فقهای آخر الزمان

فقهای آخر الزمان

پس علمای قومش که کافر بودند گفتند ما تو را جز بشرى مثل خود نمى‏بینیم و جز [جماعتى از] فرومایگان ما آن هم نسنجیده نمى‏بینیم کسى تو را پیروى کرده باشد و شما را بر ما امتیازى نیست بلکه شما را دروغگو مى‏دانیم.

در طول تاریخ بشر چندین موعود منتظر ظهور کرده است، از حضرت موسی کلیم الله ع تا حضرت مــــسیح روح الله ع و تا حضرت پیامبر حبیب و رسول الله! ص

اما نکته‌ی قابل توجه، شباهت عکس العملها و رفتارهای سرزده از منتظران است که بسیار باهم مشابهت داشتند، طوری که می‌توان از آنها به عنوان سنت جاری ظهورها یاد کرد؛ کارها و عکس العملهائی که با خواندن آنها مو بر تن آدمی سیخ می‌شود…

مشخص ترین نوع عکس العمل ها این است که:

در حین ظهور، کسی منجی را قبول نمی کرد، حتی منتظرانشان. و با ناباوری شدید آنها را رد کرده و مورد تمسخر و استهزاء قرارشان می‌دادند، و در نهایت حتی خود منتظران و عاشقان، به جـــــنگ علیه ایشان می‌رفتند و دشمنشان می‌شدند!

اما چرا؟

علت این است که نحوه ظهور و شخص ظهور کرده با تصورات ذهنی آنها نمی‌خواند، و یا جزئیات مدعی ظهور کرده با جزئیاتی که آنها می‌دانستند نمی‌خواند.

آنها منتظر کسی بودند که با معجزات، ظهور کند و فرعون را نابود کند، اما جوانی که همه به عنوان پسر فرعون می‌شناختند و در کاخ فرعون بزرگ شده بود، می آمد و می‌گفت: منم موسای موعود!

هزار و اندی سال منتظر مسیحی بودند که با شکوه و عظمت و شگفتیها ظهور کند، که طبق پیشگوئیها از بیت اللحم بود. اما جوانی از ناصریه به اسم عیسای ناصری سوار بر یک الاغ وارد بیت المقدس می‌شد و می‌گفت: منم مسیحای موعود!

و در آن هنگامه تمسخرها و استهزاها و تکذیب‌ها و تکفیرها شروع می‌شد!

به ویژه در آن زمان که علیه علما موضع گیری می‌کرد…

و علیه‌اش دلیل هم می‌آوردند که مسیح باید از بیت اللحم ظهور کند!

به عبارتی تمسک بیش از اندازه‌ای بر تصورات خویش می‌نمودند!

به مسیح می گفتند: ای دروغگو!، تو را که می‌شناسیم عیسای ناصری از شهر ناصریه هستی! اما غافل از اینکه عیسی در بیت اللحم متولد شده و چندی بعد از تولد، در ناصریه ساکن شد. و دیگر چون و چراها و بهانه‌های بنی اسرائیلی که پایان نداشت.

هیچ یک از علما حاضر به تأییدش نبود و حتی علیه او فتوی می‌دادند…

یا در آن زمان که پیامبرشان می‌گفت اینک پسری متولد می شود که مسیح است، ناگاه دختری متولد می شد به اسم مریم! و غوغا، انکارها و ارتدادها شروع می‌شد!

غافل از این که مشیت خدا بر آن قرار گرفته که مسیح از این دختر متولد شود… تا خود آزمایشی عظیم باشد برای جدایی مومنین از کافرین.

و متأسفانه حتی یک بار هم نشده که سرشناسان و عالمان و دانشمندان، در ابتدای امر آنها را قبول کنند و ایمان آورند؛ و مورد استهزاء و تمسخر قرارشان ندهند!

