یمانی کیست؟ پاسخ از زبان سیداحمدالحسن ع

)یمانی کیست؟پاسخ از زبان سید احمدالحسن یمانی (ع

یمانی کیست؟ پاسخ از زبان سیداحمدالحسن ع

فردي در نامه‌ای از امام احمد الحسن پرسيد: يمانی كيست؟ امام در پاسخ وی اين مقاله را مرقوم فرمودند.

اول مهم است بدانيم كه مكه از تهامه است و تهامه از يمن و همه محمد و آل محمد، يماني هستند. محمد(ص)، يماني، علي (ع)، يماني…، امام مهدي (ع)، يماني و مهديين 12 گانه يماني و مهدي اول يماني هستند.

عن رسول الله: (ص). ان خير الرجال أهل اليمن، والايمان يماني و أنا يماني… بحار الأنوار: ج 57 ص 232. الأصول الستة عشر: ص.81.

رسول الله (ص) فرمود: بهترين مردان از يمن هستند و ايمان، يماني است و من يماني هستم. و اين چيزي است كه علماي عامل (ره) در گذشته مي‌دانستند ولي ( فخَلفَ منْ بَعْدهمْ خَلْفٌ َأضَاعُوا الصَّلاَة وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَات َفسَوْفَ يَلْقوْن َ غيًا﴾(مريم 59) (بعد از آنها جانشيناني آمدند كه نماز را تباه نمودند و تابع شهوات شدند پس عاقبت در گمراهي خواهند رفت)

و علامه مجلسي ره كلام اهل بيت (ع) را حكمت يماني ميداند بلكه اين موضوع از نبي اكرم (ص) هم نقل شده است.

قال رسول الله (ص): الايمان يماني و الحكمة يمانية  الكافي: ج 8 ص 70 ح 27) ايمان يماني و حكمت يماني است.

به همين ترتيب عبد المطلب كعبه را كعبه يماني ناميد. (بحار جلد 22، 51،75)

خدا در مناجاتش با عيسي (ع) آنجا كه بشارت به آمدن محمد (ص) مي‌دهد كعبه را كعبه‌ي يماني مي‌نامد: اي عيسي! دينش حنفي و قبله‌اش يماني است. او از حزب من است و من با او هستم ( الكافي: ج 8. ص 139)

شناخت شخصيت يماني:

امام باقر (ع) فرمود: در ميان پرچم‌ها پرچمي هدايت‌گرتر از پرچم يماني نيست. و آن پرچم هدايت است زيرا شما را به صاحبتان دعوت مي‌كند. پس هرگاه يماني قيام كرد، خريد و فروش اسلحه بر مردم و هر مسلمان ممنوع ميشود و هرگاه كه يماني قيام كرد، به او ملحق شويد كه همانا پرچمش، پرچم هدايت است  و بر هيچ مسلماني جايز نيست كه از او سرپيچي كند و هر كس چنين كند، از اهل آتش است زيرا او به حق و راه راست دعوت مي كند. (غيبة النعماني: ص264)

اولا «بر هيچ مسلماني جايز نيست كه از او سرپيچي كند، و هر كس چنين كند از اهل آتش است » و اين يعني اينكه يماني صاحب ولايت الهي است. آري آن شخص كسي جز حجت بر مردم نيست به طوريكه اگر از او سرپيچي كنند، اهل آتش شوند حتي اگر نماز بخوانند و روزه بگيرند، مگر آنكه آن شخص از خلفاي خدا در زمين باشد و صاحب ولايت الهي از طرف انبيا و مرسلين و ائمه و مهديين باشد.

ثانيا «او به حق و راه مستقيم مي‌خواند» و دعوت به حق و راه مستقيم يا صراط مستقيم يعني آنكه اين شخص دچار خطا نمي‌شود كه مردم را به باطل بكشاند يا از حق خارجشان نمايد، يعني اين فرد معصوم است و با اين معني و با اين قيد، شخصيت يماني محدود مي‌شود. فرض ديگري در معني اين عبارت «او به حق و راه مستقيم ميخواند»، كلام امام ع را بي‌فايده ميكند و حد و قيدي براي شخصيت يماني قائل نمي‌شود و حاشا كه ائمه اطهار (ع) چنين كنند.

