نام مهدیین در وصیت پیامبر (ص) کجاست!؟

نام مهدیین در وصیت پیامبر(ص)کجاست؟

نام مهدیین در وصیت پیامبر (ص) کجاست!؟

مضمون شبهه این است که آن‌ها میگویند وصیت رسول خدا (ص) اسامی همه مهدیین را ذکر نکرده است، و به ذکر نام اولین انها اکتفاء نموده، و به خیال آنها این اشکال دلیلی برای عدم اخذ این روایت است.

و این شبهه اگر چه واضح البطلان است و جز افراد جاهلی که بهره ای از علم ندارند آن را مطرح نمیکنند چراکه کسی که با این اشکال اعتراض میکند در حقیقت بر رسول خدا (ص) اعتراض دارد و از ایشان ذکر نام مهدیین (ع) را مطالبه می کند و در غیر اینصورت روایت را نمیپذیرد !

در حالیکه حق اینست که بر او واجب است که اجمالا (بدون آگاهی از اسم و صفات) به وجود مهدیین بعد از امام مهدی (ع) ایمان آورد و تفصیلا (با علم به اسم و اوصاف) به اولین آنها که در وصیت ذکر شده است ایمان آورد که او همان احمد (ع) است و اما اسامی بقیه ی اوصیاء (سایر مهدیین) در وقتش روشن خواهد شد و ما در قبال آنچه که چیزی در خصوص آن از ناحیه ی معصومین وارد نشده است مسئول نیستیم و با آن امتحان نمی شویم .

در هر حال، اشکالی نیز مشابه اشکال فوق وجود دارد که زیدی ها در خصوص عدم آگاهی شیعه از اسامی ائمه، آن را مطرح کرده اند که شیخ صدوق (رحمه الله) در کتاب کمال الدین و تمام النعمه به آن پاسخ داده است.

شیخ صدوق میگوید : (زیدیه میگویند : اگر روایات ائمه ی دوازدهگانه (روایاتی که دال بر دوازده گانه بودن ائمه است) صحیح باشد ، مردم پس از امام صادق (ع) در امامت دچار شک نمیشدند تا جائیکه گروهی از شیعه به امامت عبدالله قائل شود و گروهی به امامت اسماعیل و گروهی نیز متحیر بوده تا جائی که برخی از شیعیان عبدالله پسر امام صادق (ع) را امتحان کردند و چون آنچه که میخواستند را نزد او نیافتند از نزد او خارج شدند ، درحالیکه او میگفت : به کجا می روید ؟ به سمت مرجئه یا قدریه ؟ یا بسمت حروریه ؟ به سمت من بیایید …
بنگرید وجوهی را که روایات دوازده گانه بودن ائمه را باطل میکند ، اول: نشستن عبدالله برای امامت (ادعای امامت)، دوم: اقبال شیعیان به او، سوم: سرگردانی و حیرت شیعیان در هنگام امتحان او، چهارم: اینکه شیعیان نمیدانستند که امامشان موسی ابن جعفر (ع) است تا اینکه ایشان بخواهد انها را به سوی خود بخواند.
و در این مدت، فقیه شیعیان زراره بن اعین روزهای آخر عمر خود را سپری می کند و در این حال قرآن را بر سینه خود گذاشته و می گوید “خدایا من به کسی ایمان آورده و اقتدا میکنم که این قرآن امامت او را اثبات نمود” )

شیخ صدوق میگوید پس ما در جواب زیدیه میگوییم: همه این سخنان، سخنانی پوچ و باطل و آمیخته به دروغ است. بدین خاطر که ما هرگز ادعا نکرده ایم که همه شیعیان در آن زمان ائمه ی دوازده گانه را به اسم می شناختند، بلکه گفتیم: مسلما رسول خدا (ص) خبر داده که ائمه ی دوازده گانه ی بعد از ایشان، خلفای ایشان بوده و علمای شیعه هم قطعا این روایت را همراه با اسامی ائمه روایت کرده اند ولی بعید نیست و احتمال دارد که در میان آنها یک یا دو نفر یا بیشتر باشند که این روایت را نشنیده اند، و اما زراره بن اعین، او از دنیا رفت پیش از آنکه کسی متوجه او شده و از او در این خصوص بپرسد تا او این روایات (روایات دال بر ائمه دوازده گانه) را عذر خود قرارداده و در پاسخ ، به آن استدلال کند ؛ پس او قرآن را بر سینه اش قرار داد و گفت: خدایا من به کسی ایمان اورده و اقتدا میکنم که این قرآن امامت او را اثبات نمود، و آیا هر فقیه متدینی در آن هنگام که امر برایش دچار اختلاف می شود جز آنچه را که زراره انجام داده بود انجام میدهد ؟! مضاف بر این، گفته شده که زراره به امر امام موسی بن جعفر (ع) و امامت ایشان عمل کرد و همانا فرزندش عبید را فرستاد تا از امام کاظم (ع) جویا شود که آیا برای او اظهار علم به امامت امام موسی بن جعفر جایز است یا اینکه تقیه کرده و کتمان کند، که این سخن به فضیلت زراره بن اعین و معرفت او سزاوارتر است.

شیخ صدوق اعتراض زیدیه را به سخنانی پوچ و باطل و آمیخته به دروغ وصف میکند، علیرغم اینکه نصوصی وجود دارد که اسامی ائمه را ذکر کرده است. پس شکی نیست که مهدیینی که نام آنها در وصیت رسول خدا (ص) نیامده ، سخن کسی که در مورد آنها چنین شبهه ای را مطرح می کند به سخنان پوچ و باطل و آمیخته به دروغ نزدیکتر است.

برگرفته از کتاب جامع الأدلة استاد ابومحمد انصاری