آری حتی یک بار! اینهم دلیلش از کلام الله مجید:

یٰحَسرَهً عَلَى العِبادِ ۚ ما یَأتیهِم مِن رَسولٍ إِلّا کانوا بِهِ یَستَهزِءونَ. یس، ۳۰.
دریغا بر این بندگان هیچ فرستاده‌‏اى بر آنان نیامد مگر آنکه او را ریشخند مى‌کردند

یهود و علمای یهود که هزاران سال منتظر مسیح بودند، زمانی که عیسی ع آمد، فتوای قتلش را صادر کردند و با اصرار، رومیان کافر را وادار به دستگیری و به صلیب کشیدن او کردند…

قریشی که در آرزوی برانگیخته شدن پیامبری از میانشان بودند، زمانیکه پیامبر، مبعوث شد گفتند: خدا جز یتیم عبدالمطلب فرد دیگری پیدا نکرد؟ و …

آیا این بار، این بار آخر، متفاوت از قبلیها خواهد بود؟

نه هرگز! همان ماجرا عیناً تکرار خواهد شد! سری به احادیث ظهور بزنید!

سُنَّهَ اللَّهِ الَّتى قَد خَلَت مِن قَبلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبدیلًا. فتح، ۲۳
سنت الهى از پیش همین بوده و در سنت الهى هرگز تغییرى نخواهى یافت…

عن رسول الله ص من وصیته لأبن مسعود : …… یا ابن مسعود : یأتی علی الناس زمان الصابر فیه علی دینه مثل القابض علی الجمر بکفه ، فإن کان فی ذلک الزمان ذئبا ، وإلا أکلته الذئاب . یا ابن مسعود : علماؤهم وفقهاؤهم خونه فجره ، ألا إنهم أشرار خلق الله ، وکذلک أتباعهم ومن یأتیهم ویأخذ منهم ویحبهم ویجالسهم ویشاورهم أشرار خلق الله یدخلهم نار جهنم صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ البقره:۱۷ ، وَنَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ عَلَی وُجُوهِهِمْ عُمْیاً وَبُکْماً وَصُمّاً مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ کُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِیراً الاسراء:۹۷ ، کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ النساء:۵۵ ، إِذَا أُلْقُوا فِیهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِیقاً وَهِیَ تَفُورُ * تَکَادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظ الملک:۶-۷ ، لَهُمْ فِیهَا زَفِیرٌ وَهُمْ فِیهَا لا یَسْمَعُونَ الانبیاء:۱۰۰ ، کُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِیدُوا فِیهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ الحج:۲۲ . یا ابن مسعود : یدعون أنهم علی دینی وسنتی ومنهاجی وشرائعی إنهم منی برآء وأنا منهم برئ . یا ابن مسعود : لا تجالسوهم فی الملا ولا تبایعوهم فی الأسواق ، ولا تهدوهم إلی الطریق ، ولا تسقوهم الماء ، قال الله تعالی : مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لا یُبْخَسُونَ هود:۱۵ ، یقول الله تعالی : وَمَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ نَصِیبٍ الشورى:۱۹ . یعنی العلماء والفقهاء
رسول الله (ص) فرمود: ای پسر مسعود زمانی بر مردم بیاید که صبر کننده‏ بر دینش مانند کسی است که آتش در دست خود بگیرد. ای پسر مسعود اگر کسی در این زمان گرگ بود که هیچ وگرنه او را گرگ صفتان می‌خورند. ای پسر مسعود علما و فقیهان آنها خائن و فاجر هستند . آگاه باشید که اینان شرورترین خلق خدایند و هم چنین پیروان ایشان و کسانی که پیش آنان می روند و از آنان می‌گیرند و آنها را دوست دارند و با آنان همنشینی می‌کنند و با آنها مشورت می‌کنند شرورترین مخلوقات خدا هستند. ایشان را در آتش جهنم وارد می‌کند. کرند لالند کورند بنا بر این به راه نمی‌‏آیند (البقره:۱۷)، و روز قیامت آنها را کور و لال و کر به روی چهره‌هایشان در افتاده برخواهیم انگیخت جایگاهشان دوزخ است هر بار که آتش آن فرو نشیند، شراره‌‏ای تازه برایشان می‌افزاییم (الاسراء:۹۷)، هر بار پوستشان بسوزد پوستهای دیگری بر جایش نهیم تا عذاب را بچشند (النساء:۵۵)، چون در آنجا افکنده شوند از آن خروشی می‌‏شنوند در حالی که می‌جوشد * نزدیک است که از خشم شکافته شود (الملک:۶-۷)، برای آنها در آنجا ناله ‏ای زار است و در آنجا چیزی نمی‏شنوند (الانبیاء:۱۰۰)، هر بار بخواهند از شدت غم از آن بیرون روند در آن باز گردانیده می‌‏شوند که هان بچشید عذاب آتش سوزان را (الحج:۲۲). ای پسر مسعود: آنان ادعا می‌کنند که بر دین و سنت و راه و روش منند. آنان از من به دور و من از آنان بیزارم. ای پسر مسعود با آنان در اجتماع همنشینی ننمائید. در بازار با ایشان خرید و فروش مکنید. راه را نشانشان ندهید. آبشان ندهید. خدای تعالی فرموده: کسانی که زندگی دنیا و زیور آن را بخواهند جزای کارهایشان را در آن جا به طور کامل به آنان می‏دهیم و به آنان در آنجا کم داده نخواهد شد (هود:۱۵)، و خدای تعالی می‌فرماید: و کسی که کشت این دنیا را بخواهد به او از آن می‌‏دهیم ولی در آخرت او را نصیبی نیست (الشورى:۱۹). یعنی علما و فقها.
مکارم الأخلاق الطبرسی ص ۴۴۹ . بحار الأنوار ج ۷۴ ص ۱۰۱ . ألزام الناصب ج۲ ص ۱۳۱

