محمد (ص) ظاهر مي شود؟ در صورتي كه محمد (ص) كل قرآن است.

قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون
بگو: اگر معرفت و شناخت داريد [بگوييد:] كيست كه [حاكميّت مطلق و] فرمانروايى همه چيز به دست اوست و او پناه دهد و برخلاف خواسته‌اش به كسى [از عذاب] پناه ندهد (المؤمنون:88)

ملكوت آسمانها و زمين به دست چه كسي است؟ به خدا كه انصاف پيشه نكرديد، وقتي كه ملكوت آسمانها را بدست شيطان (لعنه الله) سپرديد و حرمت رسول خدا (ص) را ارج ننهاديد، و لا حول و لاقوه الا بالله العلي العظيم.

مردم را به مسخره مي گيريد، و به آنها مي‌گوييد: آيا رسول خدا را ديده‌ايد كه او را در رويا بشناسيد؟ خدا پاك و منزه است از آنچه مي‌گوييد.

آيا در زمان امام صادق (ع) كسي رسول خدا (ص) را ديده بود كه امام صادق(ع) مي‌فرمايد: هر كس بخواهد رسول خدا(ص) را در رويا ببيند، اينچنين و اينچنين عمل كند؟ و روايات زيادي در اين مورد وجود دارد و براي اطلاع بيشتر، به كتاب دارالسلام، و به ديگر كتب حديث مراجعه نماييد.

مي گوييد، كه رويا تنها براي صاحبش حجت است، و شهادت انسان مومن عادل را رد مي‌كنيد، (سخن) كسي كه رسول خدا (ص) را در ملكوت آسمانها ديده و شنيده و به او از حقيقت خبر داده است. پس چگونه شهادت وي را درباره آنچه كه در اين دنياي مادي شنيده و ديده را قبول مي‌كنيد؟

(تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزَى)
در اين صورت، اين تقسيمِ نادرستى است(نجم: 22)

در حديث نقل شده از امام حسن عسكري (ع) بعد از اينكه فضل بن حارث در خواب، او را ديده و بين آنها سخناني رد و بدل شده بود، امام فرمودند: كلام و سخن ما در خواب مانند كلام ما در بيداري است.
(سفينة البحار: ج 10 ص 199)

آيا رسول اكرم (ص) ايمان خالد بن سعيد اموي را قبول نكرد چون رويا ديده بود؟ آيا رسول خدا ص ايمان آن مرد يهودي كه در رويا، حضرت موسي (ع) را ديده، و به او فرموده است كه حضرت محمد ص حق است، را قبول نكرد؟ آيا امام رضا (ع) ايمان (فرقه) واقفيه را قبول نكرد، چون كه در رويا ديده بودند وي برحق است؟ آيا امام حسين، ايمان وهب نصراني را قبول نكرد، چون كه رويا ديده بود؟ آيا حضرت نرجس (س) مادر امام مهدي (ع) بوسيله ديدن يك رويا نزد امام حسن عسكري (ع) نيامد؟ آيا ………. و آيا …………. و آيا ……………
انا لله و انا اليه راجعون.

دنيا در ميزان و ترازوي شما چقدر با ارزش و سنگين، و ملكوت آسمانها در هواي نفساني و نظر شما چقدر سبك است؟»