پس نتيجه از اولا و ثانيا به اين ترتيب مي‌شود:

يماني از حجت‌هاي خداوند سبحان در زمان و معصوم به نص امام (ع) است. و با روايات متعدد و نصوص غير قابل انكار ثابت مي‌شود كه حجت‌هاي خدا پس از نبي اكرم (ص) 12 امام و 12 مهدي است و حجت معصوم خدا غير از آنها نيست. و به وسيله‌ي آنها نعمت تمام مي‌شود و دين كامل مي‌گردد و ختم رسالت هاي آسمان با آنها است. و 11 امام از آنها گذشته اند و امام مهدي ع و 12 مهدي باقي مانده‌اند و يماني به سوي امام مهدي (ع) دعوت مي‌كند، پس او بايد اولين مهديين باشد، زيرا 11 مهدي پس از او از فرزندان اويند
ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا منْ بَعْض وَاللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ (آل عمران34)

و او پس از ظهور امام مهدي (ع) خليفه خواهد شد و در دولت عدل الهي ظهور مي‌يابند و معلوم است كه اولين مهديين در زمان ظهور امام مهدي (ع)، حضور دارد و او اولين مومن به امام مهدي ع در ابتداي ظهور و حركت امام (ع) است تا مقدمات را براي ظهور آماده سازد همان گونه كه در وصيت نبي اكرم (ص) آمده‌است و از اين جا است كه شخصيت يماني با مهدي اول منطبق مي‌شود.

روايات اهل بيت (ع)، مهدي اول را با اسم و صفت و محل تولد  به طور دقيق توضيح داده‌اند.

اسمش احمد و كنيه اش عبد الله – يعني اسراييل – يعني مردم به ناچار و عليرغم ميلشان او را اسراييلي مي‌نامند.

پيامبر ص فرمود: اسمم احمد هست و عبد الله هستم و اسمم اسراييل است هرچه به او دستور داد به من هم داد و هر چه به او اشاره كرده به من نيز اشاره كرده است. (.تفسير العياشي: ج 1 ص 44، البرهان: ج 1 ص 95، بحار الأنوار: ج 7 ص 178)

مهدي اول اولين نفر از 313 يار اصلي امام مهدي (ع) است. بر اساس روايات از بصره است و بر گونه راستش اثري است و در سرش شوره دارد و بدنش مانند بدن موسي ابن عمران است و مهر نبوت را در كمر دارد و وصيت رسول الله (ص) همراه اوست و او اعلم مردم پس از ائمه به تورات و انجيل و قران است و در ابتداي ظهورش جوان است.

پيامبر جواني را ياد كرد و فرمود: (هرگاه آمد با او بيعت كنيد كه او خليفه مهدي (ع) است) ( بشارة الإسلام: ص 30. وفي إمتاع الأسماع للمقريزي: ج 12 ص 296،)

و از امام صادق (ع) از پدرانش (ع) نقل شده: در شب وفات رسول الله (ص) علي (ع) را خواست تا قلم و دواتي آماده كند پس رسول الله (ص) املا كرد تا به آن جا رسيد كه فرمود: يا على ! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى. پس تو يا على اوّلين دوازده امام مى‌باشى…. و تو پس از من خليفه و جانشين من بر امتم هستى، هر گاه وفاتت رسيد، خلافت را به فرزندم حسن واگذار كن، كه او برّ وصول است، چون او وفاتش رسيد آن را به فرزندم حسين زكىّ شهيد مقتول بسپارد،…. به فرزندش حسن فاضل واگذارد، و چون وفات او برسد، آن را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه زمان وفاتش فرا رسيد، خلافت را به فرزندش كه اوّلين مهديان است مى‌سپارد، و براى او سه نام است. يك نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبدالله و احمد، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است (.بحار الأنوار: ج 53 ص 147، الغيبة للطوسي: ص 150، غاية المرام: ج 2 ص241)

و از امام صادق (ع) فرمود: ( از ما پس از قائم، 12 مهدي از فرزندان حسين ع مي آيد )( بحار الأنوار: ج 53 ص 148، البرهان: ج 3 ص 310، الغيبة للطوسي: ص 385)

و امام صادق (ع) فرمود: ( از ما بعد از قائم، 11 مهدي از فرزندان حسين ع مي آيد)(. بحار الأنوار: ج 53 ص 145)

و در روايت دوم قائم، مهدي اول و نه امام مهدي (ع) است. زيرا اگر امام مهدي (ع) بود، بايد بعدش 12 مهدي ذكر مي‌شد.