قال رسول الله ص : سیأتی على الناس زمان لا یبقی من القرآن إلا رسمه، و لا من الإسلام إلا اسمه، یقسمون به و هم أبعد الناس منه، مساجدهم عامره، خراب من الهدى، فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء تحت ظل السماء، منهم خرجت الفتنه، و إلیهم تعود
پیامبر (ص) فرمود: زمانی بر امتم می‌آید که از قرآن جز نوشته‌هایش باقی نمی‌ماند و از اسلام جز اسمش باقی نمی‌ماند. خود را مسلمان می‌خوانند در حالی که دورترین افراد از آنند، مساجدشان آباد است ولی خبری از هدایت در آن نیست، فقهای آن زمان شرّترین فقهایی هستند که آسمان بر آنها سایه افکنده است، فتنه از آنها خارج می‌شود و به سوی خودشان نیز باز می‌گردد.
الکافی ج۸ ص۳۰۷ . بحار الانوار ج ۵۲ ص ۱۹۰ . ثواب الاعمال وعقابها ص ۳۰۱ . جامع الاخبار ص ۱۲۹ . منتخب الاثر ص ۴۲۷

قال رسول الله ص : سیأتی على الناس زمان، بطونهم آلهتهم، ونساؤهم قبلتهم، ودنانیرهم دینهم، وشرفهم متاعهم، ولا یبقى من الایمان إلا اسمه، ومن الاسلام إلا رسمه، ومن القرآن إلا درسه، مساجدهم معموره من البناء، وقلوبهم خراب عن الهدى، علماؤهم أشر خلق الله على وجه الأرض
رسول الله (ص) فرمود: زمانی خواهد آمد که خدای مردم شکم آنها است و قبله‌ی آنان زنانشان است و دین آنان پول آنها است و دارایی آنان نشان شرافت آنها است. باقی نمی‌ماند از ایمان مگر اسمش و از اسلام مگر رسمش و از قرآن مگر درسش . مساجدشان بناهای آباد دارد ولی دل‌های آنان خالی از هدایت است . علمای آنها شرترین و شرورترین مخلوقاتی هستند که زمین به خود دیده است.
بحار الانوار ج ۲۲ ص ۴۵۳

عن رسول الله ص قال عن آخر الزما : یکون فی أمتی فزعه فتصیر الناس إلى علمائهم فإذا هم قرده وخنازیر، قد عوقبوا بنظیر ما فعلوا من تغییر الحق عن جهته، وتحریف الکلام عن مواضعه، مسخ الله صورهم وغیر خلقتهم کما بدلوا الحق باطلاً
رسول الله ص فرمود : در آخرالزمان امت من دچار ترس و وحشت می‌شوند. پس مردم به نزد علمایشان می‌روند با وجود آن که آنان میمون و خوک هستند. حتماً به مانند آنچه انجام داده‌اند عقوبت می‌شوند. زیرا حق را از مسیرش تغییر دادند و کلام را از موضعش تحریف کردند. خداوند چهره‌هایشان را مانند هیولا کند و خلقت آنان را تغییر دهد، همان گونه که آنها حق را به باطل تبدیل کردند.
بشاره الإسلام ص۱۷۶ . یوم الخلاص ص ۴۰۵

عن رسول الله ص للسائل عن الساعه: تکون عند خبث الامراء، ومداهنه القراء، ونفاق العلماء.
رسول الله ص فرمود : قیام قائم ع، در زمان حاکمان خبیث و قاریان چرب زبان و علمای منافق خواهد بود.
إرشاد القلوب: ج ۱ ص ۶۷ . معجم احادیث الامام المهدی (ع) ج۱ ص۳۹

امیر المومنین (ع) یقول : إذا خرج القائم ینتقم من أهل الفتوى بما لا یعلموا فتعساً لهم ولأتباعهم أوَ کان الدین ناقصاً فتمموه أم کان به عوجاً فقوموه ، أم هَمَّ الناس بالخلاف فأطاعوه أم أمرهم بالصواب فعصوه أم هَمَّ المختار فیما أوحی إلیه فذکروه أم الدین لم یکتمل على عهده فکملوه أم جاء نبیاً بعده فاتبعوه
امیر المومنین ع فرمود : زمانی که قائم قیام کند از اهل فتوا (مراجع تقلیدی که بر اساس رای خودشان فتوا می‌دهند) انتقام می‌گیرد . کسانی که ندانسته از خود فتوا می‌‌دادند. وای بر آنها و پیروان و تابعانشان. آیا دین ناقص بود که آنها کاملش کنند. یا در آن کجی و ناراستی بود که آنها راستش کنند . بیان الائمه ع ج۳ ص۲۹۸ . الزام الناصب ج ۲ ص ۲۰۰ . یوم الخلاص ص ۴۱۰

عن مالک أبن ظمره عن أمیر المؤمنین (علیه السلام): یا مالک أبن ظمره کیف أنت إذا اختلفت الشیعه هکذا وشبک أصابعه وأدخل بعضها فی بعض فقلت یا أمیر المؤمنین (علیه السلام) ما عند ذلک من خیر قال (علیه السلام) الخیر کله عند ذلک یقوم قائمنا فیقدم سبعین رجلاً یکذبون علی الله ورسوله فیقتلهم ثم یجمع الله الناس علی أمرٍ واحد
امیر المؤمنین ع فرمود : زمانی که شیعه این گونه اختلاف پیدا کنند سپس انگشتانش را در هم فرو برد. گفتم: خیری در آن وقت نیست. فرمود: تمام خیرها در آن موقع است. ای مالک در آن موقع قائم ما قیام می‌کند، و هفتاد مرد (از علما) را که بر خدا و رسولش دروغ بسته‌‏اند، می‌‏آورد و همه را به قتل می‌رساند، آن گاه خداوند همه‌ی مردم را بر یک عقیده جمع می‌‌کند.
الغیبه النعمانی ص ۲۰۶

عن الباقر ع : ویسیر إلى الکوفه فیخرج منها سته عشر ألفا من البتریه شاکین فی السلاح، قراء القرآن، فقهاء فی الدین، قد قرحوا جباههم وسمروا ساماتهم وعمهم النفاق، وکلهم یقولون: یا بن فاطمه ارجع لا حاجه لنا فیک فیضع السیف فیهم على ظهر النجف عشیه الاثنین من العصر إلى العشاء فیقتلهم أسرع من جزر جزور، فلا یفوت منهم رجل
امام باقر ع می‌فرماید: قائم ع به سوی کوفه رهسپار می‌شود. در آن جا شانزده هزار نفر از بتریه (کسانی که معتقدند امام مهدی ع فرزند ندارد) ، مجهز به سلاح در برابر او می‌ایستند. آنان قاریان قرآن و فقهای در دین هستند. پیشانی‌های آنها از عبادت بسیار پینه بسته و چهره‌های آنها بر اثر شب زنده‌داری زرد شده است . اما کاملاً منافق هستند. همگی می‌گویند: ای فرزند فاطمه برگرد، زیرا که ما به تو نیازی نداریم. پس قائم ع در پشت شهر نجف، از عصر روز دوشنبه تا شامگاه بر آنان شمشیر می‌کشد و همه‌ی آنها را بدون توقف می‌کشد.
دلائل الامامه ص ۲۴۱ . معجم احادیث الامام المهدی ع ج ۳ ص ۳۰۶