و امام باقر (ع) در وصف مهدي اول فرمود: او شخصي است سرخ و سفيد داراي چشماني گود و فرو رفته و ابرواني پرپشت و برجسته و شانه‌اي پهن و بر سرش حراز ( پوسته اي كه از سر فرو مي ريزد) و بر صورتش اثري است. خداوند موسي (ع) را رحمت كند.( غيبة النعماني: ص 215)

و امير المومنين (ع) در خبري طولاني نقل فرموده:… بدانيد كه اولين آنها (313 نفر) از بصره و آخرين آنها از ابدال (دسته تبديل شدگان مانند حرّ) است. ( بشارة الإسلام: ص 148)

و امام صادق (ع) در خبري طولاني اسم ياران امام مهدي (ع) را چنين آورده:…از بصره…به نام احمد ( بشارة الإسلام: ص 181)

و امام باقر (ع) فرمود: براي قائم دو اسم است. يكي اسم مخفي و ديگري اسم اشكار. اما اسم مخفي‌اش احمد و اسم آشكارش محمد است. (كمال الدين وتمام النعمة: ج 2 ص 653 ب57)

و بر اساس وصيت رسول الله (ص) معلوم شد كه احمد اسم مهدي اول و محمد اسم امام مهدي (ع) است.

و امام باقر (ع)  فرمود: براى خداى تعالى گنجى در طالقان است نه طلا است و نه نقره بلكه دوازده هزار نفر در خراسان اند كه شعارشان « احمد، احمد» است و رهبر آنها جوانى از بنى هاشم سوار بر قاطرى سپيد رنگ أست و پيشانى بندي قرمز رنگ بر پيشاني بسته است، گويي به او مى‌نگرم كه از رود فرات هم مى‌گذرد اگر دعوت او را شنيديد بسوى او بشتابيد حتى اگر مجبور باشيد سينه خيز بر روي يخ‌ها حركت كنيد ( منتخب الأنوار المضيئة: ص343) و احمد اسم مهدي اول است.

….

شيخ كوراني در كتاب معجم احاديث امام مهدي ع آورده است: مهدي و خلافت جز از قريش نيست به جز آنكه مهدي اصل و نسبي در يمن دارد. ( معجم أحاديث الإمام المهدي. ج 1 ص 299: )

و مهدي اول از فرزندان امام مهدي (ع) است و به ناچار نسلش ناشناخته و مبهم مي‌باشد زيرا فرزندان امام مهدي (ع) اصل و نسبشان نامعلوم است و اين صفات از صفات يماني منصور و از صفات مهدي اول است زيرا آنها دو نفر نيستند بلكه يك نفرند.

و اگر بيشتر بخواهي اضافه مي‌كنم كه همانا يماني آماده كننده مقدمات ظهور در زمان امام مهدي (ع) است و از 313 نفر مي‌باشد و پرچم را به امام مهدي (ع) تحويل مي‌دهد و مهدي اول نيز در زمان ظهور حضور دارد و اولين مومنين به امام مهدي (ع) در ابتداي ظهور و پيش از قيام است، پس به ناچار يماني يا مهدي اول بايد يكي از آنها بر ديگري حجت باشد و از آن جا كه ائمه و مهديين بر همه خلق حجتند پس بايد مهدي اول بر يماني حجت باشد اگر آنها را دو نفر فرض كنيم. و به اين ترتيب مهدي اول، رهبر قيام و آماده سازي براي ظهور خواهد بود پس يماني بايد پيرو رهبر اصلي باشد و اين غير صحيح است زيرا يماني رهبر اصلي قيام و آماده سازي ظهور است و لازم است كه يماني همان مهدي اول و مهدي اول همان يماني باشد.