عن أبی جعفر علیه السلام فی حدیث طویل انه إذا قام القائم فیخرج منها بضعه عشر الف نفس یدعون البتریه علیهم السلاح فیقولون له ارجع من حیث جئت فلا حاجه بنا إلى بنی فاطمه فیضع علیهم السیف حتى یأتی على آخرهم ثم یدخل الکوفه فیقتل بها کل منافق مرتاب ویهدم قصورها ویقتل مقاتلتها حتى یرضى الله عز وجل
امام باقر ع فرمود: زمانی که قائم ع به سوی کوفه می‌رود، بیش از ده هزار نفر از بتریه (کسانی که معتقدند امام مهدی ع فرزند ندارد) با سلاح از آنجا بیرون می‌آیند و به او می‌گویند: از همان جا که آمده‏ای بازگرد که ما نیازی به فرزندان فاطمه نداریم. پس قائم (ع) با ایشان می‌جنگد تا همه‌ی آنان را تا آخرین نفر نابود سازد و داخل کوفه می‌شود و هر منافق دودلی را می‌کشد، و قصرهای آن جا را ویران می‌کند و جنگجویانش را می‌کشد تا خدای عزیز و بلند مرتبه خشنود گردد.
الارشاد المفید ج ۲ ص ۳۸۴٫ کشف الغمه ج ۳ ص ۲۶۴٫ معجم احادیث الامام المهدی ع ج ۳ ص ۳۰۸

عن المفضل بن عمر، قال: سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: لو قام قائمنا بدأ بکذابی الشیعه . فقتلهم
مفضل بن عمر گوید شنیدم امام صادق (ع) فرمود: اگر قائم ما قیام کند با شیعیان دروغگو و تکذیب کننده آغاز می‌کند و آنها را می‌کشد.
اختیار معرفه الرجال للطوسی ج۲ ص۵۸۹

قال الصادق ع: فاذا خرج القائم من کربلاء وارد النجف والناس حوله، قتل بین کربلاء والنجف سته عشر الف فقیه، فیقول من حوله من المنافقین: انه لیس من ولد فاطمه والا لرحمهم، فأذا دخل النجف وبات فیه لیله واحده فخرج منه من باب النخیله محاذی قبر هود وصالح استقبله سبعون الف رجل من اهل الکوفه یریدون قتله فیقتلهم جمیعاً فلا ینجی منهم احد
امام صادق ع فرمود : قائم از کربلا خارج می‌شود در حالی که مردم پیرامون او هستند و وارد نجف می‌شود. و در بین کربلا و نجف شانزده هزار فقیه را می‌کشد. پس کسانی که از مناقفین پیرامونش هستند، می‌گویند: او از فرزندان فاطمه نیست وگرنه به آنها رحم می‌کرد. پس وارد نجف می‌شود و در آنجا یک شب می‌ماند. سپس از باب النخیله مجاور قبر هود و صالح خارج می‌شود. در آنجا هفتاد هزار نفر از مردم کوفه به استقبال او می‌آیند و خواهان قتل او هستند. پس همه‌ی آنها را می‌کشد و هیچ کدام از آنها نجات نخواهد یافت .
کتاب نور الانوار ج ۳ ص ۳۴۵

عن أبی عبد الله ع : … ورأیت الفقیه یتفقه لغیر الدین، یطلب الدنیا والرئاسه ….. ورأیت المنابر یؤمر علیها بالتقوى ولا یعمل القائل بما یأمر
امام صادق ع درباره آخر الزمان در حدیثی طولانی فرمود : … و دیدی که فقیه برای غیر از دین تفقه (آموختن دین) کند و طالب دنیا و ریاست باشد … و دیدی بر منبرها به تقوا امر کنند و گوینده، به آن چه امر می‌کند، عمل نکند.
الکافی ج ۸ ص ۳۶

عن الباقر ع: اذا خرج الامام المهدی فلیس له عدو مبین الا الفقهاء خاصه ، ولولا ان السیف بیده لأفتى الفقهاء بقتله
امام باقر ع فرمود: زمانی که قائم قیام کند، دشمنی آشکارتر از فقها ندارد و اگر شمشیر به دستش نباشد، فقها، فتوای قتل او را می‌دهند. بیان الائمه ع ج۳ ص ۹۹

عن الصادق (علیه السلام): أنی یکون ذلک ولم یستدر الفلک حتی یقال مات أو هلک فی أی وادٍ سلک فقلت وما استدارت الفلک فقال اختلاف الشیعه بینهم
امام صادق ع فرمود: چگونه باشد (این امر) در حالی که زمانه برنگشته تا گفته شود مرده یا هلاک شده و در کدام وادی سلوک می‌کند. پس گفتم: برگشتن زمانه چیست؟ فرمود: اختلاف شیعه بین خودشان.
الغیبه النعمانی ص ۱۵۷

عن أبی جعفر ع أنه قال إذا ظهر القائم علی نجف الکوفه خرج إلیه قراء أهل الکوفه قد علقوا المصاحف فی أعناقهم … فیقولون لا حاجه لنا فیک یا ابن فاطمه قد جربناکم فما وجدنا عندکم خیرا ارجعوا من حیث جئتم فیقتلهم حتی لا یبقی منهم مخبر
امام باقر ع فرمود: زمانی که قائم ع در نجف کوفه ظهور کند، اهل کوفه بر او خروج می‌کنند در حالی که مصحف‌ها و کتاب‌های دینیشان را بر دوش دارند … پس می‌گویند: ای فرزند فاطمه ما به تو نیازی نداریم. ما شما را امتحان کردیم و در شما خیری نیافتیم. از همان جایی که آمده‌ اید بازگردید. پس همه‌ی آنها را می‌کشد و هیچ کدام نجات نمی‌یابند. حتی کسی که خبر کشته شدن آنها را ببرد.
منتخب الأنوار المضیئه ص ۱۹۳

قال الصادق‏ (ع) : اذا خرج القائم یخرج من هذا الامر من کان یُری انه من اهله و دخل فیه شبه عبده الشمس والقمر
امام صادق ع فرمود : هنگامی که قائم قیام کند از امر (ولایت) او کسانی بیرون می‌روند که همواره چنین به نظر می‌‏رسید از یاران او باشند و به امر (ولایت) او در می‌آیند آنانی که شبیه خورشیدپرستان و ماه پرستانند . الغیبه النعمانی ص ۳۱۷

یمانی (ع) فرمود: برای یک بار هم که شده با خود منصف باشید و این سؤال را از خود بپرسید: آیا قبل از اینکه از علماى آخرالزمان درباره وصى امام مهدى (ع)، سؤال کنید، از رسول خدا و ائمه و درباره‌ی علماى آخر الزمان سؤال کرده‌اید؟

آیا از قرآن درباره موضع گیری علما پرسیده‌اید که موضع تغییر ناپذیر آنها در هنگام مبعوث شدن انبیاء و اوصیاء چیست ؟

آیا از قرآن کریم پرسیده‌اید که چه کسى آتش ابراهیم ع، را شعله ور کرد؟

و چه کسى خواستار قتل عیسى ع، شد؟

و چه کسانى با نوح و هود و صالح و شعیب و موسى و یونس و تمامى انبیاء و اوصیاء ع جنگیدند؟

اگر با خودتان منصف نباشید و حالا به این سؤال پاسخ ندهید پس به زودی در آتش جهنم حتما با این پاسخ جواب خواهید داد:

وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا
پروردگارا ما از علما و بزرگان خود اطاعت کردیم، پس آنها ما را گمراه ساختند

پس به سرگذشت امت‌هاى پیش از خود بنگرید. آیا هیچ عالم بى‌عملی را مى‌یابید که پیامبری از پیامبران، یا وصیی از اوصیا را یارى کرده باشد؟ پس تاریخ را دوباره به پیرویتان از علماى بى‌عمل ، و مبارزه با وصى امام مهدى (ع) تکرار نکنید. همان گونه که امت‌هاى پیش از شما از علماى بى‌عمل پیروى کردند . و با اوصیاء و انبیاى فرستاده شده خود به جنگ برخاستند.