يماني اسمش احمد، از بصره و بر گونه راستش اثري است.در ابتداي ظهورش جواني است و در سرش شوره دارد و داناترين مردم به تورات و انجيل و قران پس از ائمه مي‌باشد و نسبش معلوم نيست و ملقب به مهدي است و امامي است از طرف خدا كه لازم است تبعيت شود و بر مسلماني جايز نيست كه از او سرپيچي كند و هر كه چنين كند از اهل آتش است. يماني به سوي حق و راه راست وامام مهدي (ع) دعوت مي كند، براي شناخت مشخصات مهدي اول به روايات محمد و ال محمد در كتابهاي غيبة نعماني وغيبة طوسي و كمال الدين و بحار ج52 و ج 53 مراجعه شود.

همه‌ي پيروان يماني از 313 نفرياران امام مهدي (ع) اند و به دليل پيرويشان از يماني، همه از يمانيون به شمار مي‌روند و از آنها يماني صنعا و يماني عراق و…مي‌باشد.

كَلاَّ وَ الَقمَر * وَ اللَّيْل ِإذ َأدْبَرَ * وَ الصُّبْح ِإذا َأسْفرَ * ِإنَّها لإِحْدَى الْكُبَر * نَذيرًا للْبَشَر * لمَنْ شاءَ منْكمْ َأن يَتَقدَّمَ َأوْ يَتَأخَّرَ * كُلُّ نَفْس ِبما َ كسَبَتْ رَهينَةٌ * ِإلاَّ َأصْحابَ الْيَمين *في جَنَّاتٍ يَتَساءَلون * عَن الْمُجْرمينَ * ما سَلككُمْ في سَقرَ * قاُلوا َلمْ نَكُ منَ الْمُصَلِّينَ *وَ لمْ نَكُ نُطْعمُ الْمسْكينَ * وَ ُ كنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائضينَ * وَكنَّا نُكذِّبُ ِبيَوِم الدِّين * حَتَّى َأتانَا الْيَقينُ * َفما تَنَفعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافعينَ * َفما َلهُمْ عَن التَّذْكرَة مُعْرضينَ * َ كَأنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفرَةٌ* فرَّتْ منْ َقسْوَرَةٍ * بَل يُرِيدُ كُلُّ امْرئ منْهُمْ َأن يُؤْتى صُحُفًا مُنَشَّرًة * كَلاَّ بَل لا يَخاُفون الآْخرَة * كَلاَّ ِإنَّهُ تَذْكرَةٌ * َفمَنْ شاءَ َ ذكرَهُ * وَ ما يَذكرُون ِإلاَّ َأن يَشاءَ اللَّهُ هُوَ َأهْلُ التَّقوى وَ أهْلُ الْمَغْفرَة (المدثر 32-56)
هرگز اينطور نيست و سوگند به ماه * و سوگند به شب وقتي بگذرد * و سوگند به صبح آنگاه كه نمايان شود * همانا آن از نشانه هاي بزرگ خداست * تا مردم را بترساند *براى كسانى از شما كه مى‏خواهند پيش افتند يا عقب بمانند [بسوى هدايت و نيكى پيش روند يا نروند]* هركس در مورد هر چه كند، بازخواست ميشود * به جز اصحاب يمين * آنان كه در بهشتها ميپرسند * از ستمكاران * چه چيز شما را به دوزخ افكند * گفتند از نمازگزاران نبوديم * و به نيازمندان كمك نميكرديم * و با بطالت گويان همدم بوديم * و روز پيروزي دين را تكذيب ميكرديم * تا انكه به يقين رسيديم * آري اكنون شفاعت شفاعت كنندگان سودي نميرساند * پس چرا از ياد خدا و خودشان روي ميگردانند * گويا الاغاني گريزان هستند * كه از شير درنده ميگريزند * بلكه هر كدامشان ميخواهد كه چون رسولان برايش كتابي گشوده فرستاده شود * هرگز اينطور نيست.بلكه از اخرت نميهراسند * هرگز ! اين قران ياد و تذكره اي است * هر كه بخواهد يادش ميكند * و ياد نمي كنند مگر انكه خدا بخواهد. او اهل تقوي و اهل مغفرت است.

(والقمر): وصي است

(والليل): دولت ظالمين

(والصبح): روشنايي امام مهدي (ع) و ابتداي ظهورش از طريق وصي او مانند ابتداي طلوع خورشيد است زيرا او خورشيد است.

(لانها احدي الكبر)( همانا آن از نشانه هاي بزرگ خداست *):: يعني قيامت صغري و سه واقعه بزرگ الهي عبارتند از: قيامت صغري، رجعت و قيامت كبري

(نذيرا للبشر)( * تا به مردم را بترساند *): هشدار دهنده و او، وصي و مهدي اول(يماني) است كه امام مهدي (ع) او را براي بشارت و انذار قبل از عذاب دردناك مي‌فرستد تا هر كه پيش‌قدمي بخواهد براي همراهي با امام مهدي (ع) پيشقدم كند و هر كه كار را به تاخير اندازد، مؤخرش كند.

كُلُّ نَفْس ِبما َ كسَبَتْ رَهينَةٌ *( هركس در مورد هر چه كند، بازخواست ميشود *) و اين واضح است كه هر كس در مورد عملش بازخواست مي‌شود.

الا اصحاب اليمين (به جز اصحاب يمين ) و اين‌ها از حساب مستثني هستند و آنان مقربين و اصحاب يماني و 313 نفر از ياران امام مهدي (ع) هستند كه بدون حساب وارد بهشت مي‌شوند. خداي متعال فرمود:

فَأمَّا إن كَان منَ الْمُقرَّبينَ * َفرَوْحٌ وَ رَيْحَانٌ وَ جَنَّتُ نَعيم ( واقعه 88-89)، في جَنَّاتٍ يَتَساءَلو ن * عَن الْمُجْرمينَ* ما سَلككُمْ في سَقرَ * قاُلوا لمْ نَكُ منَ الْمُصَلِّينَ، يعني از دوستداران ولي خدا و خليفه او و وصي امام مهدي (ع) و مهدي اول (يماني) نبوديم. پس بر احدي از مسلمين جايز نيست كه از يماني سرپيچي كند و هر كه چنين كرد از اهل آتش است.

امام ابي الحسن (ع) فرمود: «لانها احدي الكبر» (همانا آن از نشانه هاي بزرگ خداست *) يعني ولايت.

لمن شاء منكم ان يتقدم او يتاخر (آن كس را از شما بترساند كه بخواهد پيشقدم شود يا اموررا به تاخير اندازد *) يعني: هر كه به ولايت ما بشتابد، از آتش دور ميشود و هر كه ولايت ما را به تاخير اندازد، به سوي آتش مي‌شتابد.

الا اصحاب اليمين (به جز اصحاب يمين): به خدا سوگند آنان شيعيان ما هستند.

لم نك من المصلين (از نمازگزاران نبوديم ) يعني همانا ما پيرو وصي محمد ص و اوصياي بعدش نبوديم… (الكافي: ج 1 ص 432 ح 91)

و خدا براي ياري من كافي است و چه خوب ياوري است.

و همانا علي (ع) به معاويه پسر هند (كه لعنت خدا بر او باد) گرفتار شد و با قومي به سوي علي (ع) آمد كه فرق ناقه و شتر سركش را نمي‌دانستند و امروز من مانند پدرم علي ابن ابيطالب به 70 معاويه (كه لعنت خدا بر آنها باد ) مبتلا هستم. و پيروانشان مانند قديم فرق بين جمل و ناقه (شتر سركش و ناقه الهي) را نمي‌دانند. و خدا بر آنچه وصف مي‌كنند، ياور است.

و به خدا سوگند رسول الله (ص) و پدرانم از ائمه چيزي را از امرم باقي نگذاشتند مگر آن كه آن را تبيين نمودند. مرا به دقت وصف نمودند، مرا ناميدند و  مسكنم(محل تولدم) را ذكر كردند و چيزي پوشيده نماند و شبهه‌اي پس از اين بيان در موردم نمي‌ماند. و امر من از خورشيد تابان در وسط روز نمايان‌تر است. همانا من اولين مهديين و يماني موعودم.